مقالات روزنامه کيهان

 

 

http://kayhanarch.kayhan.ir/891130/12.htm#other1201

 

بررسي سير بازيافت جريان هاي چپ ماركسيستي دانشجويي
در اعماق زباله دان تاريخ


حسين حسيني- بخش نخست
يكي از پديده هاي انحرافي پديدآمده در محيط دانشگاه در فضاي بعد از 18 تير 1378باز توليد گروه هاي جريان چپ ماركسيستي است. اين گروه ها با هسته مركزي وابسته به گروهك هاي ضد انقلاب خارج كشور و برخي ايادي داخلي و لايه پيراموني متشكل از برخي سرخوردگان از سياست هاي فشار از پايين و چانه زني از بالاي مدعيان اصلاح طلبي، در سايه غفلت و بي اعتنايي به قوانين مدعيان سياست هاي تسامح و تساهل برخي مسئولان دانشگاهي عصر اصلاحات در برخي دانشگاه هاي كشور ، مجدداً متولد شده اند. جرياني كه سازماندهان اصلي آن، هدف غايي خود را از چنين اقدامي نه اعمال رفرم در سياست هاي جاري بلكه اعمال تغييرات ساختاري و اساسي در نظام جمهوري اسلامي ايران قرار داده بودند. اسناد موجود نشانگر اين مدعاست كه سازماندهان اصلي اين جريان ، فعاليت هاي آنان را در قالب هايي چون جريان هاي چريكي و نيز نقش آفريني در سازماندهي سنديكاهاي كارگري و در نهايت سازماندهي اغتشاشات خياباني تعريف كرده بودند.
روزنامه كيهان در نظر دارد طي مقالاتي -با استناد به برخي اسناد موجود- به واكاوي اين جريان بپردازد.
با نگاهي به تأثير متقابل عنصر دانشجو و دانشگاه -به عنوان گروه مرجع و تأثيرگذار- در بين مردم در تحولات سياسي اجتماعي ايران اسلامي و تأكيد بر نقش دانشگاه و محيط هاي دانشجويي در فعل و انفعالات فكري در جامعه، كه نشانگر اين واقعيت است كه دانشگاه نمايشگاه سياست ها، آرمانها، مكاتب، و سنت هاي مختلف خلاف جريان و محل رشد و نماي آنها است و نيز تأييد اين واقعيت كه هرگونه اعتراضي در محيط دانشگاه توجه همگان را به خود جلب مي كند؛ مي توان دريافت كه براي احزاب و گروه هاي مخالف نظام، دانشگاه بستر مهمي است كه اين گروه ها در جهت تقابل با نظم سياسي موجود از عناصر تشكيل دهنده آن بهره مي برند. يكي از اين گروه هاي متخاصم با نظام جمهوري اسلامي «جريان چپ ماركسيستي» است. از ديدگاه كمونيست ها، دانشگاه سنگر بسيار مهم مبارزه براي جنگ طبقاتي و برقراري سوسياليسم و حكومت كارگري است كه مي تواند تأثير زيادي بر تناسب قوا ميان دولت و ضد دولت (جنبش سرنگوني) و همچنين طبقه كارگر و طبقه متوسط و مرفه جامعه بگذارد. بنا به ادعاي آنها از آنجاكه روشنفكران و تحصيلكردگان جامعه نقش تعيين كننده اي در تعميق آگاهي ماركسيستي و كمونيستي در طبقه كارگر به عنوان اهرم مورد استفاده در تقابل با ساختار سياسي حاكم بازي مي كنند، دانشگاه سنگر مهمي است كه بايد تصرف شود و در تصرف نگاه داشته شود.
اوايل دهه هشتاد خورشيدي، ميدان فعاليت هاي سياسي-اجتماعي برخي دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي كشور شاهد تولد پديده چپ ماركسيستي بود.
اين بازتوليد و حضور مجدد جريان چپ ماركسيستي در عرصه سياست اجتماعي ايران در شرايطي صورت مي گرفت كه اولاً پوچ بودن ادعاي «آرمان شهر ماركسيستي» به دنبال اقدامات ضد انساني مدعيان ماركسيستي در اقصي نقاط جهان و نيز در شرايط بعد از شكست اردوگاه ماركسيسم و فروپاشي بلوك شرق، بيش از پيش خود را نمايان ساخته بود . در داخل كشور گروه هاي مختلف ماركسيستي به دنبال خيانت ها و جنايت هاي متعدد در حق مردم مسلمان ايران و كشور خود، با برخوردهاي سهمگين مواجه شده و عملاً صحنه سياسي اجتماعي ايران اسلامي براي فعاليت آنان مناسب نبوده است؛ به همين دليل سران و فعالين اين گروه ها و نيز اكثر بازماندگان آن، به خارج از مرزهاي جغرافيايي ايران اسلامي متواري شده و در خارج از كشور به سازماندهي فعاليت هاي خود پرداختند كه به «عصر چپ كاغذي» مشهور است. عصري كه در آن، تنها نمود عيني گروه هاي چپ ماركسيستي ايراني، در سازماندهي چند وب سايت و صدور چند بيانيه در محكوم كردن اقدامات تخريبي گروه هاي موازي و انشعاب هاي پي در پي در درون گروه هاي خودخوانده تجلي پيدا كرد.
«علي صمد» از تئوريسين هاي سازمان «چريك هاي فدائي خلق» در خصوص بازتوليد چپ ماركسيستي در ايران به ويژه در حوزه دانشجويي در فاصله سال هاي 82 -1381 مي نويسد: «مشخصاً از سال هاي 82-81 دانشجويان و تشكل هاي آنها به عرصه هاي فكري ديگركشيده شدند و گرايش ها و تمايلات چپ دمكرات، چپ راديكال و يا كلاً سوسيال دمكراسي در ميان دانشجويان تقويت شد. اين گرايش ها بر فعاليت هاي سياسي-مطبوعاتي خود افزودند. در واقع انتشار چند هزار نشريه علني و گاه نيمه علني با تيراژهاي متفاوت در عرصه هاي سياسي، اجتماعي، صنفي، علمي و... توسط دانشجويان با گرايش هاي سياسي با تعلقات اجتماعي مختلف در سراسر دانشگاه هاي ايران، باعث تقويت سكولاريسم و جمهوريت و نيز گسترش رابطه و نزديكي جناح هاي مختلف دانشجويي درعرصه فعاليت هاي دانشجويي شد.»
برخي احزاب و گروه هاي چپ ماركسيستي فعال در خارج از كشور در دهه 80 ، با استفاده از برخي شكاف ها و خلأهاي قانوني ناشي از اجراي سياست هاي تسامح و تساهل دولت اصلاحات، توانستند از طريق برخي بازماندگان و فعالين سابق خود در داخل كشور نسبت به سازماندهي و هدايت جريان هاي چپ ماركسيستي در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي با هدف سازماندهي آنان در قالب واحدهاي چريكي و يا سازماندهي و تقويت و آگاهي بخشي به سنديكاها و تشكل هاي كارگري وابسته، به منظور براندازي نظام جمهوري اسلامي اقدام كنند.
اين گروه هاي نوپاي ماركسيستي دانشجويي نيز با بهره گيري از امكانات لجستيكي و تشكيلاتي احزاب و گروه هاي ماركسيستي پشتيبان خود، با سياه نمايي و توصيف شرايط داخلي به عنوان «دوران ظهور يك انقلاب ضد طبقاتي» به منظور عينيت بخشيدن به آرمان هاي خود در وقوع تغييرات ساختاري و اساسي در نظام جمهوري اسلامي ايران، سعي داشتند بعد از گسترش دامنه همفكران خود و شبيه سازي الگوهاي تاكتيكي به كار گرفته شده از سوي قدماي اين جريان، سازماندهي تشكيلاتي خود را در دانشگاه و در كل جامعه در رأس برنامه هاي خود قرار دهند.
