نشریات دانشجویی، انجمن های اسلامی و گارد آزادی، جوابی به یک نامه

اوت ۲۰۰۶

 

 

دوست عزیزم،

......... دررابطه با نکاتی که خواسته بودی سعی میکنم که یک به یک به آنها بپردازم.

 

درمورددانشگاه شما: فکر میکنم که اساس کار بر دوجنبه باید متکی باشد که فکر میکنم هر دو را شما شروع کرده اید. از یکطرف باید تلاش کنیم که کل فضای چپ را در آن دانشگاه به حکمتیست ها وصل کنیم، یعنی اینکه چپ عموما خودش را وقتی که کاری میکند و یا چیزی را در نظر دارد، خود را با مواضع حکمتیست ها بشناسد و در ادامه آن طبعا رفقایی که خواهان کار متشکل با حکمتیست ها هستند را هم به حزب وصل کنیم. در این رابطه طبیعی است که پیش از آن با هم چک میکنیم که مشکل امنیتی برای شما پیش نیاید. در هر مورد باید با دقت با هم صحبت کنیم. اما فضای عمومی چپ را دیگر مستقل از اینکه کسی با ما در رابطه مشخص تشکیلاتی هست یا نه را باید به خودمان وصل کنیم. در همین رابطه گذاشتن جلسات بازخوانی منصور حکمت و کلیه نکاتی که اشاره کردی بسیار خوب هستند. شاید بشود در کنار این کارهای دیگری کرد که این بسته به دامنه حضور ما در آن دانشگاه دارد و این جا خود نشریه نقش اساسی ایفا میکند. کار دوم به نظر من شرکت فعال ما در کل اعتراضات موجود در این دانشگاه است. به این معنی که اگر اتفاقی قرار است آنجا بیافتد باید این ما باشیم که طول و عرض آن و شعارهای آن و کل داستان را تعیین میکنیم. این بدون دخالت فعال ما دررویداد های این دانشگاه امکان پذیر نیست. در همن دوره ما نمونه هایی در دانشگاه های مختلف داریم. در همین رابطه آنچه که درمورد انجمن های اسلامی گفته ای درست است باید دستشان را کوتاه کنیم. در این رابطه باید تلاش کنیم که بدوا کل فضای اعتراضی در دانشگاه را با خودمان همراه کنیم. این یعنی مردم داری، صبور بودن و تلاش در افناع همه و هر کس. راستش بقول کورش کار کردن با هم نظران خودمان کار سختی نیست. مهم این است که مخالفینمان و یا کسانی که صد در صد با ما هم نظر نیستند را با خودمان همراه کنیم. مهم از نظر من این است که این چپ دار دانشگاه شما مشغول خودش و بحث با خودش نباشد، باید سعی کند که به اعتبار قدرتش و تعدادش کل فضای عمومی دانشگاه را تحت سیطره خود داشته باشد. باید سعی کنید که حتما دانشجویانی که بقول بعضی ها "سیاسی نیستند" را با خودمان همراه کنیم. در ادامه همین اگر بتوانیم جمعی یا ارگانی را در مقابل انجمن اسلامی تشکیل دهیم که عالی میشود. همین الان دفاتر انجمن های اسلامی خالی هستند و خودشان در بحران هویتی بزرگی گیر کرده اند. ما باید امکان تشکل و اعتراض را خارج از دامنه انجمن های اسلامی بوجود بیاوریم. در دانشگاه های مختلف این اشکال متنوعی بخود گرفته است. از شوراهای صنفی تا جمع های مختلفی که تشکیل شده اند. مهم این است که این آلترناتیو ها اگر تنها به جمع معینی از دانشجویان محدود شود دامنه عملش بشدت محدود خواهد بود، بخصوص اینکه هر ساله دانشجویان تازه ای به دانشگاه وارد میشوند که این ها حتما باید موضوع کار ما باشند.

 

نشریه: همینجا به نشریه شما میپردازم. مطالبی که برای شماره آینده دارید بسیار خوب است، ولی سوال من این است که این نشریه خوانندگانش قرار است چه کسانی باشند؟ آیا فقط آن طیف چپ که گفتی؟ این به نظر من کافی نیست. باید کاری کنیم که جمیع دانشجویان خودشان را جزو خوانندگان پرطرفدار این نشریه بدانند و خود این نشریه را بعنوان ابزاری برای کاری که در بالا به آن ارشاره کردم استفاده کنیم. اگر این را قبول دارید، بنابراین مطالب نشریه را باید متنوع تر کرد. باید مطالبی را در آن آورد که دانشجوی "غیر سیاسی" را هم به خودش جلب کند نشریه باید برای کسانی که "سیاسی هستند" فقط نباشد و به این جهت انتخاب مطالب در آن بسیار مهم است. چیزی که در این لیست مطاب به نظر من جایش خالی است، همین است و به همین جهت فکر میکنم که این نشریه با این مطالب خوب سطح بالای سیاسی، امکان مخاطب قرار دادن توده دانشجو را ندارد و همین دامنه عملش را محدود میکند. مطالبی که به زندگی روزمره یک دانشجو ربط دارند که خوب حتما خودتان این را بهتر از من میدانید.

 

درمورد گارد آزادی: حتما باید صحبت کنیم ما در رهبری حزب در دست تهیه سندی برای این کار هستیم که دست هر کسی که بدهی بتواند بفهمد که چگونه کار را باید شروع کند. در این مورد بخصوص بدون اطلاع ما و چک کردن با ما اقدامی نکنید. من این سند را حاضر که شد حتما برایتان میفرستم اما در این مورد هم باید حتما بیشتر صحبت کنیم. فکر میکنم که گارد آزادی را باید در شهر شما هم سازمان داد، اشکال آن اما حتما به نسبت کردستان متفاوت است. در همین رابطه به نوشته من در سازمانده کمونیست شماره ١٠ رجوع کنید همینطور نوشته های سایر رفقا در این رابطه.

 

با تشکر

بهرام مدرسی