جواب به نامه ای درباره کار یک کمیته کمونیستی و تشکل سراسری دانشجویی

 

رفقای گرامی کمیته …...

 

با تشکر از گزارش ارسالی شما قصد داشتم که نکاتی را در رابطه با مباحثات شما٬ با شما در میان بگذارم.

من هم سعی میکنم که یک به یک به این مسایل بپردازم. از رفیق ...... خواهش میکنم که این نوشته را در اختیار رفقای ..... قرار دهد و امکانی را فراهم کند که من بتوانم با جمع کمیته در فرصتی در رابطه با نکات فوق بحثی داشته باشیم. من اطمینان دارم که چنین "گپی" به هم نظری بیشتر ما کمک خواهد کرد. اما نکاتم:

 

 

فکر مینکم همه ما در اینکه بعد از ١٦ آذر و اقبالی که در نتیجه آن داشته ایم٬ توافق داریم. امروز از هر جریان و هر قشر اجتماعی به دانشگاه و به این اعتبار به رفقای ما مراجعه میشود٬ دلیل آن هم روشن است که کار متفاوتی است که ما در این روز و به مناسبت این روز به همه٬ به خودمان و به جامعه نشان دادیم. سوالی که در مقابل ما همه قرار دارد این است که با این مراجعات چه باید کرد؟ و حتی بیشتر از آن بعد از آن اظهار وجود پرقدرت چپ در آن روز٬ از ما انتظار هست. جواب ما به این انتظار چیست؟ من فکر میکنم که در طرح این سوال هم توافق داشته باشیم. من در صحبتی هم که با رفیق ..... داشتم تلاش کردم که بر این تاکید کنیم٬ که ما از این موقعیت ویژه ای که امروز بدست آورده ایم باید حداکثر استفاده را بکنیم. راست و "لیبرال" ها٬ از تحکیم و تا همه جریانات دیگر امروز بطور مشخص در دانشگاه تحرکی ندارند٬ اگر تحرکی هست به ارتبار حضور ما و تحرک ما است. خلا شکست دو٬ خرداد و اقمار آن را ما در روز ١٦ آذر و کلا در فضای سیاسی دانشگاه پرکرده ایم٬ یا حداقل توانسته ایم نشانه هایی از پرکردن این خلا را به جامعه نشان دهیم. ما آلترناتیو چپ مسول و چپی که "هپروتی" نیست و فرقه ای کار نمیکند و کل جامعه را خطاب قرار میدهد و سخن گوی رادیکالیسم است وغیره را به همه نشان دادیم. سوالی که امروز مقاول ما قرار دارد انی است که ادامه کار چه باید باشد؟ فکر میکنم در این که این موقعیت برای ما ابدی هم نیست توافق داشطه باشیم. امروز و مشخصا امروز تنور گرم است. اگر بچسبانیم٬ که میگیرد٬ اگر نه٬ این تنور سرد میشود.

 

 

فکر میکنم در این هم توافق داشته باشیم که بعد از ١٦ آذر امسال بخصوص٬ مانمیتوانیم به موقعیت "قبل از این روز" بازگردیم و حتی نمیتوانیم به روال سابق هم به کارمان ادامه دهیم. نمیشود قهرمان جام جهانی شد و بعد  انگار نه انگار! در این باره هم توافق داریم. پیشنهاد من برای تشکیل چیزی مثل............ اساسا برای جواب به این ضرورت بود. روشن است که ابدا نباید چه در این مورد و چه اساسا در کار مان ریسک امنیتی جدی بکنیم. در این هم فکر میکنم که توافق کامل داشته باشیم. بحثی که من در رابطه با این مسله چه از جانب رفیق....... شنیدم و چه آنچه که در گزارش جلسه شما خوانده میشود٬ با مراجعه به اقدامات عملی ایجاد چنین تشکلی٬ آن را امروز منتفی اعلام میکند. من با فرض قبول این که همه فاکتورهای گفته شده در این گزارش درست هستند٬ آن وقت سوالم این خواهد بود که خوب پس چه باید کرد؟ ادامه کار به همین شکل فعلی؟ جواب مراجعات به خودمان را چگونه بدهیم؟ چطور فضای سیاسی را که امروز بشدت تحت تاثیر ما است را به آن هویتی اجتماعی بدهیم؟ من اگر قبول کنم که به لحاظ ......که برای چنین تشکلی که پیشنهاد شد٬ نباید برویم و آن را تشکیل دهیم٬ آنوقت بازهم سوال فوق بالای سرمان میچرخد! امروز چه کنیم که هویتی اجتماعی به این سیطره سیاسی که ما داریم ٬ بدهیم؟ نفی یک راه حل قاعدتا باید منجر به پیشنهاد راه حل دیگری شود. که متاسفانه این را در گزارش شما و بحثی که با...... داشتم نشنیدم. بنابراین سوال کماکان جای خود است. در ادامه مایلم به نکاتی که طرح شده اند هم بپردازم اما پیش از آن میخواهیم یک بار دیگر تاکید کنم که هدف من ابدا و ابدا تشویق کسی به خطر کردن نیست!

