گارد آزادی، تکلیف ما چیست؟ جوابی به نامه یکی از رفقا

مارچ ۲۰۰۶

 

بهرام جان سلام،

نوشته رفيق خالد را در درباره گارد آزادي خواندم. بالاخره تکليف ما چيست؟ رفيق خالد ميگويد بايد گارد آزادي از سازمان حزب جدا باشد. ما اين را قبول کرديم. ولي چه کنيم؟ بچه ها در محل ميخواهد کاري بکنند. حتي بسيجي هاي محل رو شناسايي کردن، اون ها البته عددي نيستن ولي خوب بالاخره براي شروع کار بد نيست. همه طرفدار شروع کار نظامي هستند. تکليف ما چيه؟

 

رفيق عزيزم

نوشته رفيق خالد همانطور که خودت هم تاکيد کرده اي به درستي بر جدايي سازمان گارد آزادي از تشکيلات حزب در ايران تاکيد کرده است. اين هم شامل کردستان و هم خارج کردستان ميشود. اما پيش از اينکه وارد شروع کار و سوالت بشوم لازم است که نکته اي را تاکيد کنم:

 

اوضاع سياسي و توازن قوا و سنت هاي مبارزاتي در کردستان بخشا به نسبت مناطق ديگر کشور متفاوت است. در کردستان احزاب سياسي و نيروهاي دخيل در اوضاع سنتا مسلح بوده اند، سياست در کردستان سنتا – غلط يا درست – نظامي شده است به اين معني که شما اگر ميخواهيد کار جدي در آن جامعه صورت دهيد، مستقل از اينکه مثل هرجاي ديگر ايران، با رژيم اسلامي سروکار داريد که تا دندان مسلح است و هزار و يک نيروي شبه نظامي را در کنار ارگانهاي رسمي نظامي خود سازمان داده است، با احزاب اپوزسيوني هم روبرو هستيد که آنها هم مسلح هستند. من اين جا به سياست هاي اين اپوزسيون فعلا کاري ندارم، فاکت اين است که آنها همه مسلح هستند و اگر ما بخواهيم کار جدي صورت دهيم بايد هم در مقابل رژيم و هم اين اپوزسيون مسلح باشيم. مسلح بودن همانطور که گفتم در کردستان سابقه خود را دارد و بي جهت نيست که جمعي از خبره ترين فرماندهان نظامي جنگ هاي پارتيزاني در کردستان در همين حزب ما متشکل هستند. در خارج از کردستان اما ما با اين سنت روبرو نيستيم. فعلا تنها نيرويي که ميتواند فضا را نظامي کند و از آن نفع ببرد، در درجه اول خود رژيم اسلامي است. در کردستان بعلت همان سنتي که به آن اشاره کردم با تق و لق شدن در درجه از حاکميت رژيم اسلامي فضا نظامي ميشود، در خارج از کردستان اما اگر ما بي دقتي بکنيم و فضا را آنجا که نبايد نظامي شود، نظامي کنيم، شرايطي را به نفع رژيم اسلامي براي تنگتر کردن اوضاع بوجود آورده ايم. به همين بمب گذاري هاي اخير نگاه کن، مستقل از اينکه چه نيرويي پيشت اين اقدامات قرار گرفته است، اين به نظامي کردن فضاي سياسي کمک ميکند که همانطور که گفتم تنها ميتواند در اين شرايط به نفع رژيم اسلامي باشد.

بحث من ابدا اين جا به معني اين نيست که ما در هيچ شرايطي عليه رژيم اسلامي و يا براي سرنگون کردن آن دست به اسلحه نميبريم. بحث من اين است که امروز با توجه به اين توازن قواي سياسي که وجود دارد، اين سياست ما نيست!

 

اما به سوالت برگردم: چه بايد کرد؟ اگر بحث بالاي من را قبول داري، بنابراين امروز متحد کردن مردم و بچه هاي محل حول گارد آزادي مستقيما به معناي شروع کار نظامي نخواهد بود. گارد آزادي را ميتوان همين امروز به اين اعتبار سازمان داد. مردم متشکلي که ميخواهند امنيت خود را خودشان تضمين کنند، مردمي که همين امروز نميخواهند که اشرار اسلامي و ناسيوناليست و فاشيست محله و مدرسه شان را بمب گذاري کنند، ميتوانند متشکل شوند و با هم اين قدرت متشکل را نشان دهند. خود همين مثالي که آوردي جالب است، بچه ها بسيجي هاي محل را هرچند که بقول تو عددي نيستند را شناسايي کرده اند. اين خوب است، بايد به اين بسيجي ها حالي کنيم که مواظب باشند که دست از پا خطا نکنند، اين اما امروز بايد نظامي باشد؟ جواب من منفي است. ميشود به هزار و يک کار آن ها را حالي کرد که غلط زيادي نکنند و گرنه با ما طرف هستند. سوال بعدي تو اطمينان دارم که اين است: خوب بالاخره کي اين واحدهاي کارد آزادي وارد کار نظامي ميشوند؟ جواب من هم اين است: هروقت که فرماندهي کارد آزادي تشخيص داد و هر وقت که لازم بود! امروز اما مطمﺋنا اين شرايط فراهم نيست.

در اين رابطه اما رهبري حزب در تدارک تهيه اسناد مشخصتري است که حتما در اختيارتان قرار خواهد گرفت.

 

خوب عزيز جان

دست بکار شويد و مردم را براي دفاع از امنيت و سلامتشان حول گارد آزادي متشکل کنيد!