۱۶ آذر ۸۲ ، مصاحبه‌ای با رادیو انترناسیونال

سيما بهارى: اهميت ١٦ آذر را امروز در چه مى بينيد؟

بهرام مدرسى: خود ١٦ آذر به عنوان روزى که در دوران حکومت شاه هم روز دانشجو اعلام شده بود، از جايى و از سنتى معين آمده که راستش امروز مناسبتى هم با آن ندارد و دليلى که روز ١٦ آذر به عنوان روز دانشجو اعلام شد امروز ديگر مهم نيست. اهميت اين روز در حال حاضر بيشتر به علت اوضاع سياسى است که ما در آن قرار گرفته ايم، به خاطر ضديت عمومى و مبارزه عمومى و شوق عمومى براى پايين کشيدن جمهورى اسلامى است که اين روز اهميت پيدا ميکندـ ١٦ آذر همينطور که قبلا هم گفته‌ام ميتواند جرقه اى در انبار باروت تنفر مردم از حکومت جمهورى اسلامى باشد. خواست مردم براى سرنگونى اين حکومت و علاقه مردم ، شور و شوق مردم و جوانان براى برپايى جامعه اى آزاد و برابر در اين روز ميتواند بيان خود را بيابدـ اهميت ١٦ آذر به عنوان روزى که اين امکان را مى دهد تا همه با هم دسته جمعى بيرون بيايم و شعارها و مطالبات خودمان را در مقابل جمهورى اسلامى قرار بدهيم و جمهورى اسلامى را يک قدم به سرنگونى اش نزديکتر کنيم، است. در اين چهار چوب است که ١٦ آذر به نظر من اهميت پيدا مى کندـ

سيما بهارى: بحث شعارها و مطالبات را مطرح کرديدـ شعارهاى روز ١٦ آذر به نظر شما چه بايد باشند؟

بهرام مدرسى: قطعا شعارهاى متفاوتى براى ١٦ آذر مى توان مطرح کرد، منتها شعار محورى که به نظر من بايد در اين روز تبديل به شعار اصلى مبارزاتمان چه در دانشگاه و چه بيرون دانشگاه شود، شعار زنده باد آزادى و زنده باد برابرى است. ببينيد ما در خود اعتراضاتى که همين امسال بين ٢٠ خرداد تا ١٨ تير بود اعلام کرديم که شعار محورى بايد مرگ بر جمهورى اسلامى و زنده باد آزادى و برابرى باشد. خود اين شعار بعد از ٣ تا ٤ ساعت تبديل شد به شعار اصلى اعتراضات جوانان و مردم. امروز هم صورت مسئله همين است و من فکر مى کنم شعار زنده باد آزادى و زنده باد برابرى چهار چوب اصلى خواست هر جوان، هر دختر، هر پسر و هر انسانى که براى سرنگونى اين رژيم لحظه شمارى مى کند و مرگ اين نکبت و کثافات اسلامى و قرآن و خفقانى که اينها بيشتر از ٢٥ سال است در جامعه ايران حاکم کرده اند را بيان مى کند. شعارهاى ديگرى هم هستند که مطرح کردنشان لازم و ضرورى هستند از جمله آزادى بى قيد و شرط تمام زندانيان سياسى، آزادى بى قيد و شرط بيان و عقيده، بازگشت فورى همه دانشجويان محرومى به دانشگاه ها، انحلال کميته هاى انضباتى در دانشگاه ها، دست مذهب از زندگى مردم کوتاه و لغو حجاب اجبارى و آپارتايد جنسى اينها چهار چوب عمومى شعارهايى هستند که به نظر من در کنار شعار اصلى زنده باد آزادى و برابرى بايد طرح شوند.