 

هدف پیدا کردن راه حلی است که بشود با اتکا به آن به ضروریات امروز جواب داد. اما پیشا اجازه بدهید یکبار هم که شده نوشتاری و از این طریق کل طرحی که مد نظرم است را برایتان طرح کنم: همه توافق داریم که امروز خلا تشکیلاتی و تشکلی٬ در دانشگاه را ما میتوانیم پر کنیم. سوال این است که چه تشکلی میتواند جواب باشد. از آنجا که تشکیل جمعیت طبق قوانین رژیم اسلامی٬ مجوز نمیخواهد٬ فکر کردم که خوب آن را جمعیت .... بنامیم. هدف این جمعیت باید به ساده ترین شکل طرح خواسته های سیاسی و اجتماعی و رفاهی دانشجویان باشد. این تشکل نه حزب سیاسی باید باشد و نه هیچ کانون سیاسی "فرقه ای" مرتبط با ما! این جمعیت باید بیانیه ای چنان ساده و قابل فهم داشته باشد که هر دانشجویی که با رژیم موافق نیست٬ چه برسد به این که چپ باشد٬ خودش را بتواند با آن تداعی کند. جمعیه ......... میتواند هدفش دفاع از آزادی های سیاسی در دانشگاه باشد! همین! در طرح اهداف این جمعیه نباید ابدا چنان آن را "ضد رژیمی" بکنیم که ملت را از پیوستن به آن بترساند. نه اینکه مردم ضد رژیمی نباشند٬ بلکه به این جهت که مردم دقیقا از سر همان توازن قوایی که شما به آن اشاره کرده اید امروز و فقط مشخصا امروز کاری را میکنند که که ممکن است فردا جور دیگری به آن نگاه کنند٬ اینکه فردا هم چطور به کار امروزشان نگاه خواهند کرد هم بستگی به این دارد که در آن فردا ما چه به آن ها میگوییم و چه چیز جلوتر و پیشروتری را مقابل آن ها قرار میدهیم؟ در هر حال امروز بر اساس توازن قوایی که هست بیانیه این تشکل باید بسیار ساده٬ زمینی و قابل دفاع برای همه باشد. اگر ما موفق شویم چنین تشکلی را ایجاد کنیم٬ نمونه ای را به همه جنبش های اجتماعی دیگر در مقابلشان قرار داده ایم که برای همه قابل استفاده خواهد بود. از این سر است که میگویم باید جواب مراجعات به خودمان را بدهیم.

