فصل جدیدی از تحرک طبقه کارگر

مصاحبه کمونیست با بهرام مدرسی

 

کمونیست: دامنه اعتراضات کارگری برای بهبود زندگی در این دوره به مراکز مهم صنعتی کشیده شده است. اعتراضات کارگران در ذوب آهن٬ اعتصاب کارگران پتروشیمی تبریز٬ اعتصابات کارگران پتروشیمی بندر امام در ماهشهر و کشیده شدن دامنه آن به سایر مجتمع های پتروشیمی منطقه از جمله امیرکبیر٬ خوزستان٬ شیمیائی رازی٬ تندگویان٬ بوعلی و اروند نمونه برجسته از تحرکات کارگری در مهم ترین مراکز صنعتی است. این اعتصابات که مطالبه اصلی کارگران حذف پیمانکاران واسطه ای و انعقاد قرارداد مستقیم با کارگران و لغو قراردادهای موقت است به پیروزی رسید. کلا ارزیابی شما از اعتصابات پتروشیمی چیست؟ ویژگی و اهمیت این اعتصابات در میان تحرکات وسیع مراکز کارگرای در ایران از کارگران ایران خودرو٬مخابرات راه دور٬ کیان تایر و هفت تپه و نساجیها و تا صدها حرکت اعتراضی کارگری در چیست؟

 

بهرام مدرسی: اعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر و حتی قبل از آن اعتصاب کارگران پتروشیمی تبریز، اعلام به میدان آمدن صف مستقل کارگران مراکز صنعتی بزرگ برای مبارزه علیه حمله دولت سرمایه به زندگی طبقه کارگر هستند.

برای اولین بار کارگران این مراکز بزرگ صنعتی نه از طریق ارگان های تحمیل شده دولتی از خانه کارگر تا شوراهای اسلامی و غیره بلکه مستقیماً از طریق نمایندگان منتخب خود با دولت، کافرمایان و حتی نیروهای انتظامی محل وارد مذاکره شدند. برای اولین بار دولت سرمایه را مجبور به پذیرش نمایندگان کارگران بعنوان طرف مذاکره خود کردند، برای اولین بار خواسته‌های مشترکی که شامل حال بیش از ۵۰ هزار نفر کارگر صنعتی می‌شود را هماهنگ کرده و به کرسی نشاندند. برای اولین بار شبکه وسیع رهبران کارگری قدرتشان را نشان دادند. برای اولین بار توده وسیع پرولتر صنعتی در ایران از زبان رهبران و نمایندگان خود سخن گفت. برای اولین بار نیروهای انتظامی بخصوص جرأت دست زدن و حمله به نمایندگان و همه اعتصاب کنندگان را بخود ندادند.

این اعتصاب گذشته از خواسته هایی که به دولت و کارفرمایان تحمیل کرد، ابعاد بسیار مهمتر بالا را هم در خود دارد. درس‌های این اعتصاب برای رهبران هوشیار طبقه کارگر و کل شبکه ای که این اعتصابات و هماهنگی آن‌ها و ادامه شان را تا آخرین قدم با هشیاری و دقت تضمین کرد بسیار زیادتر از این‌ها است.

 

بورژوازی ایران با فراهم شدن پایه‌های اقتصادی و اجتماعی امکان حذف یارانه ها تعللی در انجام این اقدام نکرد. هیچکدام از جناح های رژیم شکی در ضرورت اجرای این طرح نداشتند.

از ضروریات امکان اجرای طرح یارانه ها، وجود طبقه کارگر صنعتی بود که امکان سودآوری بالا به سرمایه را بدهد. وجود طبقه کارگر صنعتی و متمرکز در کنار تمرکز بیشتر سرمایه یکی از پیش شرط های امکان اجرای طرح یارانه ها بودند. اجرای طرح یارانه ها بورژوازی ایران را بسیار کلاسیک تر کرد. این شامل حال قطب مقابل آن، طبقه کارگر هم میشود. ابعاد و دامنه فعالیت و حضور کارگران صنعتی متمرکز در ایران با ۲۰ یا ۳۰ سال پیش اساساً قابل مقایسه نیست. همین شرایط دیگری را هم برای شبکه‌های فعالین کارگری در این مراکز و هم برای کارفرمایان و دولت بوجود آورد.

دامنه هماهنگی اعتصابات کارگری همانطور که در این مورد دیدم در یک ضرب تعداد بیش از ۵۰ هزار نفر را در بر میگیرد. این امکان‌پذیر است چرا که قبلاً خود بورژوازی برای تضمین همان بارآوری بالای کار مجبور به تمرکز هزاران کارگر صنعتی زیر یک سقف شده است. همین دامنه عمل شبکه‌های رهبران کارگری را بیشتر میکند و امکان سازمان دادن حرکات بزرگتری را هم برای آنان فراهم میکند. همین دست نیروهای رژیم را هم برای سرکوب کوتاه‌تر میکند. هم به جهت گستردگیش و هم بعلت حساسیت چنین مراکزی در کل سیکل روزانه تولید در کشور.

