به رفقای گیرنده این نامه، در رابطه با ۱۶ آذر ۸۴

 

 

رفقای عزیزم٬ امیدوارم كه حال همه تان خوب باشد. هدف من از این نامه بحثی دررابطه با ۱۶ آذر و تلاشم در توافق همه مان بر آنچه كه باید بكنیم است. خواهش میكنم این نامه را در اختیار رفقای كمیته تان بگذارید و من را حتما از نظراتتان مطلع كنید.

 

واما اصل مسله

امسال ۱۶ آذر برای ما تفاوتهای اساسی دارد. از یكطرف دست بالا داشتن كل چپ در محیطهای دانشگاهی و از طرف دیگر هژمونی ما در میان این چپ٬ از یكطرف بی خاصیت شدن افق ها و روش های عملی اپوزسیون راست رژیم و از طرف دیگر نگاه هایی كه همه به ما جلب شده اند و البته همه این ها در كنار فاكتور وجودرژیم اسلامی و شرایطی كه در آن است٬ امكان و شانس بزرگی را برای ما ایجاد كرده است كه باید به نظر من بدوا بشناسیم.

ما اگر سال های قبل تلاشمان این بود كه در مراسم های دیگران٬ شركت كنیم و نشان دهیم كه این چپ وجود دارد و حرفی برای زدن دارد و تلاش میكردیم كه نظر ها را نسبت به خودمان جلب كنیم. امسال اما با توجه به فاكتورهایی كه بالا به آن ها اشاره كردم٬ این نظرها دیگر به ما جلب شده است٬ كسی بجز ما جدا نه توان و نه قدرت سازمان دادن چیزی را دارد. قصدم كوچك كردن دیگران نیست٬ قصدم نشان دادن توازن قوای واقعی است كه فعلا بین ما و بقیه اپورزسیون در محیط های دانشگاهی و جوددارد٬ است.

 

سوال این است كه ما با این موقعیت خوبی كه الان داریم چه میكنیم؟ آیا كماكان خود را "اپوزسیون" دیگران نشان میدهیم؟ اپوزسیونی كه خودش امروز نه حرف حسابی برای زدن دارد و نه اساسا كار جدی از دستش بر میاید

 

جواب به این سوال همان شانسی است كه به آن اشاره كردم. ما امسال برای اولین بار شاید شانس این را داریم كه به همه نشان دهیم٬ جایی كه حكمتیست ها هژمونی دارند٬ مبارزه و اعتراض رنگ دیگری دارد. این شانس را داریم كه این را به جامعه و مردم نشان دهیم و شانس این را هم داریم كه به خودمان هم نشان دهیم كه چه فاصله بزرگی با آن "چپ سنتی" كه هیچ وقت نتوانست جایی از جامعه را حول خودش بسیج كند٬ گرفته ایم! به این اعتبار این ۱۶ آذر برای همه ما آزمونی است.

 

همه بحثی كه ما در باره چپ اجتماعی و نقد غیر اجتماعی بودن فعالیت و سیاست چپ سنتی داشتیم٬ امسال باید گل بدهد٬ در دانشگاه ما٬ در شهر ما و در تشكیلات و كمیته های خودمان. به نظر من ما امكان این راداریم٬ هم عقلش را داریم٬ هم كادر حزبیش را داریم٬ هم ساختمان حزبیش را داریم و هم به اندازه كافی از اعتبار وسیع در میان بخش وسیعی از فعالین محل برخورداریم كه این گل را امسال بكاریم. بنابراین سوال این است كه چگونه؟

 

به نظر من ما باید نمونه اتحاد باشیم. باید به همه و حتی به مخالفینمان نشان دهیم كه آمدن زیر پرچم حكمتیست ها معنی اش مبارزه متحد و متشكل تر است. باید امسال استانداردهای بالایی از اتحاد را به همه٬ به همدیگر٬ به جامعه و به رژیم اسلامی نشان دهیم. قدمهای اول برای این كه این حزب و شعارهایش به چتری برای اتحاد در این مورد تبدیل شود را ما با آن فراخوان اتحاد عمل و نامه هایی كه من در این رابطه نوشتم را٬ برداشته ایم. همه٬ دوست و دشمن از توان ما در دانشگاه ها مطلع هستند٬ بدون اینكه كسی از ما را در محل حتی بشناسند٬ قدمهای بعدیبایددر محل برداشته شود٬ باید نشان دهیم كه ما این كاره ایم٬ كه ما میتوانیم حتی مخالف خودمان را هم حول شعارهایمان دور خود جلب كنیم٬ كه ما آأ چتری هستیم كه دانشجویان میتوانند زیر آن جمع شوند.