سيما بهارى: از جانب بعضى از فعالين گفته مى شود انجمن هاى اسلامى امکاناتى دارند که مى شود از آنها استفاده کرد ـ نظر شما چيست ؟

بهرام مدرسى: حق با شماست. اين بحث وجود دارد. من با تعدادى از رفقا و دوستان از شهرهاى مختلف و دانشگاه هاى مختلف در اين رابطه بحث داشته‌ام. ببينيد از امکانات انجمن هاى اسلامى زمانى که ميخواستيم از دعواهاى درونى رژيم استفاده کنيم و جنبش سرنگونى هنوز آنطور که بايد از دوم خرداد نگذشته بود، به هردليل ميتوانست موجه باشد، ضمن اينکه نبايد فراموش کرد که انجمن هاى اسلامى يکى از ارگان هاى رسمى هستند که از طرف رژيم اسلامى تشکيل شدندـ اين انجمن ها از ابتداى تشکيلشان به عنوان ارگان هاى سياسى رژيم مسئول حفظ محيط اسلامى در دانشگاه‌ها بودند و رسالت جلوگيرى از تحرکات آزاديخواهانه دانشجويان را داشتندـ سازمانهاى دانشجويى را بستند و فعالين کمونيست و آزاديخواه را دستگير و اعدام کردند تا راه براى همين انجمن‌هاى اسلامى باز شد. اينکه اين انجمن ها بعدا تبديل به اماکنى براى تحرکات دو خرداد شدند در ماهيت داستان تغييرى نميدهد. شرايطى که ما امروز در آن قرار گرفته‌ايم و من اين را به اين دوستان هم گفتم، متفاوت است. امروز شرکت در انجمن هاى اسلامى غلط است ، اين يک خطاى سياسى است. اين ارگان ها به همراه کل رژيم اسلامى امروز مورد تنفر بحق توده وسيع دانشجويان هستندـ دانشجويان آزاديخواه و ديگر رهبران اعتراضات دانشجويى قطعا کسانى هستند که دانشجويان دوستشان دارند و مورد اعتماد آنها هستند. اين رهبران، اين محبوبين دانشجويان، حتما خواستشان اين است که توده هر چه وسيع ترى از دانشجويان معترض و آزاديخواه را به ميدان بکشانند، به تظاهرات ها بکشانند و قانعشان بکنند که متحدانه کارى بايد کردـ خود صرف شرکت در انجمن هاى اسلامى در درجه اول آنها را مى گذارد در کنار جمعى از طرفداران باقيماندن جمهورى اسلامى. خود اين باعث ميشود توده وسيع دانشجويانى که حالشان ديگر از انجمن اسلامى و اسلام و خدا و رژيم اسلامى ديگر بهم ميخورد، جذب اين رهبران نشوند و عليرغم هر سمپاتى که نسبت به آنها داشته باشند، آنها را هم با انجمن اسلامى دور بزنند و دستشان را در دست آنها براى اعتراض به رژيم اسلامى نگذارندـ دوم اينکه خود شرکت آنها در انجمنهاى اسلامى جان تازه‌اى اين به انجمن ها ميدهد، چرا بايد اعتبار و علاقه دانشجويان به اين فرد يا آن فرد تبديل به سرمايه اى بشود تا انجمن هاى اسلامى جان تازه اى بگيرند؟ به نظر من شرکت در انجمن هاى اسلامى غلط است. هيچ چيزى و هيچ امکانى توجيه‌گر شرکت در انجمنهاى اسلامى نيست.ما سازمان جوانان کمونيستى‌هاـ ما فعالين و رهبران اعتراضات دانشجويى خواهان انحلال انجمنهاى اسلامى هستيم. همين اقداماتى که کميته هاى انظباتى امروز دارند انجام مى دهند، برنامه عمل انجمن هاى اسلامى تا چند سال پيش بودـ اين را نبايد فراموش کرد. مگر دانشجويان به رژيم اسلامى اصلاح شده رضايت ميدهند، که از آنها انجمن اسلامى اصلاح شده را بپذيرند؟ در رابطه با امکاناتى که اين انجمنهاى اسلامى دارا هستند، سوال من اين است که چرا بايد امکانات دست انجمن هاى اسلامى باشد؟ خود اين امر که بايد امکانات را از دست انجمنهاى اسلامى بيرون کشيد و آنرا به شوراها و سازمانهاى ديگر دانشجويى داد، يکى از موضوعات مبارزه ما با همين انجمن‌ها است. در دانشگاه‌هاى زيادى شوراهاى صنفى دانشجويان وجود دارد، به نظر من اگر مى خواهيم ارگانى را تقويت کنيم يا از امکاناتش استفاده کنيم برويم و از شوراى صنفى دانشجويان استفاده کنيم. بالاخره اين شوراهاى صنفى دانشجويان بايد امکانات داشته باشد، بايد بتواند نشريات دانشجويان را چاپ کند، بايد سالن براى جلسات داشته باشد و بتواند دانشجويان را جمع کند تا با هم در مورد اموراتشان بحث کنند. من راستش طرفدار اين هستم که برويم و شوراهاى صنفى دانشجويان را فعال کنيم و آن را در مقابل انجمن هاى اسلامى قرار بدهيم. خطاب من به آن تعدادى از دانشجويان مبارز و فعالين اعتراضات که هنوز فکر مى کنند از انجمن هاى اسلامى مى شود استفاده کرد اين است که: بيرون بياييد و سعى بکنيد ارگان هاى ديگرى را سازمان دهيد، ارگان هاى صنفى و سياسى ديگرى را سازمان دهيد، حتى اگر امکان اين را نداريد سعى کنيد شوراى صنفى دانشجويان را فعال کنيد، در اين شوراها شرکت کنيد و سعى کنيد براى اين شوراها امکانات بگيريد. آنوقت خواهيد ديد که همه آن دانشجويانى که پايشان به انجمنهاى اسلامى نمى‌افتد، در کنار شما خواهند ايستاد.