شما تصورش را بکنید که برای همین خواسته‌های کارگران پتروشیمی ماهشهر، اگر کارگران مراکز و میدان های نفتی دیگر، کارگران برق و راه آهن و ذوب آهن و ماشین سازی ها فقط یک روز هماهنگ اعتصاب کنند، چه بلایی سر سرمایه و دولتش خواهد آمد تا عمق محدودیت دامنه عمل دولت و سرمایه داران را ببینید.

 

 

کمونیست: اعتراضات کارگری در چند سال گذشته کم نبوده است. طبقه کارگر ایران در صدها مرکز کارگری علیه اخراج٬ عدم پرداخت دستمزدهای خود و کسب ابتدائی ترین مطالبات انواع تحرکات اعتراضی را داشته است. از تجمع در مقابل دفتر ریاست جمهوری تا مجلس و فرمانداریها در شهرستانهای مختلف٬ تومار نوشتن و.. را تجربه کرده است. اما معمولا با وعده و سردواندن٬ همراه تهدید به اخراج و دستگیری سرانجام کارگران را بدون رسیدن به مطالبه قابل توجهی به خانه های خود فرستاده اند٬ اعتصاب کارگران پتروشیمی تبریز و ماهشهر بر عکس تحرکات قبلی به پیروزیهای قابل چشمگیری دست یافت٬ آیا این را میتوان باز شدن فصل جدیدی از تحرک طبقه کارگر نام گذاشت؟

 

بهرام مدرسی: به نظر من فصل جدیدی است. روشن بود که این تحرکات آغاز خواهند شد. روشن بود که دولت سرمایه مجبور است به باز شدن امکان مبارزه متشکل کارگران مراکز صنعتی بزرگ گردن نهد. نمیشود تعیین قیمت نان شب مردم را به رقابت در بازار آزاد محول کرد اما دستمزد کارگر را به زور از بالا تحمیل کرد. تلاششان را حتماً میکنند و خواهند کرد اما همان منطق سرمایه به فعال و رهبر کارگری میگوید که من هم برای تعیین قیمت و ارزش نیروی کارم وارد معامله با دولت و سرمایه داران میشوم. این حق من است و برایش اعتصاب هم میکنم. برای این دیگر محتاج شورای اسلامی و تومار هم نیستم. نماینده خودم را انتخاب میکنم و از طریق او با شما چانه میزنم. تا وقتی هم که با ما توافق نکرده‌اید در اعتصاب میماینم. این منطق مبارزه این دوره است.

اعتصاب کارگران پتروشمی ماهشهر علیه بسته‌ شدن کارخانه نبود، اعتصابی در یکی از کارخانجات با سود دهی بالا بود. نمیتوانند به بهانه دولت پول ما را نداده و یا اینکه سود دهی پایین است و غیره کارگران را به سر سفره خالی شان برگردانند.

 

 

کمونیست: عروج جنبش سبز بر عکس تصور رایج و تبلیغات وسیع احزاب بورژوائی و میدیای مدافع جنبش سبز از بی بی سی و سی ان ان تا رادیو فردا و.. که گویا فضا را برای اعتراضات باز کرد٬ تا جائی که به طبقه کارگر ایران و صف آزادیخواهی و کمونیستها برگردد٬ ما شاهد بسته تر شدن فضای سیاسی و افزایش دامنه اختناق بودیم. در زمانی که جنبش سبز فراخوان تظااهرات خیابی میداد و بخش قابل توجهی را در روز قدس٬ یا عاشورا و نماز جمعه رفسنجانی جمع میکرد و طیفی به نام کارگر اعلام میکردند که انقلاب شروع شده است٬ جمهوری اسلامی اعتراض چند نفره کارگر را حتی برای پرداخت حقوقهای معوقه خود تحمل نمیکرد. جنبش سبز تلاش کرد کارگر را فریب دهد و به زیر پرچم خود بکشاند که موفق نشد٬ خود سبز و جنبش خیابانی و اعتراض جاری در خیابان آن افول کرد٬ اکنون توازن قوای میان طبقه کارگر و جمهوری اسلامی را چگونه ارزیابی میکنید؟

 

بهرام مدرسی: به نظر من الان زود است که درباره توازن قوای جدیدی میان طبقه کارگر و جمهوری اسلامی صحبت کنیم. همانطور که قبلاً توضیح دادم، فکر میکنم که شرایط و امکاناتی برای و به مبارزه طبقه کارگر اضافه‌ شده‌اند که قبلاً موجود نبودند. کارگران ماهشهر و رهبرانشان بخوبی از این امکانات استفاده کردند، آیا بقیه بخش‌های طبقه کارگر صنعتی ایران هم با همین شتاب دست به کار می‌شوند تا بتوان از توازن قوای جدید صحبت کرد؟ جواب این سؤال فعلاً معلوم نیست اما آنچه که روشن است امکان ایجاد یک توازن قوای دیگر به نفع طبقه کارگر موجود است به شرط آنکه رهبران عملی کارگران در مراکز صنعتی بزرگ راهی که رفقای ماهشهر نشان دادند را دنبال کنند.

