١٦ آذر٨٣ یك بیلان كوتاه

 

بهرام مدرسی دبیر سازمان جوانان كمونیست – حكمتیست

 

 

 رژیم اسلامی تلاش زیادی كرد كه ١٦ آذر امسال رنگ اعتراض دانشجویان را بخود نگیرد. اگر میگویم رژیم، منظورم هم بسیج دانشجویی است و هم انجمنهای اسلامی، هم ولی فقیه و تمام دم و دستگاه امنیتی رژیم و هم رﺋیس جمهورشان خاتمی، همه تلاش كردند كه این روز تنها یادی از "سه شهید اهورایی" باشد و بس. این از یكطرف و از طرف دیگر باید به شرایطی اشاره كرد كه اینها از پیش از سالگرد ١٨ تیربر جامعه حاكم كردند. تلاش داشتند كه فضای خفقان و سركوب را در ١٦ آذر هم حاكم كنند. اوضاع بین المللی هم به نظر من بخشی از كل آن شرایط سیاسی است كه ما ١٦ آذر امسال را در آن گذراندیم. فشارهای بین امللی بر رژیم و موقعیت های جدید رژیم اسلامی در عراق برای معامله با دولتهای غربی توازن قوایی دیگر را برای همه بوجود آورد. هم مردم و هم رژیم. ١٦ آذر امسال به نظر من دانشجویان از كل این شرایط استفاده لازم را كردند و به اعتراضی در سطح كل كشور شكل دادند كه همه را كیش و مات كرد. اولا خاتمی را بعنوان نماینده دولت اسلامی و نه نماینده یك جناح "خوب" در رژیم علنا دادگاهی كردند كه این جواب جوانان به كل موجودیت رژیم اسلامی بود. ثانیا شعارهای اصلی این اعتراضات در درجه اول شعار" آزادی، برابری" و" نان و آزادی برای همه" بودند كه بیانگر كل فضای اعتراضی میان جوانان و دانشجویان است و به دنبال طرح شعار آزادی و برابری در سال گذشته در همین روز، طرح مجدد این شعار امسال دیگر تحكیم موقعیت این شعار در جنبش اعتراضی جوانان است. اگر سال گذشته كسی میتوانست با ناباوری به این شعار نگاهی بیاندازد، امسال دیگر این شعار اصلی و تبیین اصلی از خواستهای جوانان و دانشجویان را به دست داد.

دامنه اعتراضات دانشجویان به وسعت كل آن مملكت بود و البته دانشگاه تهران مثل همیشه جایگاه ویژه ای را دارد كه شاید به همین جهت خاتمی به آنجا رفت.

 

به انجمنهای اسلامی باید یكبار دیگر پرداخت. این انجمنها امسال بیش از سال گذشته به همه ثابت كردند كه یكی از ارگانهای فعال رژیم اسلامی در دانشگاه ها هستند و به حق امسال هم مورد تنفر وسیع دانشجویان قرار گرفتند. در دانشگاه ها و دانشكده های مختلف مورد اعتراض شدید دانشجویان قرار گرفتند و طبق معمول با استفاده از كل موجودیت رژیم اسلامی و ممنوع بودن تشكل های دیگر دانشجویی، سعی كردند بعنوان یكی از تنها فراخوان دهندگان مراسمهای این روز وجهه ای برای خود دست و پاكنند. اوج تلاش اینها دعوت از خاتمی در دانشكده فنی تهران و سالن چمران بود. شما شاید تاكنون فیلمهای اعتراض جوانان به خاتمی را دیده باشید. این ها صحنه های برخورد رو در رو جوانان با مسولین این رژیم اسلامی است. یك لحظه تصورش را بكنید كه اگر فشار حاكمیت این رژیم اسلامی نبود، جوانان با نمایندگان این رژیم چه میكردند و نه تنها این! با مدافعان این حاكمان چه میكردند؟ این درست همان احساسی است كه شما از چهره خاتمی و نمایندگان انجمنهای اسلامی كه در ردیفهای اول نشسته بودند در سالن چمران میبینید.

 

یكی دیگر از ویژگی های ١٦ آذر امسال گستردگی آن و به میدان آمدن جوانان و دانشجویان در دانشگاه های شهرهای مختلف كردستان بود. شعارهای دانشجویان در دانشگاه تهران، شعارهای دانشجویان در شهرهای سنندج، مریوان، سقز، كامیاران و غیره بودند. شعارها واحد بودند و این یكی از بیلانهای شورنگیز ١٦ آذر سال ٨٣ بود. دانشجویان در كردستان امسال ناسیونالیسم كرد و مدافعال دوم خرداد را عقب راندند. این دستاورد را در كنار دستاوردهای دیگر این ١٦ آذر باید گسترش داد.

