١٦ آذر ٨٨ و جنبش ارتجاعی سبز

دسامبر ۲۰۰۹

 

١٦ آذر امسال جمهوری اسلامی با تمام توان خود تلاش کرد مانع هر نوع تحرک آزادیخواهانه ای در دانشگاهها شود. دستگیریهای وسیع٬ اعلام احکام سنگین به دستگیرشدگان ١٣ آذر ٨٦ ٬احضار و اخراج و دستگیری طیف وسیعی از دانشجویان در دانشگاههای مختلف و همزمان ایجاد فضای بشدت نظامی و پادگانی کردن دانشگاهها٬ همگی بخشی از اقدامات سرکوبگرانه برای ممانعت از هر نوع تحرکی در دانشگاهها بود. جمهوری اسلامی نگران از تکرار تحرکات آزادیخواهان و برابری طلبانه به میثاق سالهای قبل دست به اقدام پیشگیرانه ای زد. اقدامی که از سال ٨٦ تا کنون برای زمین گیر کردن صف کمونیستها پیش برده بود. فعال شدن امسال سبزها و انواع جریانات ارتجاعی در فضای دانشگاهها دقیقا بر زمینه ودر نتیجه سرکوب وسیع کمونیستها صورت گرفت. امسال هم جمهوری اسلامی هدف اولش سرکوب و زهر چشم گرفتن از دانشجویان چپ بود. امسال هم احکام سنگین نصیب دانشجویان چپ و آزادیخواه و برابری طلب شد. این تعرض و حمله به دانشگاهها و اقدامات سرکوبگرانه و دستگیری وسیع دانشجویان باید محکوم شود. همه دانشجویان دستگیر شده باید بدون قید و شرط آزاد شده و همه احکام بیدادگاههای جمهوری اسلامی باید فوری لغو شود.

با همه اینها ارائه ارزیابی از آنچه که اتفاق افتاد برای چپ و کمونیست در این جامعه لازم و حیاتی است.

 

ارزیابی که از نظر من با تمام جمع بندی های شداد و افتخارهای بی پایان طرفداران رسمی و غیر رسمی جنبش سبز متفاوت است. روشن است که این ارزیابی نقطه مقابل تمام فضایی است که این جریانات به این مناسبت ایجاد کرده اند. مهم برای ما روشن کردن نقد کمونیستی از جنبش سبز و متحدان "منقد" چپ ناسیونالیست آن است.

 

پیش از ١٦ آذر

رهبران رسمی جنبش سبز تلاشی آشکار را برای فتح دانشگاه ها آغاز کردند. تلاشی که پیشا سرکوب کمونیست ها و دستگیری و زندانی کردن آن ها، مهمتر از رقابتشان با جناح سبز، احتمال موفقیت آن را تضمین کرده بود. رفسنجانی "بالاخره" به حرف میاید و رسما هشدار میدهد. موسوی به مناسبت ١٦ آذر پیام میدهد و سکوت "نگران کننده اش" را میشکند. دفاتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی تحت رهبری آنها فارغ از مزاحمت کمونیست ها، به بسیج نیرو برای این روز میپردازند. جناح سیاه حکومت با تهدید های خود علیه جناح سبز عملا فضا برای "ابراز علاقه" به شعارهای جنبش سبز را فراهم میکند.

نیروهای چپ ناسیونالیست متحد جریان سبز و سلطنت طلبان، گذشته از بی مایگی شان در سازمان دادن و بسیج مردم هلهله کنان از حزب توده، راه کارگر، حزب کمونیست کارگری، اکثریت و اتحاد فداﺌیان تا حزب مشروطه و محمد رضا پهلوی مردم و دانشجویان را به لبیک گفتن به جنبش سبز در این روز فراخواندند. آنها البته تلاش کردند یواشکی و از بغل "شعارهای خودشان" را هم طرح کنند.

 

روز ١٦ آذر

دانشگاه ها در این روز رسما از طرف جنبش ارتجاعی سبز قرق شدند. شعارهای اسلامی و الله و اکبر با وسعت بسیار بیشتری به نسبت تحرکات سابق جنبش سبز به چشم میخورند. دفاتر تحکیم و انجمن های اسلامی کالیبر واقعی خود در مخالفت با جناح دیگر را به نمایش میگذارند. ١٦ آذر در کنار روز قدس و نماز جمعه قرار میگیرد. نیروی اعتراض دانشجویان در این روز علیرغم همه تلاشی که کمونیست ها برای ممانعت از این سناریو به عمل آوردند، از طرف جنبش سبز مصادره شد. اعتراض به حق توده دانشجویان در دانشگاههای مختلف در نبود صفی مستقل از جناحهای رژیم، رادیکال و چپ در مقابل صف سیاه و سبز٬ عملا زیر پرچم سبز قرار گرفت و توان و تلاش انقلابی آنان در خدمت جبش سبز و تامین اهداف ارتجاعی آنان بکار رفت.