 

دانشجویانی که امروز دور ما جمع شده اند و خودشان را با ما تداعی میکنند٬ خودشان را در آن تشکل میابند و فعالین اجتماعی عرصه های دیگر هم خوب حتما بعد از این کار میروند سراغ تشکیل چنین تجمعاتی در عرصه مبارزاتی خودشان. سوال بعدی این است که خوب شکل سازمانی این جمعیه چه باشد؟ به نظر من شکل سازمانی که میتواند امروز جواب بدهد همان شکل سازمانی موفقی است که "دفتر وتحکیم وحدت" به دست داد! تعجب نکنید ولی به لحاظ سازمانی دفتر تحکیم وحدت به نظر من در شرایط امروز ایران موفق ترین شکل را به دست داده بود. مرکز سیاسی متمرکز و شاخه های فدرال! این شکل امکان میدهد که با کمترین "تلاش سازمانی" وسیعترین آدمها را با خودمان بیاوریم. فعلا اهداف سیاسی تحکیم را فراموش کنیم٬ شکل سازمانی آن ها جدا قابل آموزش است! یا بود!! من فکر میکنم اگر جمعیت ما چنین شکل سازمانی داشته باشد٬ امکان گسترش وسیعی در سطح کل کشور خواهد داشت.

 

بخصوص با ارتباطات خوبی که امروز داریم. تصورش را بکنید که جمعیت هم زمان در چند دانشگاه کشور و بخصوص تهران اعلام شود٬ کم کم و به سرعت همه جا بدون اینکه شما زحمت زیادی کشیده باشید ٬ شعبه هایش تشکیل خواهد شد. سوال این است که بنابراین آیا تضمین شده است که "خط سیاسی ما" در این جمعیت حاکم باشد؟ جواب این است که میتواند و هم نمیتواند٬ بستگی به این دارد که ما چطور عمل کنیم؟ اگر ما خطمان را چنان جلو ببریم که این ما باشیم که کل این خواسته های زمینی را نمایندگی کنیم٬ درست مثل ١٦ آذر٬ آنوقت جواب مثب است. ولی اگر ما بعد از مدت کوتاهی این جمعیت را به محل تجمع فقط..........٬ تبدیل کنیم٬ و مشغول فقط کار سیاسی از این جهت باشیم٬ آنوقت "توپ" نمایندگی کردن خواسته های عمومی دانشجویان را کس دیگری از ما میگیرد و خودش با آن بازی خواهد کرد! این از لحاظ سیاسی٬ به لحاظ سازمانی ٬ تا آن جا که به این ضمانت بر میگردد هم٬ اگر ما فراخوان دهندگان این باشیم که خوب "دورزدنمان" بسیار مشکل خواهد بود٬ گفتم که مرکز سیاسی قوی و سازمانی فدرالی! اگر ما این مرکز باشیم٬ فدرالیسم این سازمان مشکلی برایش پیش نخواهد آورد. سوال بعدی این است که خوب چه کسانی باید این تشکل یا جمعیت را اعلام کنند؟ من فکر میکنم که حتما فراخوان دهندگان اولیه نباید رفقای شناخته شده ما باشند! آنها میتوانند در ابتدای کار "پشت صحنه" عمل کنند. من فکر میکنم که کسانی مثل ........ و یا رفقای دیگری مثل آنها با توجه به شناخته شده بودنشان و ارتباطات وسیعی که دارند برای این کار مناسب باشند. ضمن اینکه فکر میکنم درباره فراخوان دهندگانش هم زیاد مته به خشخاش نزنیم٬ حتی کسانی که آنقدر ها هم شناخته شده نیستند و اما در دایره ما قرار میگیرند هم میتوانند این را فراخوان دهند. مهم این است که یک ماشین سنگین حزبی که ما هستیم پشت این کار باشد! که خوب این ماشین به یمن بودن رفقایی مثل شما وجود دارد٬ به هر حال در مورد اینکه چه کسی این را اعلام کند میشود بیشتر صحبت کرد! در مورد توازن قوای امروز و خطرات امنیتی این کار هم نکاتی داشتم. من فکر میکنم اساسا وجود چنین جمعیت بزرگی تضمین اصلی برای این است که رژیم اسلامی به این راحتی نتواند کسی را بگیرد و غیره.