بررسي هاي به عمل آمده در خصوص نحوه شكل گيري و هدايت اين گروه هاي نوپاي ماركسيستي نشان مي دهد برخي گروه هاي چپ ماركسيستي در خارج از كشور تلاش داشتند با سازماندهي فعاليت اين گروه هاي دانشجويي در دو سطح «فعاليت هاي تشكيلاتي علني»، از جمله استفاده از پايگاه قانوني ساير تشكل هاي دانشجويي، برنامه ريزي براي برگزاري مراسم و تجمعات غيرقانوني مختلف و ايجاد انحراف در تجمعات دانشجويي قانوني؛ و «فعاليت هاي غير علني و مخفيانه» از جمله آرايش سياسي در قالب يك حزب با مختصات ترسيمي از سوي رهبران ماركسيستي و نيز سازماندهي گروه هاي چريكي، سعي نمودند با استفاده ابزاري از اين گروه ها بر پيكره نظام مقدس اسلامي ضربه وارد نمايند.
جريان چپ در دانشگاه ها
جريان چپ ماركسيستي در سال 1379 با انتشار نشريه دانشجويي «دانشگاه و مردم» با محوريت يكي از فرزندان كادرهاي حزب توده، در پوشش فرهنگي و اجتماعي پس از سالها بار ديگر وارد فضاي دانشگاه شد. اين فرد با استفاده از فضاي دانشگاه بعد از 18 تير 1378 توانست جمعي را حول يك گروه مطالعاتي در دانشگاه تهران سازماندهي نمايد. جلسات مطالعاتي وي تا سال 1384 -سال خروج وي از كشور- در دانشكده فني دانشگاه تهران و نيز منزل شخصي وي در اكباتان داير بود و افرادي نظير وي كه داراي وابستگي هايي به برخي از احزاب و گروه هاي چپ ماركسيستي بودند، در آن شركت مي كردند. انتشار نشريه دانشجويي «گون» با محتوي سوسياليستي در دانشگاه هاي تهران و اميركبير، اولين نمود عيني چپ در دانشگاه ها است. همزمان با انتشار نشريه گون در دانشگاه تهران در سال 1382 نسخه اي از بيانيه اعلام موجوديت «سازمان جوانان سوسياليست» در كوي دانشگاه تهران به صورت محدود توزيع شد. از آن پس گروه هايي چون «انجمن جوانان آزادي خواه» و «سازمان سرخ جوانان» در فضاي سايبري اعلام موجوديت كردند كه هركدام از آنان ادعاي فعاليت در فضاي دانشگاه هاي كشور را داشتند. در اواخر سال 1382 نشريه دانشجويي »خاك« به جمع نشريات كمونيستي اضافه شد و همزمان با اين نشريه، نشريه دانشجويي «عصيان» در دانشگاه اميركبير منتشر گرديد.
بررسي هاي به عمل آمده در خصوص «خاستگاه اجتماعي» دانشجويان سازماندهنده گروه دانشجويي «دانشگاه و مردم» و گروه دانشجويي «خاك» نشانگر اين واقعيت است كه خاستگاه اكثريت فعالين سازمان يافته بر محوريت نشريه دانشجويي «خاك» علي رغم وابستگي پيشروانش به گروه هاي چپ ماركسيستي، در طبقه متوسط رو به پايين اجتماع قرار داشته اند و اين در حالي است كه خاستگاه اجتماعي فعالين سازمان يافته در نشريه دانشجويي «دانشگاه و مردم» و «گون»، در طبقه متوسط رو به بالاي جامعه قرار داشته اند.
بررسي هاي به عمل آمده در خصوص «شكل عمومي سازماندهي اوليه» گروه هاي مختلف چپ در دانشگاه ها، نشانگر اين واقعيت است كه گروه هاي چپ ماركسيستي در دانشگاه ها ابتدا در قالب حلقه هاي مطالعاتي وكتابخواني چون بررسي آثار صمد بهرنگي، صادق هدايت و... و در گام بعدي مطالعه آثار ماركس و لنين و ديگر نويسندگان اين نحله فكري، نمود پيدا كرده است.
نشريه «حقيقت» ارگان حزب كمونيست ايران (م.ل.م) در شماره 19 آذر 1383در مصاحبه اي با «سورنا هدايت» سردبير نشريه دانشجويي «بذر» ارگان واحد دانشجويي اين حزب يكي از بسترهاي شكل گيري چپ ماركسيستي در دانشگاه ها را پرورش برخي فعالين در خانواده هاي ماركسيستي عنوان مي كند. وي در اين مصاحبه -به عنوان يك دانشجوي سال سوم يكي ازرشته هاي فني در دانشگاه هاي تهران-، علت اصلي گرايش به انديشه هاي چپ را موقعيت خانوادگي خود دانسته كه سبب گرديد، محفلي را در دانشگاه ها سازمان دهند. وي در ادامه سازماندهي گروه هاي مطالعاتي در گسترش جريان چپ در دانشگاه ها مؤثر مي داند و معتقد است:
جمع ما به اين نتيجه رسيد كه بزرگ ترين وظيفه ما در شرايط موجود آگاهي دادن به ديگر دانشجويان است. طريقي را كه اتخاذ كرديم سازمان دادن كتاب خواني جمعي بود. گزارشاتي از تاريخچه جنبش چپ جهاني و ايران تكثير كرديم. برخي آثار كلاسيك ماركسيستي را هم در دسترس ديگران قرار مي داديم و يا از داستان هاي كوتاه و رمان هاي معني دار از نويسندگان مترقي يا خود بچه هاي دانشجو براي جذب ديگران استفاده مي كرديم. از اين طريق تلاش داشتيم به بازسازي حلقه گمشده بين نسل جوان امروز با تاريخ گذشته جنبش چپ در ايران بپردازيم.»
وي در ادامه اظهارات خود ظهور نشريات ماركسيستي در دانشگاه ها را محصول سازماندهي گروه هاي مطالعاتي مي داند و انتشار اين نشريات در دانشگاه ها را به دو صورت قانوني يعني از طريق صدور مجوز از جانب اعضاي هيئت نظارت بر نشريات دانشجويي و نيز غير قانوني و زيرزميني عنوان مي كند و مي گويد:
تا سال1380 نشريات گوناگوني در دانشگاه هاي مختلف منتشر مي شد. كمتر نشريه اي بود كه خط ماركسيستي داشته باشد. اما در همين لحظه تعدادي از نشريات با خط مشي چپ در دانشگاه هاي مختلف تهران و شهرهاي ديگر وجود دارند. اين نشان دهنده رويكرد بخشي از دانشجويان به گرايشات ماركسيستي در طي سا ل هاي اخير است. كما اينكه در طي سال هاي 76 تا80 -مانند حالا- امكان نشر يك نشريه چپ ماركسيستي براي دانشجويان بود اما اين كار انجام نمي شد. ولي امروزه يك بخش از نشريات دانشجويي به اشاعه تفكرات ماركسيستي مي پردازند. برخي از اين نشريات قانوني اند و برخي غير قانوني چاپ مي شوند.
از نشريات چپ ماركسيستي منتشر شده در بين سال هاي 1379 لغايت 1385 مي توان به نشرياتي چون دانشگاه و مردم، خاك، گوزن ها، پيشاهنگ، رستا،تابوت، پندار، توقيف شد، نما، درفش كاوياني، كار و انديشه ، لوگوس، رود، آتش، ناقوس سبز، نواي نو ، به پيش و اشتراك اشاره كرد. علاوه بر اين نشريات، نشريه هاي متعدد ديگري در دانشگاه هاي مختلف تهران و شهرستان ها به تبليغ و ترويج انديشه هاي منسوخ ماركسيستي مي پرداختند. بررسي هاي به عمل آمده نشانگر اين مدعاست كه اكثريت اعضاي تحريريه اين نشريات را اعضاي ثابت هسته هاي مطالعاتي چپ ماركسيستي در دانشگاه ها تشكيل مي دادند.