 

و همه این ها طبعا با حفظ شدید موازین امنیتی! زیر چتر حكمتیست ها دردانشگاه فلان جمع شدن نباید به این معنی باشد كه همه چپ های آن جا خودشان را حكمتیست بدانند٬ - كه البته اگر هم بدانند بسیار خوب است!- بلكه باید به این معنی باشد كه شعارهای حكمتیست ها است كه همه حول آن جمع شده اند و این دیگر كار ما در محل است!

 

مستقل از اینكه رژیم امكان برگزاری این روز را به ما میدهد یا نه؟ و مستقل از توازن قوایی كه در این روز بوجود خواهد آمد٬ حتی اگر امكان برگزاری هیچ آكسیونی را هم نداشته باشیم٬ كار ما فضایی را بوجود باید بیاورد كه ته آن مردم و دانشجویان ز اتحاد و همدلی كه به یمن وجود ما در محل بوجود آمد٬ كیف كنند و به آن بنازند! این جنبش و حزب ما را صد ها قدم به جلو پرتاب خواهد كرد٬ اگر كه تاثیر دانشگاه بر كل جامعه را بخاطر بیاوریم.

 

بنابراین:

 

 حول شعارهایی كه شما در محل بر اساس آن لیست شعارهایی كه ما پیشنهاد كرده ایم٬ توافق كنیم

 

 سعی كنیم همه را حول این شعارها متحد كنیم.

 

 سعی كنیم اگر سال های قبل تا درجه ای شعارهای "رادیكالی" میدادیم كه شاید بخشا "تند" بودند٬ امسال با توجه به صاحب عزا بودن خود ما٬ از دادن این شعارها پرهیز كنیم٬ نه بخاطر اینكه "محافظه كار"شده ایم٬ بلكه به این خاطر كه شعارهای تند از طرف "اپوزسیون" یك مراسم٬ قابل تحمل است٬ ولی وقتی كه این شعارها ی تند از طرف "برگزاركنندگان" این مراسم داده میشود٬ مردم و كسانی كه قاعدتا بایددر مراسم ها و جمع های ما شركت كنند را میترساند. ضمن اینكه در ادامه برای خودمان هم ممكن است مشكل امنیتی ایجاد كند!

 

 سعی كنیم مراسم ها و اجتماعات را از همین امروز ثبت كنیم و برایشان مجوز بگیریم. سخنرانان و معرفین این مراسم ها هم طبعا از بچه های خودمان و دیگران هم باشد.

 

 سعی كنیم كه تدارك سیاسی ما برای این روز تنها به الیت سیاسی و روشنفكری دردانشگاه ها خلاصه نشود٬ باید كاری كنیم كه توده وسیع دانشجویان در این مارسم ها شركت كنند.

 

سعی كنیم كه همین كارها را با هر دانشگاه دیگری كه در سطح كشور با آن ها ارتباط داریم ٬ تضمین كنیم كه انجام دهیم.

 

 در نشریات و اطلاعیه ها و امكانات تبلیغی كه داریم٬ همین روحیه را به بیرون منتقل كنیم٬ نشان دهیم كه ما "پلتیك" نمیزنیم٬ بلكه عمیقا معتقدیم كه باید مبارزات مردم و این جا دانشجویان را متشكل كرد.

 

در نشست هایمان با كسانی كه احتمالا با ما هم نظر نیستند و یا از بخش های دیگر اپوزسیون هستند٬ ضمن اصرار بر شعارهای پیشنهادی خودمان٬ نشان دهیم كه حاضریم آن ها را در كارمان شریك كنیم. توافقشان را جلب كنید٬ بدون اینكه "پونی" به كسی داده باشید. نشان دهیم كه ما از قدرتمان برای اتحاد مبارزات مردم استفاده میكنیم.

 

و در پایان

لطفا گزارش دهی و دادن خبر منظم از اقداماتتان به ما را فراموش نكنید.

 

دست همه تان را میفشارم و برای همه مان موفقیت را آرزو میكنم.

 

رفقا

ما امكان این راداریم كه به بهانه ۱۶ آذر به همه نشان دهیم٬ چه كالیبر و ظرفیتی برای سازمان دادن جامعه در ما نهفته است! جای من رادر جلساتتان خالی كنید

 

دوستدار همه تان

 

بهرام مدرسی

 نوامبر ۲۰۰۶