 

روشن است که هیچ ریسکی در این رابطه نباید بکنیم و فکر میکنم همانطور که قبلا کفتم در مورد دقایق این کار باید حتما بیشتر صحبت کنیم. شما از وجود تعداد کم اتوریته های اجتماعی صحبت کرده اید٬ فکر میکنم هم درست است و هم نه! اتوریته های اجتماری مثل شما خوب حتما کم است ولی با این طرح برای راه انداختش همانطور که گفتم ابدا لازم نیست که این اتوریته ها مستقیما و در ابتدای کار علنا آن جا باشند. اگر این جمعیه توسط کسانی که آنقدر ها هم شناخته شده نیستند اعلام شود ولی دوفاکتو همه بدانند که مورد حمایت شما است٬ مدت زیادی نخواهد برد که وسیع شود. امیدوارم که از این طریق توانسته باشم شمه ای را کل بحثم را با شما در میان گذاشته باشم. از رفیق ..... خواهش میکنم ترتیبی بدهد که بتوانیم در این باره جمعا یکبار "گپی" بزنیم. این حتما کمک میکند.

 

در رابطه با نکاتی که درمورد کمیته های کمونیستی و کار آن ها ذکر کرده اید من کلا با همه آن ها موافقم. فکر میکنم امروز بخصوص ما احتیاج به تدقیق کار و نقشه این کمیته ها را داریم. ارزیابی اولیه را در من یکی از شماره های نشریه سازمانده کمونیست کرده ام. اما این ابدا کافی نیست بخصوص اینکه همه این بحث را نمیتوان علنی طرح کردم مباحثات..... حتما کمک خواهد کرد که با هم به تدقیق جوانب کار کمیته ها بپردازیم. حتما سندی را که قولش را داده ای برایمان ارسال کنید.

 

در رابطه با نکات دیگر: خود بحث تشکیل کمیته های کمونیستی قرار بود که چهره های اجتماعی و آژیتاتور ها را به این اعتبار کنار سازماندهندگان حزبی قرار دهد. فکر میکنم از این بابت ما موفق بوده ایم. بخصوص در مورد کمیته شما. اما نکته ای را هم نباید فراموش کرد٬ کسانی٬ شخصیت هایی چنان طرفیتی را دارند که هم آژیتاتورهای خوبی هستند و چهرهای قابل اعتماد و هم سازماندهندگان خوبی. هر دو این کیفیت ها یکجا را در یک فرد داشتن٬ مثل برگ "آس" در پازی پوکر است! حتما کار چنین شخصیت هایی ظرافت بسیار بیشتری به نسب سایران دارد. این را نمیتوان کنار زد. کسی که "آس" را در دست دارد باید بتواند با آن بازی کند! و این هم همانطور که شما تاکید کرده اید باید دقیقا دنبال شود.

 

............

 

حزب ما امروز شاید تنها حزب سیاسی چپی است که از یک ساختمان حزبی  برخوردار است. همین حزب را در موقعیتی قرار داده است که باید به مسایلی جواب بدهد که شاید نود درصد آنها برای جریانات دیگر اساسا مطرح هم نیستند. همین مسایلی که برای نمونه شما در همین یک جلسه به آن اشاره کرده اید. سوالی که برای ما طرح است این است که حزب با چه ابزاری و با چه پتانسیلی به این مسایل جواب میدهد؟ آیا راه جواب دادن به مسایل مبارزاتی که کمتیه های حزب اساسا خود حزب در ایران با آن روبرو است٬ فقط آن بخش از رهبری حزب در خارج از کشور است؟

 

من آگاهانه میگویم آن بخش از رهبری حزب که در خارج است٬ چرا که کادرهای بسیار زیادی از حزب در ایران همین امروز اگر شرایط پلیسی اجازه میداد جایشان در بالاترین ارگان های رهبری حزب بود............. سوال این است که چه باید کرد؟ این مسله ای است که رهبری حزب را اینجا از قبل از کنگره بخود مشغول کرده است. از نظر ما جواب تنها میتواند یک جیز باشد.

............

 

رفقای عزیزم٬

امیدوارم که امکانی فراهم شود تا با هم صحبتی داشته باشیم. ای کاش امکان شرکت حضوری در جلسه تان را داشتم. لطفا من را مطلع کنید

همه تان را میبوسم

دوستدار همیشگیتان

بهرام مدرسی

دوم بهمن 85