در كنار انتشار نشريه هاي دانشجويي، «سازماندهي وبلاگ هاي دانشجويي»، سومين عرصه از فعاليت تشكيلاتي دانشجويان ماركسيست مي باشد. عرصه وبلاگ نويسي، عرصه اي است مجازي كه نويسنده مي تواند تمام افكار و عقايد خويش را به هرترتيبي كه مي خواهد در آن به رشته تحرير در آورد. به دليل اينكه اين فضاي مجازي نيازمند صرف هزينه و زمان اندك است، از سوي برخي عناصر چپ دانشجويي مورد استقبال قرار گرفته است. اين وبلاگ ها از فرمت و شمايل مشابهي نيز برخوردارند كه نشانگر ارتباط ارگانيكي اين افراد باهم مي باشد. وبلاگ هايي چون دانش سرخ، فرداي سرخ، نداي سرخ، 19 بهمن، انفرادي در زمره وبلاگ هاي چپ دانشجويي هستند كه محور فعاليت هاي آنها طرح مباحث فلسفي و ارائه ديدگاه هاي ماترياليستي و ماركسيستي است.
بعد از سازماندهي اوليه دانشجويان چپ در دانشگاه ها در قالب نشريات در بين سال هاي 1382 الي 1383 فعالين دانشجويي چپ با نفوذ در برخي تشكل هاي دانشجويي (چون شوراهاي صنفي دانشجويي، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه ها و جامعه فرهنگي دانشجويي) و نيز انتشار نشريات دانشجويي، محملي را فراهم ساخته بود تا برخي از مراسم هاي منسوب به اين جريان ها در قالب نشريات و يا تشكل هاي دانشجويي رسمي با اخذ مجوزهاي قانوني از مراجع ذي صلاح به انجام برسد.
در كنار اقدام به نفوذ تشكيلاتي دانشجويان چپ ماركسيست به تشكل هاي دانشجويي قانوني دانشجويان سازماندهي كانون هاي دانشجويي با اخذ مجوز از سازمان هاي ذي صلاح مهم ترين اقدام تشكيلاتي دانشجويان ماركسيست در گسترش فعاليت هاي تشكيلاتي خود مي باشد. از مهم ترين كانون هاي سازمان يافته در اين عصر مي توان به كانون اشتراك، كانون امروز، سازمان فرهنگي ورزشي چيا، گروه رستا، كانون آفتابكاران ، كانون چپ نو اشاره كرد.
همزمان با سازماندهي هاي مقدماتي دانشجويان ماركسيست در دانشگاه ها، عرصه اجتماعي به دليل خلأ ناشي از عدم اجراي قانون از سوي برخي مسئولان سبب شده بود آثار و منابع انديشه چپ به دليل فعاليت برخي بازماندگان گروهك هاي چپ در حوزه نشر، در طيف وسيعي منتشر گردد.
«مزدك طوسي نژاد » از فعالين متواري جريان دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در خصوص چگونگي شكل گيري و رشد جنبش چپ در دانشگاه مي نويسد:
«شرايط سياسي و شرايط اجتماعي آن دوران (سال 80 و 81 ) موجب عروج چپ در دانشگاه و ميدان يافتن فعاليت هاي راديكال شد.
از نظر من مبناي آشنايي ما با ماركسيسم و فعاليت هاي ما در قالب فعالين ماركسيست تا سال 84 ، صرفا دانشگاه نبوده است. ما در جامعه يكديگر را پيدا كرديم ، كانون تأسيس كرديم ، جلسات برگزار كرديم و به هر شكل و نحوي افراد مختلف را از درون جامعه در خودمان جاي داديم و اين روند نتوانست ادامه پيدا كند به اين دليل كه ازسال 84 به بعد امكانات ما براي ادامه كار آرام آرام سلب شد و در عين حال فشارهاي امنيتي افزايش يافت .با اين وصف فضاي سياسي و اجتماعي اواخر دوران خاتمي ، شكست دولت او و پروژه ي اصلاحات و حضور انسانهاي ماركسيست و تشخيص اجتماعي و سياسي درستي كه براي آغاز اين كار داشتند ، شايد جزء مهم ترين عواملي باشد كه بتوان همچنان از آن به عنوان عوامل موثر اجتماعي ياد كرد . اما قطعا تمام اين شرايط ، بدون تمامي حواشي فعاليت هاي چپ راديكال و همچنين افراد خستگي ناپذيرش جوابگو نمي بود.»
«عابد توانچه » يكي از دانشجويان منسوب به جريان چپ ماركسيستي در دانشگاه اميركبير در مصاحبه اي با سايت الكترونيكي «اشتراك» در باب شكل گيري و رشد جنبش چپ در دانشگاه معتقد است:
چپ در سال 79 به طور « علني » در فاز فرهنگي و اجتماعي مجددا وارد فضاي دانشگاه شد و شروع به انتشار نشرياتي در همين زمينه كرد. در سال 81 نسل ديگري از فعالان چپ شروع به فعاليت علني كردند كه معتقد به موضع گيري سياسي در راستاي ايدئولوژي فكري خود بودند. نسل اول با دلايل گوناگوني كه بيشتر رنگ و بوي ملاحظات امنيتي داشت با حركت جدي سياسي چپ دانشجويي مخالفت مي كردند.
كم كم چپ ها در همه ي دانشگاه هاي تهران و چند دانشگاه شهرستان به انواع و اقسام روش ها از انتشار بيانيه و نشريه گرفته تا برگذاري جلسات سخنراني و نمايشگاه كتب چپ و ... اعلام حضور كردند. دانشگاه تهران، پلي تكنيك، سهند، رجايي، شريف، بابلسر، مشهد، اصفهان، كردستان، كرمانشاه و ... همه شاهد فعاليت چپ ها بودند.
الف) گرچه عده اي از فعالان جديد چپ دانشجويي از خانوده هايي بودند كه با درجات كم و زياد نقشي در فعاليت گذشته ي چپ داشتند اما بيشتر اعضاي چپي كه دوباره در دانشگاه جوانه زده بود كساني بودند كه با مطالعات شخصي خود و بدون تأثير خانوده و يا گذشتگان گرايش هاي ماركسيستي پيدا كرده بودند.
ب)كم كم تعدادي از فعالان چپ براي استفاده از امكانات تنها تشكل رسمي دانشگاه وارد شوراي مركزي انجمن ها و تحكيم شدند كه اين اختلافات جديدي را بين نيروهايي كه تنها معتقد به كار فرهنگي بودند و نيروهايي كه معتقد به كار توامان سياسي و فرهنگي بودند ايجاد كرد.
بعد از آن به مرور در دانشگاه هاي بسياري ما شاهد راه اندازي سايت ها و وبلاگهاي شخصي و گروهي ماركسيست ها و انتشار مجلات و سخنراني ها و مراسم پرشمار ديگر چپ ها بوديم. همه فعاليت خوبي مي كردند. ارتباط بين نيروهاي چپ در دانشگاه هر روز بيشتر مي شد. تا كار به جايي كشيد كه سال 85 سال قدرت نمايي چپ ها در دانشگاه بود.
شكست سياست ها و تفكرات اصلاح طلبانه، زمزمه هاي عبور از خاتمي ، جبهه گيري دانشگاه و گروه هاي دوم خردادي روبه روي هم، حمله ي بيرحمانه اصلاح طلبان (در سخنراني ها و روزنامه ها و تلويزيون و ...) به جنبش دانشجويي دانشگاه بعد از آنكه فعالان دانشجويي از سمت
«رأي جمع كن»هاي اصلاح طلبان خسته شدند و استعفا دادند و از همه مهم تر بي توجهي اصلاح طلبان در عرصه قدرت به معيشت طبقه پايين جامعه و روشن شدن اين موضوع براي مردم كه روي كار آمدن محافظه كاران و اصلاح طلبان تفاوتي در وضعيت اقتصادي آنان ايجاد نمي كند بستر مناسبي براي چپ در جامعه و دانشگاه ايجاد كرد.»
در نهايت بايد خاطر نشان ساخت علي رغم سياه نمايي هاي گسترده گروهك هاي ماركسيستي در دانشگاه ها از وضعيت سياسي اجتماعي و اقتصادي حاكم بر كشور و نيز علي رغم بهره گيري از روش هاي مختلف به منظور جذب نيروي انساني در بدنه تشكيلاتي خود، اما سرنوشت رغم خورده براي اين گروهك هاي دانشجويي چيزي جز نابودي نبوده است.
در ادامه اين نوشتار به بررسي سير تحول مهم ترين گروه هاي سازمان يافته دانشجويي خواهيم پرداخت