عروج و افول جنبش سبز هیچ خیری برای طبقه کارگر نداشت. دامنه سرکوب را بیشتر کرد و شرایط را برای هر تحرکی پلیسی تر کرد، اما همین اعتصاب کارگران ماهشهر باید نشان داده باشد که نبض جنبش‌ کارگری با نبض جنبش سبز و طرفداران چپ و راستش نمیزند. باید نشان داده باشد که امکانات و محدودیت‌های اعتراض کارگری کلاً با امکانات و محدودیت‌های جنبش سبز و سازمانهای چپ و راست مدافعش فرق میکند.

 

کمونیست: بورژوازی ایران در یکسال گذشته تعرض وسیعی را علیه طبقه کارگر سازمان داد٬ حذف سوبسیدها و سپردن قیمت مایحتاج عمومی به مکانیسم بازار و افزایش فوری قیمتها٬ از نان گرفته تا بنزین و چند ده برابر شدن فیش آب و برق وافزایش هزینه مسکن و.. تنها گوشه کوچکی از این ماجرا است. همراه و همزمان شاهد تعرض وسیع در عرصه سیاسی و فکری و فرهنگی برای تحمیق کارگر هستیم. در مقابل بحث از اهمیت بستن سدی در مقابل این تعرض است. نظر شما در این باره چیست و چکار باید کرد؟

بهرام مدرسی: محکمترین سد علیه تحمیل فقر و تباهی به جامعه مبارزه متشکل کارگری است. نه جنبش سبز، نه خاتمی، نه احمدی نژاد و نه هیچکدام از نمایندگان بورژوازی هیچ سدی نمیتوانند علیه تحمیل بیکاری و فقر ببندند. تنها نیرو و طبقه ای که امکان اجتماعی این را دارد طبقه کارگر است. طبقه کارگر هم از مراکز کوچک و پراکنده نمیتواند و امکانش را ندارد که صف محکمی علیه این ببندد. راه آن بسیج پرولتر صنعتی متشکل در مراکز بزرگ و مهم صنعتی کشور است. این صف میتواند بقیه بخش‌های طبقه کارگر را محکمتر علیه این حمله بسیج کند. همانطور که در جواب سؤال قبل گفتم این هم از جمله امکاناتی است که میتواند توازن قوای موجود را به نفع طبقه کارگر تغییر دهد.

 

کمونیست: موانع اصلی طبقه کارگر برای اتحاد صفوف خود و تحمیل حداقلی از مطالبات خود به بورژوازی ایران و دولت آن کدامند و چه باید کرد؟

 

بهرام مدرسی: پراکندگی! پراکندگی صفوف رهبران کارگری

 

کمونیست: ما در این دوره شاهد انقلاب مصر و تونس و تحولاتی انقلابی در خاورمیانه و کلا دنیای عرب هستیم. این فضا و تحولات چه فرجه و امکانی را برای طبقه کارگر ایران٬ کمونیستهای این طبقه و رهبران و فعالین آن باز کرده است.؟ چه باید کرد و چگونه میتوان از این فضا بیشترین استفاده کرد و نقش رهبر و فعال کمونیست طبقه کارگر در این شرایط چه میتوان باشد؟

 

بهرام مدرسی: این تحولات تا کنون به نظر من فرجه جدیدی را برای طبقه کارگر ایران باز نکرده است. فکر میکنم که شرایط در ایران قدری متفاوت تر است. این تحولات در درجه اول اعتماد به نفس طبقه کارگر به خود و نیرویش را بیشتر کرده است. چطور میتوان شهامت و استقامت رفقای مصری و تونسی را دید و به هم طبقه ای های خود افتخار نکرد و از آن‌ها نیرو نگرفت. از طرف دیگر طبعا خود این تحولات یکبار دیگر ایران را در مرکز سیاست جهان قرار داده است. رهبران کارگران طبعا با هوشیاری اوضاع حاضر را تعقیب میکنند. استفاده یا عدم استفاده از هرشرایطی به نفع طبقه کارگر طبعا تنها و تنها به درجه اتحاد و تشکل این طبقه برای اعمال قدرتش بستگی دارد. این درس را هم همه از مصر و تونس گرفتند.

 

مه ۲۰۱۱