مصاحبه با بهرام مدرسی درباره اعتراضات اخیر دانشجویی۸۳

 

اکتبر ۲۰۰۴

 

جوانان حكمتیست: اعتراضات گسترده ای در دانشگاه های مختلف در جریان است. خواستهای این اعتراضات بخشا صنفی و بخشا به اعتباری سیاسی هستند، از شرایط تحصیلی داشجویان و كیفیت غذای سلف سرویسها تا اعتراض به جدا سازی های جنسی در سرویس های رفت و آمد. ارزیابی شما چیست؟ این اعتراضات به كجا میروند؟

بهرام مدرسی: درست میگوﺋید اعتراضات گسترده ای در سطح دانشگاه های مختلف در جریان است. در شهرهای زنجان، بجنورد، گیلان، كرج، اصفهان، لرستان، سبزوار و تهران تاكنون گزارشاتی از این اعتراضات و اعتصابات به دست مارسیده اند و یا در رسانه های خبری منتشر شده اند. این مسله ای است كه هر ساله با بازگشایی مدارس و دانشگاه ها رژیم با آن رو برو بوده است. دانشجویان بخصوص هر ساله با بازگشایی دانشگاه ها نشان میدهند كه صورت مسله برای آنها همان است كه بود، اعتراض به شرایط تحصیلی تا خواستهای سیاسی چون اعتراض به جداسازی های جنسی و یا آزادی زندانیان سیاسی. رژیم اسلامی امسال با ادامه دادن شرایط پلیسی كه از پیش از ١٨ تیر راه انداخته بود تا بازگشایی مدارس، امیدوار بود كه امسال با این "مشكل" روبرو نباشد. اما همانطور كه میبینید، موفق نشد. راستش نمیتواند هم موفق شود. دررابطه با خواستهای این اعتراضات، ما بارها گفته ایم كه این رژیم صرفا به ضرب سركوب و اختناق نمیتواند مردم را به خانه برگرداند. این را خودشان هم میدانند، از طرف دیگر امكان جوابگویی به ساده ترین خواستهای رفاهی مردم و در این جا دانشجویان را هم ندارد. این را نشان داده اند، این رژیم ترجیح میدهد كه میلیاردها دلار خرج ماشین جنگیش، مزدوران حزب الله و دستگاه سركوبش كند. این بیشتر به دلیل وجودیش ربط پیدا میكند، برای اینها ماندن و نماندشان بیشتر به این بسته است كه خودشان را بیشتر مسلح كنند و این همانطور كه گفتم سیاست وجودی رژیم اسلامی است. میدانند اگر امروز به خواستهای دانشجویان در فلان دانشگاه كه خواستار بهبود وضع غذای سلف سرویس شده اند جواب مثبت دهند، فردا همین دانشجویان یا دانشجویان دانشگاه های دیگر برای بدست آوردن خواستهای دیگر پاشنه در كاخ هایشان را از جا میكنند. این خواسته ها به این اعتبار به نظر من فقط سیاسی هم نیستند، حتی آنجا كه به بهبود شرایط غذای سلف سرویس ها بر میگردد. در موارد دیگری دانشجویان به كشته شدن یكی از همكاسی هایشان اعتراض كرده اند، همینطور به جداسازی های جنسی كه این ها دیگر مستقیما خود رژیم را هدف دارد. و اتفاقا باید این خواسته ها تقویت شوند.

دانشجویان امسال هم نشان دادند كه بخش پیشرو اعتراض مردم را تشكیل میدهند، در صف اول هستند و میخواهند و میتوانند كه كل فضای سیاسی جامعه را مخاطب قرار دهند. كاری كه از همین الان شروع كرده اند.

به سوالتان باز گردم، امسال هم رژیم میبیند كه صورت مسله در ابعادی اجتماعی همان است كه سال گذشته بود، همانی كه دو سال پیش هم بود. نكته قابل توجه امسال ابعاد وسیع این اعتصابات و اعتراضات در آغاز سال تحصیلی است. فكر كنم همین رژیم را غافلگیر كرده باشد. اعتراضاتی كه به نظر من متاسفانه از همان كمبودهای سالهای پیشین رنج میبرد كه امیدوارم در ادامه به آنها بپردازیم.