 

* * * * *

 

http://kayhanarch.kayhan.ir/891221/12.htm#other1201

 

بازخواني سير تحولات گروه هاي چپ ماركسيستي در دانشگاه ها
تكاپو براي احياي يك جسد پوسيده!!


حسين حسيني
پيش تر در اين صفحه، چگونگي شكل گيري و سازماندهي جريان چپ ماركسيستي در دانشگاه هاي كشور را مورد بررسي قرار داديم و خوانديم كه برخي احزاب و گروه هاي چپ ماركسيستي فعال در خارج از كشور در دهه80، با استفاده از برخي شكاف ها و خلأهاي قانوني ناشي از اجراي سياست هاي تسامح و تساهل دولت اصلاحات، توانستند از طريق برخي بازماندگان خود در داخل كشور نسبت به سازماندهي و هدايت جريان هاي چپ ماركسيستي در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي از طريق نشريات دانشجويي در دانشگاه هاي كشور با هدف سازماندهي آنان به منظور براندازي نظام جمهوري اسلامي اقدام كنند. در اين شماره به بررسي سير تحولات گروهك دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب مي پردازيم.
از جمله گروه هاي سازماندهي شده براي نشر عقايد جريان چپ ماركسيستي در دانشگاه ها، گروهك دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب است. فعاليت هاي اين گروه را در سه دوره مي توان مورد بررسي قرارداد:
دوره اول: دوره شكل گيري و سازماندهي تشكيلاتي در فاصله سال هاي 1381 تا 1386
دوره دوم: دوره شكست تشكيلاتي در 13 آذر 1386 و خروج از كشور
دوره سوم: دوران بازسازي در قالب گروهك هاي خرد در خارج از كشور از سال 1387 تاكنون
دوره اول: دوره شكل گيري و سازماندهي تشكيلاتي
در اين دوره از فعاليت هاي دانشجويان آزاديخواه و برابر طلب، تحولات شكل گيري هسته اوليه و گروه مطالعاتي آن در سال 1381 و سازماندهي فعاليت هاي آن در ارتباط با سازمان جوانان حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست ها- به ويژه در قالب گارد آزادي و نيز يكه تازي تشكيلاتي اين گروهك در دانشگاه ها به دليل اختلاف هاي تشكيلاتي منجر به انحلال يا انشعاب در گروهك هاي همسو را مورد بررسي قرار مي دهيم.
هسته اوليه دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشجوياني از دانشكده هاي اقتصاد و هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و نيز دانشگاه هنر تهران پايه ريزي و گروه مطالعاتي آن در سال 1381 شكل گرفت، رهبر اين گروه كه سعي داشت دامنه هسته مطالعاتي را با تعداد بيشتري از دانشجويان چپ گرا سازماندهي نمايد، با دو دانشجوي دانشگاه آزاد كه در يك خانواده ماركسيستي تربيت شده بودند، آشنا گرديد و از طريق يكي از اين افرادي كه مدعي بود گروه هاي چپ سنتي در شرايط فعلي جايگاه مناسبي در بين مردم ندارند و بايد با تفكر نوماركسسيستي جايگزين شوند و از طريق جستجو در اينترنت با ايدئولوژي منصور حكمت و حزب كمونيست كارگري ايران- كه عملكرد جريان هاي چپ سنتي را به نقد كشيده بود- آشنا و جذب حزب كمونيست كارگري ايران شده و با كوروش مدرسي و بهرام مدرسي ارتباط تشكيلاتي و در عين حال دوستانه اي برقرار نمايد. رهبر اين گروه نيز به عضويت سازمان جوانان حزب كمونيست كارگري ايران در آمد و بعد از انشعاب حكمتيست ها از حككا ارتباط خود را با بهرام و كورش مدرسي تقويت نمود.
كادر رهبري اين گروهك در زمستان سال 1382 به اين نتيجه رسيد كه دانشجويان چپ ماركسيست را حول محوريك نشريه راديكال سازماندهي نمايد و بدين ترتيب اولين شماره نشريه خاك در نيمه اسفندماه سال 1382 منتشر و فراخواني براي جذب نيروهاي ماركسيست انتشار داد:
از همه مي خواهيم به پاخيزند و فريادرساي نه را بلندتر از هميشه در تاريخ تكرار كنند. از همه مي خواهيم كه به روياهاي خويش بازگردند و در تحقق اين روياها بكوشند كه اين اساس زندگي است و از اين طريق از همه آنان كه خواستار تغييري بنيادي و به دور از هرگونه محافظه كاري در همه پايه ها و اصول زندگي هستند دعوت به همكاري مي كنيم.
در اولين شماره از اين نشريه، گردانندگان آن به نوعي وابستگي خود را به سازمان جوانان حزب كمونيست كارگري با انتشار سند حق جهان شمول انسان مورد تاكيد قرار دادند.
همزمان با انتشار نشريه دانشجويي خاك در دانشگاه تهران ديگر گروه هاي وابسته به اين جريان در دانشگاه هاي مازندران، فردوسي مشهد و كردستان اعلام موجوديت نمودند كه در قسمت هاي بعدي به آن ها اشاره مي گردد.
اين طيف با گرايش ماركسيسم- لنينيسم طرفدار راديكاليسم، انقلاب اجتماعي، براندازي و تحركات تند و مسلحانه درمقابل نظام جمهوري اسلامي ايران بود.
لازم به ذكر است كه سند حق جهان شمول انسان كه در نشريه دانشجويي خاك، درفش كاوياني و ديگر نشريات اين گروه در دانشگاههاي مازندران و نيز كانون هاي دانشجويي وابسته به آن يعني اشتراك، امروز و چيا، به عنوان سند راهبردي اين گروه چاپ و منتشر شده بود، از اسناد پايه اي حزب كمونيست كارگري ايران-حكمتيست- است.
در باب نحوه شكل گيري هسته اوليه اين گروهك در دانشگاه هاي مختلف كشور بايد خاطرنشان ساخت كه بعد از برقراري ارتباط تشكيلاتي هسته اوليه در دانشگاه تهران هدايت و برقراري ارتباط با فعالين در دانشگاه هاي مختلف با هدايت بهرام مدرسي از اعضاي شوراي مركزي حزب صورت مي گرفت.
سير تحولات دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب در سال هاي 82 و 1383
از مهمترين فعاليتهاي اين گروهك دراين دو سال مي توان به موارد زير اشاره نمود:
¤ سازماندهي گروه هاي دانشجويي آزاديخواه و برابري طلب در دانشگاههاي مازندران و فردوسي مشهد
¤ سازماندهي كانون هاي دانشجويي اشتراك (تهران)، امروز (مشهد) و سازمان فرهنگي هنري چيا درشهر سنندج
¤ سازماندهي درقالب كميته پيگيري و ايجاد تشكل ها و سنديكاهاي آزاد كارگري به توسط برهان ديوارگر
¤ سازماندهي درقالب گروه رستا
كانون اشتراك
كانون اشتراك با محور قراردادن سند حق جهان شمول انسان به عنوان سند پايه اي فعاليت هاي خود را درسطح تهران در قالب كانون فرهنگي جوانان آغاز نمود. بررسي هاي به عمل آمده دراين خصوص نشان مي دهد كه در اين كانون مسئول تشكيلات گروهك دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب محور اصلي آموزش هاي تئوريك و بازخواني سرمايه ماركس را برعهده داشته است و اين كانون محملي براي سازماندهي تشكيلات اوليه دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب درسطح كشور بوده است.
سازمان جوانان چپا در سنندج
اين سازمان كه با عنوان سازمان فرهنگي اجتماعي و ورزشي در شهرستان سنندج فعاليت داشت موضوع فعاليت خويش را بر سه محور دفاع از حقوق زنان، كودكان كار، دفاع از جريانات مستقل كارگري قرار داده و به نوعي تريبوني براي تشكل حمايت از كارگران بيكار و تشكل حمايتي از زنان- كه ازسوي همسر يكي از عناصر وابسته به حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست راه اندازي شده بود- تبديل گشته بود.
كانون امروز؛ نشريه درفش كاوياني
مقدمات تشكيل كانون امروز به انتشار نشريه درفش كاوياني در دانشگاه فردوسي مشهد برمي گردد. اين نشريه كه در شماره هاي ابتدايي خود هدف از انتشارش را مبارزه با امپرياليسم جهاني، نفي تضاد طبقاتي، حمايت از جنبش هاي كارگري عنوان مي كرد، با گسترش فعاليت هاي خود اقدام به تأسيس كانون فرهنگي اجتماعي امروز نموده، از سازمان ملي جوان مجوز فعاليت كسب نمود.
نحوه سازماندهي و شكل اغتشاشات روز دانشجو در دانشگاههاي تهران، مازندران و فردوسي مشهد نشانگر اجرايي ساختن بيان دستورالعمل هاي حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست در قالب انتشار آرم سازمان جوانان و نيز پلاكاردهاي حاوي شعارهاي حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست مي باشد.
در اغتشاشات دانشجويي ايجادشده بعد از مراسم انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران به مناسبت روز دانشجو نيز پلاكاردهايي با آرم سازمان جوانان حزب كمونيست كارگري ايران - حكمتيست توزيع گشت.
در مشهد نيز گردانندگان كانون امروز، در تجمع روز دانشجوي سال 1383 اهداف فعاليت تشكيلات كانون را در راستاي اصول زير معرفي مي كنند:
1- تلاش براي به رسميت شناختن آزادي بي قيد و شرط تشكل بيان و عقيده و تاكيد بر آزادي زندانيان سياسي و عقيدتي
2- لغو تبعيض و جداسازي بر اساس جنسيت
3- حمايت از مبارزه كارگران عليه اخراج و بيكارسازي
4- حمايت از مبارزه همه بخش هاي طبقه كارگر از كارگران بيكار
- حمايت از خواسته هاي كارگران و آزادي تشكل هاي كارگري و تاكيد بر آزادي كارگران سقزي
در اينجا بايد خاطرنشان ساخت كه اشاره اين كانون به برهان ديوارگر از اعضاي مركزي حزب كمونيست كارگري ايران - حكمتيست و از فعالين كارگري سابق در شهر سنندج مي باشد كه تشكلي را با عنوان مبارزه عليه اخراج و بيكارسازي كارگران سازمان داده و به دنبال برگزاري مراسم روز جهاني كارگر در اردبيهشت 1383 در سقز دستگير و به زندان محكوم شده بود.
به دنبال اقدام گروهك دانشجويي آزادي خواه و برابري طلب در دانشگاه هاي تهران، مازندران و مشهد در ايجاد اغتشاش در حاشيه برنامه روز 16 آذر در دانشگاه تهران و نيز تكثير و توزيع پلاكاردهاي سازمان جوانان حكمتيست در دانشگاه تهران، كوروش مدرسي طي نامه اي به اين دانشجويان، از اقدام آن ها تقدير به عمل آورد.
سير فعاليت هاي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در سال 1384
در اين سال فعاليت هاي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب را مي توان حول محورهاي زير طبقه بندي نمود:
¤ سازماندهي فراكسيون چپ ماركسيستي در دفتر تحكيم وحدت (طيف غير قانوني علامه)
¤ سازماندهي مجدد گروه ماركسيستي رستا
¤ سازماندهي اغتشاشات دانشجويي به مناسبت هاي مختلف و مراسم روز جهاني كارگر در دانشگاه تهران
¤ سازماندهي حول منشور براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران
الف - سازماندهي فراكسيون چپ ماركسيستي در دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه)
در سال 1384 گروهك دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب توانست فراكسيون چپ ماركسيستي را در دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) به منظور حذف فراكسيون ليبرال از دفتر تحكيم وحدت و تغيير شعارهاي آن و حذف اسلاميت از آن سازماندهي نمايد.
ب - سازماندهي مجدد گروه ماركسيستي رستا
در اين دوره همزمان با آغاز دور دوم فعاليت هاي گروه رستا از خرداد 1384 كه با حضور 8 گروه هم پيمان در قالب انجمن ها، كانون ها و نشريات دانشجويي شكل گرفته بود و با انتشار مانيفست در مرداد 1384 در قالب يك نشريه تك برگي با عنوان رستا و راه اندازي وب سايتي با عنوان Rostamag صورت علني به فعاليت هاي خود داده بود. نشريه خاك درخواست عضويت خود را در گروه رستا ارائه نموده كه پس از طرح و بررسي در جلسه 17/6/84 در نشست مورخ 14/7/84 توسط نماينده آن گروه به دليل عدم استقبال از درخواست آن به دليل تاكيد بر انجام فعاليت هاي مخفيانه و دارا بودن ديدگاه هاي نزديك به حزب توده از سوي سازمانده اصلي رستا در اين دوره پس گرفته شد.
ج - سازماندهي اغتشاشات دانشجويي در حاشيه مراسم روز دانشجو، براي اجرا در 20 آذر 1384 در دانشگاه تهران
در نامه كميته مركزي سازمان جوانان حزب كمونيست كارگري ايران - حكمتيست ها به دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در آستانه مراسم روز دانشجو از آنان خواسته شده بود در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران حضور به هم رسانده و بر مواردي چون: اعتراض به تمام مظاهر اختناق و سركوب جمهوري اسلامي، دفاع از هويت انساني در مقابل هويت تراشي قومي، اعتراض به جداسازي جنسي و دفاع از آزادي بيان و عقيده را به عنوان خواسته هاي اصلي خود در اين روز تاكيد نمايد.
ظهر روز 20 آذر 1384، تجمعي از طرف تعدادي از دانشجويان چپ دانشگاه هاي تهران در مقابل دانشكده فني دانشگاه تهران برگزار شد. در طول اين تجمع اعتراضي، پلاكاردهاي متعددي با شعاري زير به چشم مي خوردند:
- آزادي زندانيان سياسي فورا و بدون قيد و شرط
- هفده سال زندان و تبعيد عليه فعالين كارگري محكوم است، با ذكر اسامي فعالين كارگري فوق
- كارگر، دانشجو اتحاد اتحاد
- نه بمب اتمي، نه حمله خارجي
- تنها يك نژاد و آن نژاد انساني است
- در راه مبارزه چيزي جز زنجيرهايمان براي از دست دادن نداريم
- A Better World is Possible
- پوشش اجباري نه، به همراه طرح زني در زندان چادر تجمع كنندگان طي برنامه خود سرودهاي يار دبستاني و به پاخيز را خواندند.
شركت كنندگان در اين تجمع، تمام محوطه دروني دانشگاه را طي كرده و به تجمع خود پايان دادند.
در متن بيانيه دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب كه در اين روز در دانشگاه تهران قرائت شد، بر موارد زير تأكيد شده بود:
1- كوتاه شدن دست تمامي نهادهاي امنيتي و انضباطي از دانشگاه خواست فوري و بدون قيد و شرط ماست.
2- آزادي همه زندانيان دانشجو، همه نشريات توقيف شده، وبلاگ نويسان دستگير شده، و همه دانشجوياني كه محروميت هاي متفاوتي را متحمل شده اند، ايشان بايد فوري و بدون قيد و شرط آزاد شوند و به آنها غرامت پرداخت شود. در سال گذشته تا امروز بيش از 300 مورد اتفاق افتاده است.
3- آزادي بي قيد و شرط تشكل هاي كارگري، دانشجويي، و NGCهاي مستقل، آزادي بيان و عقيده بايد به رسميت شناخته شود و هيچ كس با هيچ بهانه اي حق محدود كردن آن را ندارد.
4- آپارتايد جنسي و تبعيض عليه زنان محكوم است و رهايي زنان از آلام و مصائب گوناگون خواست تمام جامعه است.
5- ركن جامعه ما برپايه سرمايه و سود آن بنا شده است و فقر، استثمار، فحشا، اعتياد و... از پيامدهاي آن است. ما از مبارزه طبقه كارگر اعم از كارگران بيكار، كارگران شركت واحد، نفت، ايران خودرو و كارخانجات نساجي دفاع كرده و دوشادوش آنان براي ساختن جامعه اي كه اساس آن انسان و انسانيت و دفاع از معيشت شريف ترين انسان هاي اين جامعه است تلاش خواهيم نمود. ضمنا از مبارزات تمامي اقشار اعم از معلمان، پرستاران، پزشكان و تمامي زحمت كشان جامعه دفاع مي نماييم.
6- حمله وحشيانه به كردستان، حمله به دفتر سنديكاي شركت واحد و كارهاي پليسي از اين دست محكوم است و فورا عاملان آن بايد مجازات شوند.
7- احكام دادگاه سقز عليه فعالين كارگري (برهان ديوارگر، محمود صالحي، محسن حكيمي، محمد عبدي پور و جلال حسيني) محكوم است و خواستار آزادي بي قيد و شرط آنان هستيم. اين فعالين كارگري تنها براي خواست هاي بر حقشان مبارزه كرده اند و جرمي جز برگزاري اول ماه مه ندارند. جنبش دانشجويي حمايت همه جانبه خود را از ايشان اعلام مي دارد.
8- مسئله هسته اي بر اثر تبليغات رسانه اي تبديل به يك مسئله ملي در كشورها شده است. اما ماهيت و سرشت اين مسئله، پوشش دادن براي سلاح هاي هسته اي در درجه اول و دفن زباله هاي هسته اي در مناطق محروم در درجه دوم است. ما با نظامي گري هسته اي و تخريب زيست محيط با زباله هاي هسته اي مخالفيم و خواستار جهاني عاري از فعاليت هاي مخرب هسته اي هستيم.
9- انقياد فكري نهاد دانشگاه كه متشكل از شكل رابطه استاد و دانشجو، بديهيات علمي، متد تحقيق، شيوه هاي فردگرايانه پژوهش و تخصصي شده دانش آكادميك و... را نمي پذيريم و براي تحول ساختاري آن مبارزه مي كنيم.
د- سازماندهي حول محور منشور براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران
منشور براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران در بهمن ماه 1383 به تصويب كميته مركزي حزب رسيد و در اسفند 1383 جهت اجرا ابلاغ مي گردد. اساس منشور براندازي جمهوري اسلامي بر سرنگوني بي قيد و شرط و كامل جمهوري اسلامي، بازداشتن عوامل آن از امكان مقاومت در مقابل مردم و متلاشي كردن بنيادهاي زندگي مدني و هم چنين تضمين حق مردم در انتخاب آزاد و آگاه نظام حكومتي آينده كشور استوار شده است و براندازي جمهوري اسلامي را پيش شرط تضمين حق مردم در تعيين نظام آتي ايران و جايگزين شدن جمهوري اسلامي با يك دولت موقت مي داند.
ادامه دارد

