مشخصه های ۱۶ آذر ۸۲

مصاحبه با رادیو انترناسیونال

انترناسیونال: مشخصه هاى ١٦ آذر امسال چه بودند؟

بهرام مدرسى: ١٦ آذر امسال بيانگر يک توازن قواى ديگر بود. توازن قوايى ديگر در سطح کل جامعه. دانشگاه تهران نمونه بارز آن بود. اعلام شعار آزادى و برابرى در کنار اعلام حمايت از اعتراضات و اعتصابات کارگرى، به هرکسى نشان ميدهد که قلب اعتراضات مردم در کجا و براى چه ميتپد؟ برافراشته شدن شعار آزادى و برابرى، اعتراض به رژيم اسلامى را مستقيما به صاحب اصلى آن يعنى حزب کمونيست کارگرى ايران وصل ميکند. اينجا ديگر صحبت بر سر اين يا آن فرد، اين يا آن جمع يا حتى اين يا آن دانشگاه يا شهر نيست. اين جا صحبت از جامعه‌اى ميليونى است. صحبت بر سر اين است که دانشجويان بعنوان سياسى‌ترين بخش جامعه که بنيادى‌ترين تحولات ممکن را منعکس ميکنند، اين پرچم را به دست گرفتند. اين پرچم حزب کمونيست کارگرى ايران است. اين حزب از همان روز اول سر کار آمدن رژيم اسلامى چيزى جز واقعيات اجتماعى و راه به زير کشيدن اين رژيم و بناى دنيايى ديگر، دنيايى بهتر را نگفته است. امسال در ١٦ آذر ما شاهد اين بوديم که اين پرچم به دست گرفته‌شد. شاهد اين بوديم که جنبش اعتراضى عليه رژيم اسلامى شانه به شانه حزب کمونيست کارگرى ميزند و شعارهاى اين حزب را از آن خود ميداند.

از ١٦ آذر ٨٢ به بعد، اعتراض به رژيم اسلامى ديگر کوچکترين ربطى نه به مصلحان رژيم اسلامى و نه به دلباختگان رفراندم دارد. نتنها هيچ ربطى به آنها ندارد، بلکه درست در مقابل آنها قرار ميگيرد. ١٦ آذر، حزب کمونيست کارگرى را بحق بعنوان رهبر و پرچمدار اين اعتراضات به همه اعلام کرد و نشان داد که مردم آزادى را با همان تبيينى که اين حزب در نظر دارد ميخواهند. نشان داد که مردم برابرى را با همان وسعت و عمقى که اين حزب ميخواهد خواستارند. مشخصه اصلى اين روز نه به‌خير گذشتن آن براى رژيم و نه سخنرانان معلوم‌الحال آن بود. اين روز روز مردم آزاديخواه، روز کارگران اعتصابى، روز حزب کمونيست کارگرى و سازمان جوانان کمونيست بود. در کنار اين بايد به شعار حمايت از کارگران پتروشيمى هم اشاره کرد. اين شعار دارد مبناى هر تحول انسانى در ايران را در کنار به دست گفته شدن پرچم حزب کمونيست کارگرى، اعلام ميکند. اين شعار مقدمه و پيش درآمد شعار "کارگر نفت ما، رهبر سرسخت‌‌ما" در دوران اعتراضات مردم عليه رژيم شاه است. اين شعار اعلام ميکند که اگر قرار است چيزى در آن جامعه مبناى تحولى انسانى باشد، نه اتحاد اروپا و خانم عبادى و پروژه رنگ باخته اصلاح رژيم اسلامى و نه جرج بوش و مونارشيستها و سلطنت‌طلبان طرفدار تکرار سناريوى عراق براى ايران و پروژه رفراندم بلکه همين مبارزات کارگران است. کارگر را بعنوان رهبر اعتراضات خود اعلام ميکند و فراخوان به رهبران کارگرى ميدهد که نقش خود را در يابند و به ميدان آيند.

انترناسیونال: اين آيا شاخص بهم خوردن توازن قوا بين حکومت و مردم به نفع مردم است؟

بهرام مدرسى: دقيقا! اين توازن قوا بشدت به نفع مردم تغيير کرد. اينکه دانشجويان در سطح کل کشور موفق نشدند که تظاهراتها را وسيعا به خيابانها بکشند ابدا شاخص اين توازن قوا نيست. آنها بيرون نيامدند ولى پرچمى بسيار بزرگتر از نفس بيرون آمدن از دانشگاه‌ها را برافراشتند. معناى واقعى اين توازن قواى جديد را در دور آتى اعتراضات ميتوان ديد. من قبلا هم گفته‌ام که رژيم تمام تلاشش اين بود که نگذارد اين اعتراضات به خيابانها کشيده شوند، پيروزى که اما در اين روز به دست آورده شد بسيار بسيار بزرگتر از اين بود.

