حکمتیست ها و فعالیت مشترک و حزبی، فعالیت اجتماعی و توده ای

 

اجتماعی و حزبی

 

بهرام مدرسی –اسد گلچینی

 

در قسمت آخر این سلسله مباحث باید به آنچه که از نظر ما فعالیت اجتماعی و حزبی نام گرفته است پرداخت، نوع فعالیتی که امروز بخصوص از طرف بخش وسیعی از رفقای حزبی پراتیک میشود. باید به این مبحث بعنوان نمونه ای از آنچه که فعالیت درست را تصویر میکند پرداخت. طبعا آنچه که این جا کوتاه به آن پرداخته میشود کل آن تصویری که هم ناظر بر فعالیت کادرهای حزب درسرتاسر کشور است را نه نشان میدهد و نه اینکه میتواند کل مباحث سبک کاری ما را شامل شود. تلاش ما دادن سر نخ هایی از یک فعالیت حکمتیستی است.

 

 دخالتگر است

فعالیت بخشهای وسیعی از فعالین و کادرهای حزب دخالتگری بسیار پرشور و موفق را نشان میدهد. ما بارها در این باره صحبت کرده ایم. فعالیتی که مسایل مبارزاتی محل خود را مسله خود میداند و تلاش میکند که اگر قرار است در آن محل به چیزی اعتراض شود و یا حرکتی سازمان یابد، بجای اینکه وظیفه خود را شرکت در کاری که دیگران سازمان داده اند بگذارد، خود مستقیما پای سازمان دادن آن اعتراض و یا حرکت میرود. این بخصوص برای حزب کمونیستی چون ما حیاتی است. واقعیت این است که نیروهای سیاسی قدرتشان و حضورشان را نه از سر شرکتشان در فلان حرکت و یا طرح فلان شعار در جایی بلکه از قدرتشان در سازمان دادن مردم و به میدان کشاندنشان حول شعارهای خودشان میگیرد. دخالتگری به این معنا برای ما مهم است. از این طریق به خومان و به جامعه و مردم نشان میدهیم که نیروی جابجایی جامعه از جایی به جای دیگری هستیم. حزبی که جنبشش در سرتاسر کشور سازمانده اعتراض مردم به هرجای رژیم اسلامی و یا علیه هر آینده سیاهی است که میخواهند به جامعه تحمیل کنند، فقط میتواند از طریق این دخالتگریش قدرتش را نشان دهد و واقعا کار جدی سازمان دهد. طبیعی است که این بحث ما نافی شرکت ما در اعتراضاتی که دیگران سازمان میدهند نیست و طبیعی تر از آن هم این است که ما

طبعا سعی میکنیم همه جا شعارهای خودمان را طرح و عمومی کنیم، این اما ابدا جای این که ما خود حرکتی و اتحادی را سازمان دهیم نمیگیرد.

 

متحد کننده است

تنها نیروی ما اتحاد مردم و همراهی آن ها با ما است. این جا متحد کننده بودن به معنی اخص آن برای ما مطرح است و خوشبختانه به بهانه های مختلفی این کالیبر و این قابلیت را در کادرهای حزب میتوان دید که هر جا که سروکله شان پیدا میشود، بوی اتحاد و تشکل و دست در دست هم گذاشتن مردم به مشام میرسد. متحد کردن دردرجه اول تا آنجا که به رفقای ما مربوط میشود طبعا سطوح مختلفی دارد که در قسمت های قبلی این سلسله نوشته به جنبه هایی از آن پرداخته ایم. مردم دار بودن، صف بندی ایدﺋولوژیکی نکردن، هر مسله اجتماعی را مسله خود دانستن، جواب درست به مشکلات مردم دادن، راه حل های عملی جلوی پای مردم گذاشتن، جامعه و محل زندگی و کارش را "میدان" خود دانستن. چهره ای قابل اعتماد برای دیگران بودن، داشتن روابط وسیع اجتماعی، به زبان مردم صحبت کردن غم مردم را غم خودش بداند و پیروزی مردم را پیروزی خود، قانع میکند، بحث میکند و سر سوزنی سکتاریسم در کارش نیست.

 

 فردی فعالیت نمیکند

فعالیت کادر حکمتیست اکر در ابتدای شروع کار میتواند فردی باشد، در ادامه خود اما نمیتواند فردی ادامه پیدا کند. وجود محافل و جمع های وسیعی که خود را حکمتیست میدانند در سرتاسر کشور دال بر این خاصیت ما است این اما باید هزار برابر وسیعتر شود. زندگی فعالیتی اجتماعی است و طبیعی است که مبارزه برای بهبود آن هم میتواند فقط جمعی باشد. این جمع میتواند جمع کمونیست هایی باشد که با هم کمتیه کمونیستی را تشکلیل داده ایم، میتواند تشکل توده ای باشد که برای امری مشخص سازمان داده ایم، میتواند هزار شکل و نوعدیگری بخود بکیرد. آنچه که این جا مهم است. جمع کردن، متحد کردن و فعالیت جمعی است. کسی که وضع مالیش اجازه میدهد میتواند همیشه پای اینترنت بنشیند و چت کند و بر اساس آن نشریات رنگارنگ بدهد، میتواند انجمن اینترنتی درست کند و هزار "کار" دیگر بکند. همه این "کارها" اما خارج از دنیای مجازی خودشان معنایی ندارد. کادر حکمتیست اما فعالیت جمعیش باید به جامعه در جایی رنگ معینی بدهد. باید خواسته یا ناخواسته همه احساس کنند که فلان جا چه محله باشد و چه مدرسه و چه کارخانه، بوی دیگری میدهد. بوی انسانیت، اتحاد و همدلی. این بو مدتهاست که به مشام میرسد. باید آن را هزار برابر کرد.