 

جوانان حكمتیست: رژیم اما تعداد زیادی از دانشجویان را از تحصیل محرم كرد و تلاش كرد كه از این طریق به اصطلاح محیط دانشگاه تا "آرام" كند. این هم ظاهر كمكی نكرده است.

بهرام مدرسی: از همان روزی كه احكام كمیته های انظباطی را صادر كردند معلوم بود كه كمكشان نمیكند. اگر قرار باشد كه دانشجوی معترض را از تحصیل محروم كنند كه باید یكروزه در تمام دانشگاه ها را ببندند، چون بجز تعداد معدودی سر سپرده خود رژیم، كی است كه از این رژیم راضی باشد؟ امسال اتفاقا باید خواست بازگشت همه آن عزیزانی كه حكم گرفتند را به یكی از خواسته های اصلیمان تبدیل كنیم.

 

جوانان حكمتیست: انجمنهای اسلامی تحركات ویژه ای دارند. جریان چیست؟

بهرام مدرسی: انجمنهای اسلامی جزو تحفه های رژیم اسلامی بوده و هستند. نه فقط این انجمنها بلكه كل آن دستگاهی كه بنام جبهه دوم خرداد مشهور شد. با همه جناحهای آن. سال گذشته ما شاهد بی آبرو شدن این انجمنها بودیم. شاهد ایزوله شدنشان و كنار گذاشته شدنشان بودیم. من بخاطر دارم كه سال گذشته بعضی از اینها حتی از دست دانشجویان كتك هم خوردند. ١٦ آذر در تهران، اینها میخواستند مانع شوند تا دانشجویان به جلوی در اصلی دانشگاه بروند كه وقتی با اصرار دانشجویان روبرو شدند، خواستند به زور جلوی آنها را بگیرند كه در نتیجه این كتك مفصلی نوش جان كردند. میخواهم بگویم كه موقعیت سال گذاشته انجمنهای اسلامی چنین بود. اینكه این انجمنها از كجا آمدند و اساسا برای چه درست شدند را همه میدانند، امسال اما یكبار دیگر میخواهند شانسشان را امتحان كنند. ببینید، هر جا كه رژیم دندان نشان داده است، هر زمان كه رژیم خفقان بیشتری را اعمال كرده است، شما شاهد رو شدن این انجمنها میشوید. اینها از قبل زور رژیم و اختناقی كه رژیم حاكم میكند میتوانند زنده بمانند، اگ یك روز آزادی در آن مملكت باشد كه دانشجویان تمام دم و دستگاهشان را منحل میكنند. اینها مكمل سركوب رژیم هستند. از آن زنده اند و به آن هم خدمت میكنند.

امسال جلو افتاده اند. و میخواهند خود را بعنوان نماینده اعتراض دانشجویان نشان دهند. نقشه، مستقل از اینكه همه دست اندر كارانشان واقف هستند یا نه همان است كه بود، فشار بر بخشی از رژیم و بازو نشان دادن برای بخش دیگر بخصوص نزدیك بودن "انتخابات" ریاست جمهوری هم آنها را جری تر كرده است. اینكه این انجمنها مدافع خواستهای دانشجویان نیستند را فكر نمیكنم لازم به توضیح باشد. امسال جلو افتاده اند كه در بازی های جناحیشان دست بالایی داشته باشند. امسال هم باید آبرویشان را برد. باید نشان دهیم كه راه ما از این ها جداست.

 

جوانان حكمتیست: اما بخشی از فعالین داشجویی كماكان این انجمنها را مكانی مناسب برای سازمان دادن اعتراضات خود میبینند، استفاده از امكان انجمنهای اسلامی را بد نمی دانند. نظرتان چیست؟

بهرام مدرسی: اشتباه میكنند. این فعالین نمیبینند كه اوضاع به نسبت دوره ای كه این انجمنها و دوم خرداد برو بیایی داشت، تفاوت اساسی كرده است. نمیبینند كه توده وسیع مردم و دانشجویان از دوم خرداد گذشتند، كه این دوران به پایان رسیده است. شاید چند سال پیش میشد از امكان دوم خرداد و ارگانهایش برای اعلام اعتراضمان میتوانستیم استفاده كنیم. امروز اما این شرایط عوض شده اند. امروز كه دوم خرداد بحق برای همه مردم بعنوان بخش جدا نشدنی از رژیم اسلامی شناخته شده است، دست انجمنهای اسلامی را گرفتن و وارد كردنشان به صف مبارزه مردم بزرگترین اشتباهی است كه میتوان كرد. این ها را برعكس باید افشا كرد و بناید گذاشت كه این امكان را پیداكنند و خودشان را "همراه" مردم نشان دهند. این دوستان باید از این انجمنها بیرون بیایند و این را به همه كسانی كه به این بهانه و یا به این دلیل در این انجمنها مانده اند هم توصیه كنند.