انترناسیونال: آيا بالا رفتن شعارهايى که به آنها اشاره کرديد، يعنى اينکه کمونيستهاى‌کارگرى توانسته اند حضور علنى خود را به رژيم تحميل کنند؟

بهرام مدرسى: کمونيستهاى‌کارگرى مدتهاست که حضور علنى خود را به رژيم تحميل کرده‌اند. در کنفرانس برلين و اسلو هم حضور علنى خود را به رژيم تحميل کردند. فرق مسئله اما اين است که در ١٦ آذر امسال شعارهاى کمونيستهاى کارگرى به شعارهاى اعتراضات عمومى بدل شد. اينجا ديگر صحبت از حزبى نيست که اين يا آن آکسيون را سازمان داده و خودش را به رژيم تحميل کرده‌است. صحبت بيشتر اين است که اين شعارها توده‌اى شده‌اند و به پرچم اعتراضات مردم تبديل شده‌اند. اين همان حزب ميليونى است که منصور حکمت از آن صحبت ميکرد. اين همان کنفرانس برلينى شدن کل جامعه است. چه اين حزب باشد چه نباشد، اين پرچم ديگر بلند شده است و خودش را طبعا به رژيم هم تحميل ميکند، همانطور هم که کرد!

انترناسیونال: موقعيت فعلى ديگر نيروهاى سياسى فعال در بين دانشجويان چگونه است؟

بهرام مدرسى: وضع خوبى ندارند. ملى‌‌مذهبى‌ها که ويلانند و نميدانند به دنبال چه کسى بروند؟ هر از گاهى به مناسبتى در جايى جمع ميشوند و سرود اى‌‌‌ايران ميخوانند و به سر مصدق قسم ميخورند. اساسا حرفى که کسى آنرا جدى بگيرد هم براى گفتن ندارند. معلوم نيست که چرا جوانانى که تشنه آزادى هستند و برابرى ميخواهند بايد به اينها روى بياورند؟ در محيطهاى دانشجويى هم بشدت طرفدارانشان را از دست داده‌اند. هر وقت که فضاى سياسى راديکال و انقلابى شود، نتيجه بلافصل آن آب رفتن اينها است.

دوم خردادى‌ها هم از مشارکتى‌ها تا انجمنى‌ها و طرفداران جناح علامه در روز ١٦ آذر مستقيما چماق را به دست گرفتند تا جلوى دانشجويان را بگيرند. در تهران از دست دانشجويان معترض کتک هم خورده‌اند. اين بايد وضعشان را نشان دهد.

جريانات طرفدار سلطنت‌طلبان اما هنوز حضور دارند و طبعا طرفدارانى هم دارند. اينها در دور آينده بايد موضوع کار ما و نقد ما باشند. در اين رابطه بايد حتما بعدا بيشتر صحبت کرد.

انترناسیونال: موقعيت سازمان جوانان کمونيست را چگونه مى بينيد؟

بهرام مدرسى: سازمان جوانان کمونيست فقط ٤ سال است که تشکيل شده است! اگر موقعيت امروز اين سازمان را در کنار آن رقم ٤ قرار دهيد، آنوقت بايد به همه ما مدال داد. ما طى ٤ سال سازمانى را ساختيم که احزاب ديگر بعد از ٤٠ سال هم خواب آنرا نميبينند. نقطه قدرت اصلى ما طبعا وجود حزب کمونيست کارگرى ايران بود.

اين واقعيات اما هنوز با آنچه که بايد باشيم فاصله دارند. ما بايد از موقعيت بسيار خوب امروزمان حداکثر استفاده را بکنيم. يادم ميايد در جلسه‌اى که سال گذشته با هيئت دبيران حزب داشتم (شما در رابطه با همين جلسه مصاحبه بسيار خوبى با کورش مدرسى داشتيد که چاپ مجدد آنرا جدا توصيه ميکنم)، کورش مدرسى ليدر وقت حزب گفت که ما تصوير خودمان را در مورد آنچه که بايد بشويم را نبايد از امروز بگيريم، بيشتر آنچه که بايد بشود ميتواند به دادن تصوير درست در مورد خودمان کمکمان کند. من به آنچه که بايد بشود اشاره ميکنم تا تصورى از آنچه که بايد بکينم به دست داده باشم.

سازمان جوانان کمونيست بايد به ظرف اتحاد ميليونها جوان در ايران بدل شود. هر جوانى که زندگى بهتر و دنيايى انسانى‌تر را ميخواهد بايد طبيعى‌ترين کار براى رسيدن به اين اهداف را پيوستن به سازمان جوانان کمونيست بداند. روزى که امکان گشايش علنى دفاتر اين سازمان در محلات، دانشگاه‌ها و مدارس را داشته باشيم، اين دفاتر محلهايى براى دفاع بى‌چون‌و چرا از آزادى و برابرى انسان، اماکنى براى بحث و قانع کردن. چاپ نشريات و سخنرانى و بسيج مردم محل و دانشگاه و يا سازمان دادن مبارزاتمان خواهند بود همينطور اماکنى براى شادى و رقص و موزيک.

آنروز ما با صداى بلند خواهيم گفت که مردم! اگر آزادى و برابرى واقعى را ميخواهيد، بايد حزب کمونيست کارگرى را به قدرت رساند!

۲۱-۱۲-۲۰۰۳