 

 

 سیاست برایش معنی روز دارد

سیاست امروز دیگر برای رفقای ما معنی روز دارد. سیاست هر قدر هم که خوب و درست باشد، هر قدر هم که "جواب همه را داده باشد" اگر واقعا به سیاست رو جایی، محلی، جمعی و مبارزه ای تبدیل نشود، بیفایده است. سیاست درست بلشویک ها اگر انقلاب اکتبر را سازمان نمیداد، لنین اگر بعنوان سازمانده این انقلاب شناخته نمیشد، هم بلشویسم و هم لنین "تحرکی" و نویسنده ای خوب بیشتر نبودند. سیاست برای ما معنی روز را دارد به این معنی که باید جایی اعتراضی و حرکتی و پرچمی را حول آن دید. حزب ما، حزب سیاسی ی جنبش معین است. حزب کمونیستی جنبش رهایی انسان و آزادی او است و این جنبش باید در همه جا شعارها و مطالبات این حزب را اعلام کند و این تنها زمانی اتفاق میافتد که خود ما در صف اول سازمان دادن مردم و معنی کردن قدم به قدم پیروزی و کسب دستاورد های بیشتر باشیم. این اتفاقی است که علی الحال از طرف رفقای ما پراتیک میشود. آنرا باید هزار برابر کرد.

 

 چهره میشود

کادر ها ما، رفقای فعال حکمتیست تا همین امروز نشان داده اند که لایق ترین نمایندگان آزادی و انسانیت هستند. جامعه شخصیت های سیاسی را از سر شناختش ارزیابی میکند. کسی که حزب خوب میزند و انسان آگاهی است، اگر یک قدم آنطرف تر کسی او را نشناسد، کار بجایی نخواهد برد. چهره بودن، شخصیت بود و آنچه که هدف ما است، با هنرپیشگی سیاسی فرق دارد. برای کادر ما خوشبختانه مدتهاست که "شخصیت" هایی که دستشان به جامعه به هیچ کجا بند نیست و فقط ادای "رهبر" بودن رادر میاورند، موضوعیتی ندارد. کادر حکمتیست تا همین جا نشان داده است که به اعتبار نفوذش و شناختی که مردم از او دارند، قابلاعتماد است و میتواند فراخوان جیزی بدهد، میتواند به مردم بگوید امروز این کار را بکنیم و فردا آن کار را نکنیم. این اعتبار شخصی و این شناخت محل فعالیت از او مبنای عملی تاثیر گذاری او بر محل زندگیش است. طبیعی است که در کنار چنین شخصیتی لشکری از رفقا و حزب متحدی باید باشد که پشت جبهه محکمی برای فعالیت رفقای ما بوجود بیاورد. چیزی که در نکات بعدی به آن میپردازیم.

 

 کمیته های کمونیستی

و در پایان برای ما هیچ فعالیت اجتماعی و گسترده و توده ای و هیچ شخصیت شناخته شده ای بدون وجود یک حزب محکم کمونیستی نمیتواند معنی کافی داشته باشد. وجود یک تشکیلات کمونیستی ادامه کاری همه نکاتی که در بالا به آن اشاره شد را تضمین میکند. تشکیلات کمونیستی که ما به آن نام "کمیته های کمونیستی" داده ایم.

کادر حکمتیست تا همین امروز سقف بالایی از تحزب کمونیستی را نشان داده است. این درجه از تحزب اگر که تکمیل نشود، اگر که یک دست و استاندارد نشود نمیتواند ادامه کاری فعالیت ما گسترش کارمان را تضمین کند. کادر حکمتیست فردی نمیتواند کار کند و هزار برابر مهمتر از آن، بدون حزب نمیتواند ادامه کاری داشته باشد. کادر های ما تا همین امروز شبکه وسیعی از فعالین چپ و آزادیخواه را با خود همراه کرده اند. این شبکه های وسیع امکان تشکیل محکمترین و منضبط ترین کمیته های کمونیستی را فراهم کنند.

تنها سلاح ما کمونیست ها سازمان و حزبی است که مردم را با خود متحد کرده است. این را امروز بخصوص بیشتر از هر زمان دیگری باید پراتیک و تضمین کرد.