بحث امكانات هم كه بنظر من نادرست است. امكانات را چرا باید فقط انجمنهای اسلامی داشته باشند؟ چرا ارگانهای دیگر دانشجویی نباید از همان امكاناتی كه این انجمنها دارند، برخوردار باشند؟ خود داشتن امكانات برابر باید یكی از خواستهای ما در مقابل انجمنهای اسلامی باشد و یكی از خواستهای ما در دانشگاه ها باشد، نه اینكه چون اینها امكانات دارند، پس فعلا دست از سرشان بردایم! اینها ارگانهای رژیمی هستند باید اتفاقا ارگانهای خودمان را در مقابل انها تشكیل دهیم.

 

جوانان حكمتیست: مثلا چه ارگانهایی؟

بهرام مدرسی: شوراهای صنفی دانشجویان برای نمونه، میتوان ده ها امكان تشكل را بوجود آورد و برای داشتن امكانات برابر این تشكل ها با انجمنهای اسلامی مبارزه كرد، همین امروز در تعداد زیادی از دانشگاه ها این انجمنهای صنفی وجود دارند، باید این دوستان از انجمنهای اسلامی بیرون بیایند و سعی كنند كه این شوراها را فعال كنند. سعی كنند كه واقعا شورای دانشجویان باشد، برایش انتخابات واقعی بكنند و خواستهای واقعی را آنجا طرح كنند، در این صورت این شوراها هم از بیرونقی فعلی در میایند. در كنار چنین ارگانهایی میشود ده ها انجمن كوهنوردی و غیره را تشكیل داد. میشود شورای متحد انجمنهای عملی، فرهنگی، ورزشی و غیره را تشكیل داد. دست اندركاران دانشجو حتما خودشان

ده ها ایده دیگر را دارند، به هر حال مهم این است كه ما امكان سازمان دادن ارگانهای دیگری را بجز انجمنهای اسلامی را داریم و اتفاقا امروز باید اینكار را بكنیم. همین اعتراضات اخیر هم همه شان در دست انجمهای اسلامی نبوده اند. این باید خیلی چیزها را روشن كرده باشد، اگر در فلان دانشگاه میتوان انجمن اسلامی را دور زد و مبارزه ای متحد را برای رسیدن به خواستی سازمان داد، چرا این را نمیتوانیم به همه دانشگاه ها تعمیم دهیم؟

 

جوانان كمونیست: به نظر شما قدم بعدی این اعتراضات چه باید باشند؟

بهرام مدرسی: طبعا دردرجه اول ادامه همین مبارزات تا دستیابی به خواسته هایمان و در قدم بعدی متحد كردن این اعتراضات. این همان نقیصه ای است كه ما سال گذشته هم شاهد آن بودیم. باید شرایطی را فراهم كنیم كه هیچ اعتراضی بدون حمایت دانشگاه های دیگر نماند. باید هر اعتصاب و تحصنی با وسیع ترین حمایتها روبرو شود و برای این باید سازمان داشت. سازمان كلید اساسی ما است. بدون اینكه فعالین و رهبران این اعتراضات دست در دست هم بگذارند و با هم این اعتراضات را جلو ببرند، هیچ مبارزه ای متحد نخواهد شد. سازمان آن هم همانطور كه گفتم انجمنهای اسلامی نیستند، شوراهای صنفی و كلوبها هم برای انجام این وظیفه قدری "كوچك" هستند. برای متحد كردن این مبارزات باید به سازمانی پیوست كه میتواند دست همه را در دست هم بگذارد. این سازمان هم وجود دارد. باید به حكمتیستها پیوست! باید به این سازمان جوانان پیوست! این تنها راه است. بگذارید جواب سوالتان را بصورت یك فراخوان بدهم. ما پراكنده ایم! برای اتحاد مبارزاتمان، بما بپیوندید!