 

به تكرار شعار رفراندم در بعضی از تظاهراتها هم باید اشاره ای كرد. كل "استقبالی" كه دانشجویان از خاتمی كردند، بیانگر موضع جوانان و دانشجویان نسبت به كل پروژه "اصلاح" رژیم بود. آنها به خاتمی گفتند كه شعارهایش دروغی بیش نیستند. این هم بیلانی كوتاه در یك روز پر هیجان از كل خواست اصلاح رژیم در حضور رﺋیس جمهور رژیم اسلامی بود. نمیتوان به این بیلان كوتاه باور داشت و خواهان اصلاح فانون اساسی هم بود، چیزی كه مدافعان امروز شعار رفراندم میخواهند. نمیتوان به اصلاح قانون اساسی باور داشت اما اصلاح كل رژیم اسلامی را یك دروغ دانست. تكرار شعار رفراندم نه از سر باور به اصلاح رژیم و نه از سر طرفدار "اصلاح قانون اساسی" بودن، بود. دلیل آنرا باید از بكار افتادن كل دستگاه تبلیغاتی همان اپوزسیونی باید دانست كه دیروز پشت سر خاتمی صف كشیده بودند، از بی بی سی تا بقیه شان. تكرار شدن این شعار در بعضی اوقات هم بیانگر ضعفی است كه جنبش مردم برای سرنگونی هنوز با خود حمل میكند. ضعفی كه حزب حكمتیستها بارها به آن اشاره داشته است. بحران رهبری!

 

١٦ آذر سال ٨٣ موقعیتها و امكانات جنبش رادیكال و چپ مردم را در كنار ضعفهای آن بخوبی نشان داد. خود این ١٦ آذر اما گلی بود كه دانشجویان به نمایندكی جنبش اعتراضی مردم زدند. و این خود به اندازه كافی شورانگیز بود!

لمهای اعتراض جوانان به خاتمی را دیده باشید. این ها صحنه های برخورد رو در رو جوانان با مسولین این رژیم اسلامی است. یك لحظه تصورش را بكنید كه اگر فشار حاكمیت این رژیم اسلامی نبود، جوانان با نمایندگان این رژیم چه میكردند و نه تنها این! با مدافعان این حاكمان چه میكردند؟ این درست همان احساسی است كه شما از چهره خاتمی و نمایندگان انجمنهای اسلامی كه در ردیفهای اول نشسته بودند در سالن چمران میبینید.

 

یكی دیگر از ویژگی های ١٦ آذر امسال گستردگی آن و به میدان آمدن جوانان و دانشجویان در دانشگاه های شهرهای مختلف كردستان بود. شعارهای دانشجویان در دانشگاه تهران، شعارهای دانشجویان در شهرهای سنندج، مریوان، سقز، كامیاران و غیره بودند. شعارها واحد بودند و این یكی از بیلانهای شورنگیز ١٦ آذر سال ٨٣ بود. دانشجویان در كردستان امسال ناسیونالیسم كرد و مدافعال دوم خرداد را عقب راندند. این دستاورد را در كنار دستاوردهای دیگر این ١٦ آذر باید گسترش داد.

 

به تكرار شعار رفراندم در بعضی از تظاهراتها هم باید اشاره ای كرد. كل "استقبالی" كه دانشجویان از خاتمی كردند، بیانگر موضع جوانان و دانشجویان نسبت به كل پروژه "اصلاح" رژیم بود. آنها به خاتمی گفتند كه شعارهایش دروغی بیش نیستند. این هم بیلانی كوتاه در یك روز پر هیجان از كل خواست اصلاح رژیم در حضور رﺋیس جمهور رژیم اسلامی بود. نمیتوان به این بیلان كوتاه باور داشت و خواهان اصلاح فانون اساسی هم بود، چیزی كه مدافعان امروز شعار رفراندم میخواهند. نمیتوان به اصلاح قانون اساسی باور داشت اما اصلاح كل رژیم اسلامی را یك دروغ دانست. تكرار شعار رفراندم نه از سر باور به اصلاح رژیم و نه از سر طرفدار "اصلاح قانون اساسی" بودن، بود. دلیل آنرا باید از بكار افتادن كل دستگاه تبلیغاتی همان اپوزسیونی باید دانست كه دیروز پشت سر خاتمی صف كشیده بودند، از بی بی سی تا بقیه شان. تكرار شدن این شعار در بعضی اوقات هم بیانگر ضعفی است كه جنبش مردم برای سرنگونی هنوز با خود حمل میكند. ضعفی كه حزب حكمتیستها بارها به آن اشاره داشته است. بحران رهبری!

 

١٦ آذر سال ٨٣ موقعیتها و امكانات جنبش رادیكال و چپ مردم را در كنار ضعفهای آن بخوبی نشان داد. خود این ١٦ آذر اما گلی بود كه دانشجویان به نمایندكی جنبش اعتراضی مردم زدند. و این خود به اندازه كافی شورانگیز بود!