دنیا پیچیده تر از اینهاست دوستان!

 

بهرام مدرسی

جولای ۲۰۰۵

مدتی است كه جریانی با نام "جوانان آزادیخواه" از طریق سایتها و نشریات رهبری جدید "حزب كمونیست كارگری" فراخوانهایی را برای تظاهرات در شهرهای مختلف منتشر كرده اند.

 

جمهوری اسلامی دردریایی از نفرت میلیونها جوان به حیات خود ادامه میدهد، مردم و بخصوص جوانان در صف مقدم مبارزه علیه رژیم اسلامی هستند و مترصد فرصتی برای به زیر كشیدن این حكومت خفقان! در كنار همه این ها روشنتر از همه اینكه رژیم اسلامی هنوز سر كار است و هنوز دندان برای گاز گرفتن دارد. همه این واقعیات اما هنوز به هیچ حزب سیاسی مسئولی قاعدتا نباید اجازه بدهد تا آن زمان كه توازن قوای میان مبارزات مردم و رژیم اجازه نداده است، به اسم و رسم خود مردم را به خیابان بكشاند. ای كاش واقعیات مبارزه با رژیم اسلامی چنین بود كه با یك یا دو فراخوان تلوزیونی ویا اینترنتی مردم را متحد كرد و به خیابان آورد و رژیم را سرنگون كرد.

 

ماه ها پیش شخصی بنام هخا از طریق برنامه تلوزیونی خود وعده سرنگونی رژیم اسلامی و برپایی حكومت پادشاهی را داد. تاریخ و زمان آن را هم اعلام كرده بود. فراخوانی كه علیرغم حمایت بعضی نیروهای سیاسی از آن بین مردم بیشتر به جك و طنز تبدیل شد. دلیل آن هم البته این نبود كه فراخوان دهنده هخا بود! دلیل آن روش و شیوه ای است كه بكار گرفته شد. مردم عمیقا میفهمند كه اگر قرار است كار جدی علیه رژیم اسلامی صورت بگیرد، راهش حتما این یكی نیست! تلوزیون البته ابزار بسیار خوبی برای خطاب قرار دادن مردم است. این اما دقیقا مثل مورد هخا میتواند مایه تمسخر مردم هم بشود كه متاسفانه در موارد زیادی هم شده است. مدتی پس از هخا، علی جوادی و آذر ماجدی هم از طریق برنامه های تلوزیونی خود روز و تاریخ تظاهراتهایی علیه انتخابات را در پارك لاله تهران و بعضی شهرهای دیگر اعلام كردند. مستقل از اینكه چنین فراخوانهایی مورد هخا را بیاد میاورد، تا درجه زیادی حامل بی مسو لیتی نسبت به مردم هم هست. این به بند دادن كسانی است كه آن روز احتمالا در آن تظاهرات قصد شركت داشته باشند. تظاهر كننده میتواند در صورت دستگیری بگوید كه به فراخوان كانون فلان كه آدرسش فلان جا است به پارك لاله آمده است و از زیر ضرب دستگاههای امنیتی رژیم خود را خلاص كند، درصورت دستگیری در تظاهرات فراخوان داده شده از طرف هخا یا علی جوادی یا آذر ماجدی چه خواهد گفت؟ كسانی كه یكبار به این فراخوان ها جواب مثبت داده باشند، بار دوم اگر "قصر دررفته باشند" دیگر نتنها جواب چنین فراخوانهایی را نخواهد داد، بلكه آنرا به تمسخر هم خواهند كشید.

 

برای به میدان كشیدن مردم و سازمان دادن آن باید كاری بسیار بزرگتر و عمیقتر و اساسی تر از گرداندن یك برنامه تلوزیونی انجام داد. كار یك حزب سیاسی از قضا همین است. این فرق بین یك حزب سیاسی و یك شومن تلوزیونی است. دوستان ما علی جوادی، آذر ماجدی و دوستانشان اما متوجه این نیستند. ابتدا به نام خود محل و ساعت تظاهراتهایی را در شهرهای مختلف اعلام میكنند و آنجا كه میبینند فراخوان هایشان بی جواب میماند، اینبار به نام "انجمن جوانان آزادیخواه" همان كار را تكرار میكنند. نشریاتشان و سایتهایشان مملو میشود از تظاهراتهایی كه به نام این انجمن ها فراخوان داده شده اند. این دوستان متوجه نیستند كه نمیشود مردم را دنبال جریانی انداخت كه موجودیتی خارج از نشریات و سایتهای اینترنتی اینها ندارد. "انجمن جوانان آزادیخواه" چه كسانی هستند؟ سخن گویان آن چه كسانی هستند؟ چرا باید جوانی در فلان شهر به فراخوان این انجمن جواب مثبت بدهد؟ این ادامه همان تصور قبلی است كه گویا از "راه دور" و یا وقتی كه قرار است "نزدیك" شد از طریق انجمنهایی كه كسی آنها را نه میشناسد و نه اساسا هویتی خارج از اینترنت دارند، میتوان كار جدی در آن جامعه صورت داد. سری به اینترنت بزنید. میلیونها نوع از همین انجمنها، بنیادها و كانونها هایی كه روزانه فراخوان چیزی میدهند را خواهید دید. چرا باید جواب این انجمن را داد و جواب آن یكی را نداد؟ این مشكلی است كه دوستان ما متاسفانه متوجه نیستند. و همین امكان به خطر انداختن مردم و جوانان را با فراخوانهایی این چنینی بوجود میاورد و به همین دلیل باید نسبت به چنین فراخوانهایی حساس بود و نتایج خطرناك آنرا به آنها نشان داد.