 

* * * * *

http://kayhanarch.kayhan.ir/900123/12.htm#other1201

 

 

باز خواني سير تحولات جريان چپ ماركسيستي در دانشگاه
انشقا ق هاي گروهكي (بخش آخر )


حسين حسيني
در بخش دوم از سلسله مقالات «بازخواني سير تحولات جريان چپ ماركسيستي در دانشگاه» اشاره شد كه فعاليت هاي گروهك دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب را مي توان در سه دوره مورد بررسي قرار داد: دوره شكل گيري و سازماندهي (1381- 1386)؛ دوره شكست تشكيلاتي و خروج از كشور (86- 87)؛ دوره بازسازي در قالب گروهك هاي خرد در خارج ا زكشور (87 تاكنون).
در بررسي دوره اول، فعاليت هاي اين گروهك را در سال هاي 81 (تشكيل هسته اوليه)، 82 و 83 (سازماندهي گروهك هاي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در سطح كشور) و 84 كه طي آن به سازماندهي فراكسيون چپ ماركسيستي در دفتر تحكيم وحدت (طيف غيرقانوني علامه)، سازماندهي گروهك رستا و سازماندهي اغتشاشات دانشجويي و سازماندهي حول منشور براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران پرداخته شده،براساس اسناد موجود، مورد بازخواني و بررسي قرار داديم.
انتشار اين مقالات كه موجب افشاگري مستند پشت پرده اين جريان شد، واكنش هاي گسترده اي را از سوي سركردگان اين جريان به دنبال داشت.
با توجه به استحكام اسناد مورد استفاده در نگارش و تدوين اين مقالات، قصد داريم به ادامه بازخواني سير تحولات جريان ماركسيستي دانشجويي بپردازيم.
به دنبال انتشار منشور سرنگوني نظام جمهوري اسلامي در ايران بهرام مدرسي مسئول كميته تشكيلات داخل حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست، طي مصاحبه با فاتح شيخ تأكيد مي كند كه از زمان ابلاغ اين منشور كه در كنار سند حق جهانشمول انسان به عنوان سند پايه اي فعاليت هاي حزب حكمتيست مي باشد، كليه سازمان ها و گروه هاي وابسته بر محوريت آن سازماندهي خواهند شد. وي در ادامه وظيفه نيروها و كادرهاي حزب در داخل كشور را انتشار مفاد اين منشور در داخل مي داند.
سازمان جوانان حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست ها در 2اسفند 1383 در حمايت از «منشور سرنگوني جمهوري اسلامي» بيانيه اي صادر مي كند. در اين بيانيه آمده است:
حزب حكمتيست ها، بيانيه خود را درمورد «رفراندوم، جنگ و سرنگوني جمهوري اسلامي»، به همراه «منشور سرنگوني جمهوري اسلامي» را منتشر كرد.
انتشار اين اسناد و منشور سرنگوني جمهوري اسلامي به خصوص، آينده اي ديگر را در تقابل با سناريو سياهي كه نيروهاي راست و دولت آمريكا از يك طرف و اسلام سياسي و رژيم اسلامي از طرف ديگر، امكان تحميل آن به مردم در ايران و منطقه دارند را در مقابل همه قرار مي دهد.
بشريت آزادي خواه در ايران، جوانان و زنان، مردمي كه حاضر نيستند نه عراقيزه كردن ايران را و نه ادامه حيات هر ذره اي از دم و دستگاه هاي سياسي، اقتصادي، نظامي و مذهبي رژيم اسلامي، قبول كنند، بايد منشور سرنگوني جمهوري اسلامي را به عنوان منشور خود اعلام كنند!
سازمان جوانان كمونيست- حكمتيست، حمايت خود را از منشور سرنگوني جمهوري اسلامي اعلام مي كند. اعضا، كادرها و فعالين و دوستداران سازمان جوانان حكمتيست، از مبلغان پرشور اين منشور خواهند بود. ما همه جوانان را به حمايت از اين منشور فرامي خوانيم. بايد با حمايت از اين منشور نشان داد كه آينده اي انساني با سرنگوني قطعي رژيم اسلامي ممكن است. اين آينده را ما رقم خواهيم زد.
به دنبال اين اقدام، سازمان جوانان حزب حكمتيست سعيد حبيبي، ياشار قاجار، مجيد اشرف نژاد، مرتضي اصلاحچي، بهروز كريمي زاده و عابد توانچه با صدور بيانيه اي به بهانه محكوميت فعاليت هاي هسته اي ايران و با تأكيد برسند حق جهان شمول انسان به تبليغ مفاد منشور سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست در جامعه ايران مي پردازند. در اين بيانيه كه با نگاه امانيستي به انسان و رد ديدگاه اولوهيت آغاز شده است با تأكيد بر حق انسان در اظهار آزادانه عقيده و بيان، حق نقد جامعه خويش و حق دخالت مستقيم در هر روندي كه به سرنوشت او مربوط باشد و بر نقش حاكمان در سلب آزادي هاي سياسي، آزادي بيان و عقيده تأكيد گرديده و با بزرگ نمايي خطر حمله نظامي آمريكا مي پردازد.
در ادامه اين بيانيه نويسندگان آن با استناد به منشور سرنگوني نظام اسلامي در ايران مصوبه بهمن ماه1383 و تأكيد بهرام مدرسي مبني بر سازماندهي كليه سازمان ها و گروه هاي حزب در داخل كشور بر تبليغ آن تأكيد مي كنند:
حل بحران هاي پيش روي جامعه ايران فقط در پوشش يك حاكميت مردمي و دموكراتيك ممكن است، حكومتي كه در آن حكومت شوندگان به طور جدي و واقعي توانايي و امنيت تحميل اراده جمعي خود را بر حكومت كنندگان داشته باشند. منشأ چنين تحولي هرگز نمي تواند خارجي باشد. تحول اصيل اجتماعي چيزي نيست كه از خارج و از بالا به جامعه تزريق شود، تحول سالم و اصيل بر مبناي حركت خود جامعه و بنابراين از درون و از پايين به بالاي جامعه تحقق مي يابد. اگر قرار است در اين ميان الگويي گرفته شود اين الگو نه از دولت ها و روشنفكران خارجي، بلكه بايد از مبارزات خودجوش و آگاهانه مردم ساير كشورها باشد، حركاتي مانند قيام دانشجويان، جوانان و كارگران فرانسه. و در نهايت خاطر نشان مي سازند كه مردم همه كشورها لايق دنيايي بهتر و زيباتر از دنياي بحراني حاضر هستند. بايد براي اين دنياي بهتر تلاش كرد و در حركت بود چرا كه مردمي كه خود به حال خويش فكري نكنند، ديگران براي آن ها تصميم خواهند گرفت.
به عبارت ديگر بيانيه محكوميت فعاليت هسته اي ايران با تكيه بر 2اصل منشور سرنگوني نظام اسلامي و سند حق جهان شمول انسان و برگرفته از تز سياه و سفيد منصور حكمت در بحراني جلوه دادن شرايط داخلي ايران اسلامي نگاشته شده بود.
بررسي سير فعاليت هاي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در سال 1385
سازماندهي گروهك دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در اين دوره در دو سطح فعاليت هاي پنهان و فعاليت هاي علني قابل توجه است.
سازماندهي در قالب كميته هاي كمونيستي مخفي حزبي
در اواخر اسفندسال 1384 دفتر سياسي حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست طرح كوروش مدرسي درخصوص سازماندهي فعالين و اعضاي حزب در داخل كشور را در قالب كميته هاي كمونيستي تصويب نمود.
طرح سازماندهي فعالين در قالب كميته هاي كمونيستي در پلنوم ششم حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست ها به تصويب رسيد و مقرر شد دفتر سياسي آئين نامه اجرايي را تهيه و ارائه نمايد و در زمينه رعايت اصول امنيتي دراين كميته ها دفتر سياسي موارد زير را به تصويب رساند.
مصوبه شماره 8- قرار در مورد مباحثات در جلسات كميته ها و نهادهاي حزب
حفظ محرميت كميته ها و نهادهاي حزبي و تضمين امنيت لازم سياسي براي طرح هرنظر و پيشنهادي دراين ارگان ها و اطمينان مطرح كننده از عدم استفاده از اين بحث ها به عنوان ابزار افشاگري سياسي در آينده مقررات زير را ايجاب مي كند:
1- شفافيت و علنيت در مبارزه سياسي به معني طرح شفاف و علني نظرات است نه علني كردن اسناد حزبي. نوار و اسناد مباحثات داخلي (مكاتبات دروني و نوار جلسات غيرعلني) يك كميته يا نهاد حزبي تماما داخلي است. انتشار آن ها به عنوان بخشي از پيشبرد مبارزه سياسي تحت هر شرايطي ممنوع است. دسترسي به اين اسناد تنها توسط خود آن كميته و نهاد و يا ارگان هاي مافوق مجاز است.
2- اسناد و نوار مباحثات ارگان ها و كميته ها براي اعضاي اين نهادها تنها در مراكز اين كميته ها و نهادها قابل دسترس خواهند بود.
بررسي هاي به عمل آمده نشانگر اين مدعاست كه سازماندهي كميته هاي كمونيستي برعهده مسئول كميته تشكيلات داخل (بهرام مدرسي) قرار داشته و وي شخصا تركيب اين كميته ها را تعيين مي نموده است. و هدف اصلي سازماندهي دانشجويان در قالب كميته هاي كمونيستي را پيش زمينه سازماندهي آنان در قالب گارد آزادي (شاخه مسلح حزب) بوده است.