 

بعد از ١٦ آذر

"ادامه ١٦ آذر، تاسوعا و عاشورا است"، "در ١٦ آذر انقلاب گام بلند دیگری برداشت"، "ضربه گیج کننده بر چهره کودتاگران"، "انقلاب سبز به پیش"! اینها تنها بخشی از شعارهای نیروهای سبز و طرفدارانشان بعد از ١٦ آذر است. اینکه این روز برای این نیروها پیروزی و قدمی دیگر برای نزدیک شدن به انقلابشان بود را میتوان فهمید. مهم برای ما روشن کردن دامنه ارتجاع جنبش سبز و طرفداران "انقلابی" و "منقد" و "چپ" و "لیبرال" و "سلطنت طلب" آن است.

 

- میگویند شعار مرگ بر دیکتاتور داده شده است. این فریب محض و ارتجاع مطلق است که شعار مرگ بر دیکتاتور در این روز را بجای شعار مرگ بر جمهوری اسلامی قالب میکنند. این شعار مساوی با مرگ بر احمدی نژاد و زنده باد موسوی است.

- میگویند که "توده ها از رهبران گذر کردند". این تبلیغی برای نگه داشتن همان توده ها تحت نفوذ همان رهبران است. این بیان فشار بر رهبران رسمی جنبش سبز برای "ادامه راهشان" است. پیام های رفسنجانی و موسوی پیش از ١٦ آذر البته بخشا بیان فهمیدن تذکر این " انقلابیون" هم بود.

- میگویند دانشجویان مستقل از شعارهای جنبش سبز "کارخودشان را کردند". آن کس که دانشجویان و مردم را فراخوان میدهد که در جنبشی شرکت کنند و آنجا "شعارهای خودشان" را بدهند و "کار خودشان را بکنند" تنها مدافع شرمنده همان جنبش است که به هر دلیل فعلا نمیخواهد رسما از مردم خواهش کند به آن جنبش بپیوندند. اینها همین کار را در مراسم های نماز جمعه و روز قدس هم کردند. هرکسی در نماز جمعه هرکاری میخواهد کرده باشد. نماز جمعه چه سبز و چه سیاه، نماز جمعه میماند!

- میگویند نیروی جنبش سبز در این روز برای پیروزی بیشتر شد. جنبش سبز مردم را فقط بعنوان گوشت دم توپ برای رسدین به اهداف خود میخواهد. هر قطره خونی که زیر پرچم سبز ریخته شود هم زیاد است! دانشجویان را در این روز قربانی توحش جناح رقیبشان کردند.

- میگویند که رژیم اسلامی یک قدم به سرنگونی نزدیکتر شد. این کلاهبرداری بیش نیست! نه دانشجو امکان سرنگونی رژیم اسلامی را دارد و نه اساسا قرار است جنبش سبز رژیم را سرنگون کند. این تنها تبلیغی برای نگه داشتن مردم زیر پرچم سبز است. جنبش سبز و جنگ و جدال جناحهای جمهوری اسلامی٬ توانست به جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی لطمه جدی وارد کند. جنبش سبز و نیروهای همراه آن از راست تا چپ٬ امید مردم انقلابی برای سرنگونی کل جمهوری اسلامی را٬ زیر پرچم سبز مسخ کردند.

 

مبارزه ما با جنبش سیاه و سبز و طرفداران آنها به ١٦ آذر خلاصه نمیشود. جنگ جنبش سبز جنگ ما نیست و ارتجاعی است. همه تلاش نیروهایی هم که مردم را به زیر پرچم سبز میکشند هم به همان درجه ارتجاعی است. تحرک کمونیستی یکبار دوم خرداد را شکست داد. این بار هم این کمونیسم است که باید ارتجاع سبز را با همه طرفداران ریز و درشت، رسمی و خجول آن شکست دهد. کنار گذاشتن جمهوری اسلامی با سبز و سیاه آن کار ما کمونیستها و آزادیخواهانی است که در مقابل صف سبز و سیاه٬ صف مستقل کارگران و مردم انقلابی را سازمان میدهیم.