سيما بهارى: هفته گذشته گفته شد که مدارس دخترانه را ميخواهند چنان حصار بکشند که دختران اجازه داشته باشند بدون حجاب وارد مدرسه شوند و يا در مدرسه باشندـ نظر شما چيست ؟

بهرام مدرسى : اين را از هر کسى در خيابان بپرسيد مى خندد، منتها اصلا تعجب نکنيد اگر خانمها و آقايان مدافع فمينيسم اسلامى از اين اقدام دفاع کنندـ اين اقدامى ارتجاعى است. اين زندان درست کردن است. اين اهانت به زن و دختر است، اين اهانت به انسانيت است و بايد جلويش ايستادـ خودشان در بحثشان اعلام کردند دختران وقتى از مدرسه بيرون مى آيند حجابشان را بر مى دارند. مشکل اينها اين است که دختران بيرون مدرسه حجابشان را رعايت نمى کنند که هيچ، حتى مى خواهند کل بساط مقنعه و حجاب را جمع کنندـ ده ها بار در اعتراضات مختلف حجاب سوزانداند، حجاب را برداشتند و دست در دست همديگر رقصيدندـ مشکل اينها اين است که حجاب، اين نشانه ارتجاع اسلامى را در مدارس هم ديگر نميتوانند آنطور که باب ميلشان است تحميل کنند. هر رنگ فمينيسم اسلامى و دفاع از حق زنانى که به اين افتضاح زده شود، اين ارتجاعى است. توهين به زنان است و اين را هم بايد بر سر جمهورى اسلامى کوبيدـ بايد گفت اين مدارس اسلامى را با خودتان جارو مى کنيم. روز مرگ جمهورى اسلامى با تمام اين افتضاحات ضد بشرى اش نزديک استـ فراخوان ما به همه دخترانى که صداى من را مى شنوند اين است که جلوى اين اقدامات بايد ايستاد. بايد پته شان را روى آب انداخت. بايد گفت سکه پولتان ميکنيم، همانطور که حکومتتان، قرآن‌تان، خدايتان و تمام قوانين اسلاميتان را سکه يک پول کرديم.

۱۷-۱۲-۲۰۰۳