سازماندهي فعاليت هاي علني در قالب جبهه چپ راديكال
زماني كه نشريه دانشجويي تك برگي پيشاهنگ مقاله اي با نام چپ راديكال در برابر چپ فرهنگي منتشر ساخت، گروه خاك مرحله مهمي در رشد نظري و پراتيك خود را گذراند. پيش از آن و در نخستين مرحله برآمد مجدد چپ در دانشگاه ها، مجموعه ناهمگون و نابالغي از انديشه هاي سوسيال دموكراتيك، آنارشيستي، كمونيستي، ملي- مذهبي هاي سوسياليست و غيره در ابتداي شكل گيري نظري و اجتماعي در فضاهاي دانشگاهي درهم آميخته بودند. رشد يافتگي بيشتر چپ دانشجويي وابسته به نشريه خاك دومسير منفك تاريخي چپ را در جبهه چپ روياروي خود داشت اين دو جبهه عبارت بود از سوسيال دموكراسي و كمونيسم. نام گذاري چپ راديكال در واقع به بهانه حضور ضعيف نماينده چپ دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي در ميتينگي كه توسط نشريه دانشجويي درد مشترك در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در مقابل نماينده جريان ليبرال در اين دانشكده، صورت گرفت. يكي از گردانندگان اصلي اين گروهك در مقاله اي با عنوان چپ راديكال در برابر چپ فرهنگي در نشريه دانشجويي پيشاهنگ در دانشگاه تهران، حضور ضعيف نماينده جريان چپ دانشجويي در اين ميتينگ را به نقد كشيد و از اين تاريخ به بعد جريان دانشجويي چپي كه در قالب نشريه دانشجويي خاك به فعاليت مي پرداخت، خود را تحت نام چپ راديكال معرفي كرد.
¤ شكل گيري چپ كارگري، در درون جبهه چپ راديكال
با فروپاشي دور دوم فعاليت هاي جريان رستا در اسفند 1384دونفر از گردانندگان نشريه دانشگاه و مردم به چپ راديكال پيوستند و در قالب سازمان زنان چپ راديكال به فعاليت پرداخته و سپس در قالب فراكسيون چپ كارگري در درون چپ راديكال به فعاليت پرداختند و نام چپ راديكال به جبهه چپ راديكال تغيير نمود. فراكسيون چپ كارگري در ابتداي سال 1386 با انشعاب از جبهه چپ راديكال در قالب جبهه چپ كارگري به حضور خود در چپ راديكال پايان داد.
بررسي مراسم 16 آذر 1385
در آستانه مراسم 16 آذر سال 1385 در دانشگاه تهران كميته تشكيلات داخل حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست در دستور العملي به دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب ضمن معرفي بخش دانشجويي كميته تشكيلات داخل به عنوان شوراي انقلابي سوسياليست هاي ايران (حكمتيست)، از آن ها مي خواهد مراسم 16 آذر 1385 در دانشگاه ها را با شكل دادن يك اتحاد عمل با ساير گروه هاي چپ در دانشگاه ها برگزار نمايند. متن اين فراخوان كه از سوي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب به ساير گروه هاي چپ ارائه شده، به شرح زير است:
رفقا؛ 16 آذر فرا مي رسد. فرا رسيدن اين روز مهم دانشجويي، فرصت مناسبي است كه تمام گرايش هاي جوان سوسياليستي به گردهم آمده و تدارك يك اتحاد عمل سراسري را در راستاي يك فعاليت مشترك بر محور مطالبات مشترك با هم سازماندهي كنند.
رفقا؛ تفرقه و چنددستگي ميان ما، همواره به نفع نيروهاي ضددموكراتيك جامعه مان تمام شده است. اتحاد عمل ما مي تواند نه تنها ما را منجسم تر كند كه نيروهاي خواهان دموكراسي، عدالت اجتماعي و آزادي را در سطح وسيعتري متشكل كند.
رفقا؛ دانشجويان و كارگران جوان از تفرقه ميان خود رنج مي برند. اتحاد ما روحيه مبارزات جويانه آنان را مسلماً تقويت كرده و راه را براي فعاليت هاي متحد و مشترك آتي هموار مي كند.
رفقا؛ ما به عنوان بخشي از مبارزين دانشجويي ايران از شما درخواست مي كنيم تا به اين فراخوان پاسخ مثبت داده و در اتحاد با حزب كمونيست كارگري (حكمتيست) به پيشواز 16 آذر رويم.
درود به همه مبارزان راه آزادي و عدالت اجتماعي
شوراي انقلابي سوسياليست هاي ايران (حكمتيست)
12 مهر 1385
سازمان جوانان حكمتيست نيز طي نامه اي با امضاي جمال كمانگر ضمن تأكيد بر ضرورت گسترش دامنه اعتراضات از دانشگاه ها به سطح جامعه، شعارهاي مصوب اين سازمان را براي روز 16 آذر به شرح زير ابلاغ نمود:
«آزادي، برابري
لغو آپارتايد جنسي
خروج نيروهاي انتظامي از دانشگاه ها
لغو فوري احكام كميته هاي انضباطي
آزادي فوري زندانيان سياسي
آزادي بي قيد و شرط بيان
آزادي بي قيد و شرط تشكل
بيمه بيكاري مكفي براي همه افراد بالاي 16 سال
بررسي ها از تجمع دانشجويي 16 آذر در دانشگاه تهران نشان مي دهد كه اين مراسم با هماهنگي كامل گروه هاي مختلف چپ در دانشگاه هاي تهران برگزار گرديد و هژموني كامل چپ در دانشگاه را نشان داد. در زير گزارش اين تجمع در برخي دانشگاه هاي كشور كه به توسط دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب سازماندهي شده بود ارائه مي گردد. به دنبال برگزاري مراسم 16 آذر در دانشگاه تهران بهرام مدرسي طي نامه اي از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب تشكر نمود. نتايج حاصل از برگزاري مراسم 16 آذر روز دانشجو در دانشگاه تهران در جلسه مورخ 25 آذر 1385 كميته نبرد مطرح و مقرر شد، نشريات دانشجويي چپ به تبيين چند و چون برنامه روز دانشجو پرداخته و گزارشي از آن به كميته مركزي ارائه شود.
سير تحول در دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در سال 1386
مهم ترين تحولات دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در سال 1386 به شرح زير است:
الف- در ارديبهشت سال 1386 خطوط عمده فعاليت هاي چپ راديكال عنوان شد
ب- انشعاب فراكسيون چپ كارگري از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در ارديبهشت 1386
ج- بازداشت اعضاي دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب در 13 آذر 1386
1- خطوط عمده فعاليت چپ راديكال در شرايط حال حاضر ايران
در ارديبهشت سال 1386 بهروز كريمي زاده خطوط عمده حركت چپ راديكال در شرايط حال حاضر ايران را بيان نمود. بيانيه خطوط عمده فعاليت چپ راديكال در شرايط حاضر ايران، نظم مستقر را عامل تشديد نظام طبقاتي در ايران كنوني و نيز عامل اصلي اوج گرفتن مبارزات طبقاتي براي تعيين قدرت سياسي در ايران و به تبع آن تشديد مبارزات طبقاتي مي داند و بر اين باور است اين تشديد نظام طبقاتي دريچه اي را براي در دست گرفتن سرنوشت بشريت به دست خود از طريق پرولتاريا بازگشته است. وي در ادامه حكومت مستقر را به اتخاذ سياست مشت آهنين در قبال جنبش هاي اجتماعي متهم مي كند و بيان مي كند كه حكومت براي ادامه بقاي خود، به تهاجم عليه جنبش هايي كه آنها را در جدال درون كشوري براي تضمين موجوديت خويش، آنها را با خود رودررو مي بيند، شدت بخشيده است. با وجود اين به حكم شرايط عيني اجتماعي و بحران همه جانبه سياسي و اقتصادي كه اين جنبش ها را بازتوليد مي كند، اين فشارهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي روزافزون، تشديد مبارزات طبقاتي كارگران و اقشار زحمتكش را به همراه دارد! كه به صورت ضدحمله اي قدرتمندتر در مقابل حملات حكومت خود را نشان خواهد داد.
بهروز كريمي زاده در ادامه به بزرگ نمايي خطر حمله احتمالي آمريكا به ايران مي پردازد و تأكيد مي كند كه خطر جنگ همچنان بر فراز جامعه ايران سايه شوم خود را حفظ كرده است. زيرا در صورت شكست اين گزينه امپرياليسم نظامي، آمريكا بي درنگ درصدد اجراي تأمين اهداف خود به طريقه نظامي خواهد رفت.
با استنتاج از تحليل طبقاتي كه در بالا ذكر آن رفت، بهروز كريمي زاده احكام زيرا را براي هر فعالين دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب الزام آور مي داند.
1- نفي و رد قطعي هرگونه دخالت گري آمريكا و سرمايه داري جهاني- چه در حالت نظامي آن و چه به شيوه تحريم اقتصادي- خط قرمز چپ راديكال است.
2- تأكيد بر جنبش از پايين و راديكاليسم اجتماعي
موضع ساير گروه هاي چپ دانشجويي در قبال خطوط عمده فعاليت چپ راديكال
مواضع چپ راديكال انتقاد ساير گروه هاي چپ دانشجويي را در برداشته است. در اين جا به بيان برخي ديدگاه هاي جريان چپ راديكال و انتقادهاي صورت گرفته با آن در حوزه هاي مختلف مي پردازيم.
برخي انتقادهايي صورت گرفته به ديدگاه هاي كلي جريان چپ راديكال به طور عمده بر محورهاي زير است:
1- رد شرايط بحراني2- رد دخالت خارجي و خطر بروز جنگ در شرايط كنوني3- ضرورت سازماندهي جنبش هاي اجتماعي به مقابله با حكومت
شوراي سردبيري نشريه ميلتانت با انتقاد از ديدگاه هاي رهبران و چپ راديكال مي نويسد:
1- نفي و رد قطعي هرگونه دخالت گري (امپرياليستي)
الف:معلوم نيست كي و چه زماني اين دخالت صورت مي گيرد؟
ب: سازماندهي به محور اين موضع يك كار بي ارتباط به وضعيت ما در ايران و در سطح جهاني است.
ج: اين جار و جنجال بي ربط در اين مورد مبارزات كارگري و دانشجويي را از مسير اصلي منحرف مي كند.
2- تأكيد بر جنبش از پايين
الف: اين رهنمودها كلي است و نشانگر بي برنامگي كلي رهبران چپ راديكال است.
ب: تاكنون جنبش هاي اجتماعي وارد سازش از بالا با دولت سرمايه داري نشده اند.
2- سازماندهي حول انديشه هاي ماركس و لنين
اين نظر يكي از مسائل بديهي است كه خط سياسي و چشم انداز فعالان چپ بوده و هست. اين نشريه مهم ترين مسئله حال حاضر را يافتن حلقه رابط بين سازماندهي كنوني و سازماندهي آتي مي داند و رهبري چپ راديكال را فاقد چشم انداز روشن براي سازماندهي چپ مي داند و دستورالعمل هاي رهبران راديكال را با دستورالعمل هاي بوروكرات هاي احزاب سنتي مشابه مي داند.
اين نشريه در ادامه حلقه هاي رابط را عوامل زير مي داند:
اولا: ايجاد اتحاد عمل هاي سراسري ضد سرمايه داري همراه با كارگران و مليت هاي تحت ستم و تبادل نظر در مورد پايه هاي تئوريكي ماركس انگلس و لنين
ثانيا: تشكيل يك حزب پيشتاز انقلابي
در همين زمينه برخي از رهبران جريان هاي چپ كارگري نيز اين ديدگاه هاي عملي را نقد نموده و معتقدند:
1- راديكال بودن در ديدگاه هاي ماركس يعني به ريشه هاي قضايا پي بردن كه براي انسان ريشه خود انسان است.
2- واژه چپ راديكال براي اين كه به پرچم جنبش رهايي طبقه كارگر تبديل شود واژه اي عقيم و ناقص است و اين نوع چپ هنوز در دوران جنيني به سر مي برد و براي بلوغ شدن نياز به ارتباط ارگانيك با طبقه كارگر دارد.
3- استفاده از واژه چپ راديكال از سوي برخي فعالين جنبش چپ در دانشگاه ها همواره براي مرزبندي با چپ ورفرميست صورت گرفته است.
4- واژه چپ راديكال به طور عمده براي افرادي و گروه هايي به كار برده مي شود كه حاصل نوعي راديكاليسم غيرطبقاتي است اين گروه سوسياليسم و به تبع آن ماركسيسم را نه به عنوان علم و تئوري رهايي طبقه كارگر بلكه به عنوان مجموعه ايماني و ايدئولوژيك در نظر گرفته و تنها سعي مي كند در درون فرقه خود به صيقل دادن اعتقادات انتزاعي خويش و اثبات ايمان راستين به اين ايدئولوژي بپردازد.
5- چپ راديكال به صورت ذاتي و تاريخي غيركارگري است و رابطه اي اندام وار با طبقه كارگر ندارد و پايگاه خويش را در ميان عناصر ناراضي غيركارگري مي يابد و راديكاليسمي كه با طبقه كارگر پيوند نخورد و رابطه ارگانيك و اندام وار با آن نداشته باشد عاقبت تبديل به فرقه هاي جدا افتاده از جامعه مي شود.
لذا راه حل اين گروه ها پيوند با حلقه كارگر در سطح عمل و پراتيك است.
2- انشعاب جبهه چپ كارگري از چپ راديكال
در ارديبهشت سال 1986دلايل چپ كارگري از جبهه چپ راديكال به دلايل زير دچار انشعاب گرديد:
1- انتقاد نسبت به برخي سياست ها و سبك كار جريان غالب جبهه چپ راديكال
2- اعتراض به عدول اين جريان از پرنسيب هاي فعاليت جبهه اي
3- برتافته شدن حضور برخي نيروها در قالب شبه فراكسيون
4- عدم رعايت ماهيت جبهه اي
ارتباط گروهك دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب با جريان هاي كارگري
از نكاتي كه بايد به نحوي مورد بررسي قرار گيرد موضوع ارتباط فعالان اين جريان با گروه هاي كارگري است. ارتباط اصلي جريان داب با گروه هاي كارگري از طريق آقاي برهان ديوارگر معاون دبير كميته تشكيلات داخل حزب حكمتيست ها و عضو دفتر سياسي اين حزب مي باشد. برهان ديوارگر كه پيش از اين از فعالين كارگري در سنندج بوده است، پس از خروج از كشور به عضويت شوراي مركزي حزب درآمد. در سند منتشر شده حزب در پايان پلنوم هفتم كميته مركزي حزب كمونيست كارگري- حكمتيست كه از 10 تا 11 فروردين 1386 برگزار شد به همراه آزاد زماني، آذر مدرسي، اسد گلچيني، اعظم كم گويان، امان كفا، بهرام مدرسي، جمال كمانگر، ثريا خضري، ثريا شهابي، خالد حاج محمدي، رحمان حسين زاده، رحمت فاتحي، سلام زيجي، صالح سرداري، عبدالله دارابي، فاتح شيخ، كورش مدرسي، محمد فتاحي، محمود قزويني، مصطفي اسدپور، مظفر محمدي به عضويت كميته سياسي درآمد.
همچنين برهان ديوارگر طي چند نوبت به دانشگاه تهران تردد مي كرد و با برخي از فعالان داب در دانشكده حقوق و علوم سياسي جلساتي تشكيل مي داد. بررسي ها نشانگر اين واقعيت است كه برهان ديوارگر زير نظر مستقيم اسد گلچيني مسئول دفتر كردستان حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست فعاليت مي نموده است. نامبرده طي چند نوبت بازداشت و بعد از آزادي با قرار وثيقه توسط دفتر كردستان حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست از ايران خارج و در حال حاضر در فنلاند ساكن مي باشد.
از گروه هاي كارگري كه به توسط برهان ديوارگر راه اندازي و هدايت مي گرديد مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- انجمن صنفي كارگران خباز
2- دبير كانون كودكان در سقز
3- جامعه حمايت از زنان
4- شوراي هماهنگي و پيگيري ايجاد تشكل هاي آزاد كارگري
5- تاسيس تشكل غيرقانوني كارگران عليه بيكاري در آذرماه 1384
اين تشكل به منظور عينيت بخشيدن به اهداف زير در سال 1384 با محوريت آقايان برهان ديوارگر، مزدك طوسي نژاد و صلاح محمدي تشكيل گرديد:
1- ارتقاء سطح آگاهي طبقاتي قشر كارگر
2- متشكل نمودن خيل وسيع كارگران شاغل و بيكار عليه بيكاري
3- تلاش براي احياي حقوق طيف بيكاران در دو طرح اساسي كار يا بيمه بيكاري
4- ايجاد زمينه هاي مناسب براي ايجاد تشكل، مستقل از دخالت دولت و كارفرما با استناد به مقاوله نامه هاي جهاني سازمان بين المللي
وي در طول اقامت در داخل كشور به دليل برگزاري مراسم هايي چون روزجهاني كارگر، روز جهاني زن بازداشت و تنها با وثيقه20 ميليوني در مورخ 20/6/84 از زندان آزاد مي گردد.
برهان ديوارگر در مورخ 6 فروردين 1388 طي نامه اي با عنوان معاون دبير كميته تشكيلات داخل كشور و عضو دفتر سياسي حزب در اعتراض به عملكرد آقاي بهرام مدرسي از كميته تشكيلات داخل حزب استعفا نمود.
سازماندهي گروهك دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب در قالب شوراي هماهنگي تشكل هاي كارگري
در زمستان سال 1385 كه تعدادي از چهره ها، كميته ها و تشكل هاي كارگري هسته اوليه تشكل شوراي همكاري تشكل ها و فعاليت مستقل كارگري را پايه نهادند از چپ راديكال نيز براي پيوستن به اين شورا دعوت شد. در اين زمان دانشجويان فعالانه به شوراي هماهنگي آزاد تشكل هاي كارگري پيوستند دلايل پيوستن به شورا به تمايل طبقاتي و جريان چپ گراي متعهد به آرمان و منافع پرولتاريا در جهت ايجاد فعالين كارگري حول برنامه اي مشخص براي پيشبرد امر مبارزات كارگري عنوان مي گردد، اما درسال 1386 از آن جدا شدند.
دلايل جدايي به شرح زير است:
1- عدم درك چگونگي رفتار و ارتباط آنان با يكديگر به ويژه با دانشجويان
2- عدم برخورداري شورا از اصول و پرنسيپ هاي لازم براي معرفي نوعي سبك كار مشخص
3- ابتدا به عارضه محفليسم كه شورا را به جمعي گره خورده در خود تبديل نمود.
4- نفوذ عناصر فرصت طلب و چپ نمايي كه ضديت با بستر اصلي چپ در جامعه را تحت حجاب تملق، در برابر كارگران و فعالان كارگري مستقر مي كردند.
شعارنويسي درسطح شهر تهران در حمايت از گارد آزادي و حكمتيست ها
بهروز كريمي زاده درطي چند نوبت در حمايت از گارد آزادي حزب كمونيست كارگري ايران- حكمتيست اقدام به شعارنويسي نموده و از آنان عكس تهيه كرده و به كميته تشكيلات داخل حزب ارائه نموده است.