درتدارك ١٦ آذر، مصاحبه با بهرام مدرسی

 

اکتبر ۲۰۰۴

 

جوانان حكمتیست: شانزده آذر كم كم نزدیك میشود. اهمیت این روز برای شما و یا دقیق تر پرسیده باشیم، برای جوانان و دانشجویان كمونیست در چیست؟

بهرام مدرسی: بگذارید بگویم كه از نظر ما اهمیت این روز در چه نیست! این روز برای ما به این جهت مهم نیست كه در زمان شاه چه اتفاقی در آن افتاده است. اهمیت این روز در امكانی است كه به این مناسبت برای ما بوجود میاید. شرایط معینی كه به بهانه آن میتوان اهداف معینی را تعقیب كرد. اهدافی كه به نظر ما در نیتیجه آنها جنبش جوانان و كلا جنبش سرنگونی رژیم اسلامی امكان پیدا میكند كه گامهای بزرگی بردارد.

 

جوانان حكمتیست: چه اهدافی؟

بهرام مدرسی: ببینید پیش از جواب به سوال شما، باید توافق كنیم كه چه انتظاری از جنبش جوانان و یا مشخصا اعتراضات دانشجویی داریم. من فكر میكنم كه نمیتوان از اعتراضات دانشجویی و یا چیزی كه امروزه بنام "جنبش دانشجویی" از آن نام برده میشود انتظار داشت كه رژیم اسلامی را سرنگون كند. نمیتوان از جوان به تنهایی انتظار داشت كه كل این ارتجاع اسلامی را به پایان برساند، این خطای بزرگی خواهد بود اگر كه این انتظار را مقابل این

جنبش و فعالین آن قرار دهیم. این درست است كه اعتراضات دانشجویی و كلا جوانان در صف اول اعتراض علیه رژیم اسلامی قرار دارند، این درست است كه این جوانان هستند كه با اولین امكان اجتماعی بیرون آمدن و اعتراض كردن، از خانه بیرون میزنند و دست به تظاهرات میزنند. و به نظر من این را هم باید گفت كه ما رادیكالترین شعارها را هم اتفاقا در اعتراضات همین جوانان و دانشجویان است كه میبینیم. اینها اما همه كماكان به معنای این نیستند كه این اعتراضات و این جنبش میتوانند به تنهایی رژیم را از جا بكنند و سرنگون كنند، و حتی به نظر من امكان این را هم ندارند كه به تنهایی توازن قوایی پایدار علیه رژیم اسلامی را ایجاد كنند. اعتراضات سالهای گذشته دانشجویان و جوانان این را دیگر به همه فعالین ما نشان داده است. بنابراین باید انتظاری واقعی از جنبش دانشجویی و جوانان داشت. این را ما البته سالهای قبل هم متذكر شده ایم، امسال اما بخصوص فكر میكنم كه اگر ما و فعالین جنبش دانشجویی و جوانان بر سر اینكه اساسا میخواهیم چه بكنیم، به توافق برسیم. ١٦ آذر بمراتب هدفمندتر و موفقتری را تجربه خواهیم كرد.

به نظر من انتظار از جنبش جوانان و دانشجویی اساسا تحت تاثیر قرار دادن كل فضای سیاسی جامعه باید باشد، جنبش دانشجویی باید تلاش كند كه شعارهای رادیكالش به شعارهای توده بزرگی از مردم تبدیل شوند، باید تلاش كند كه فضای سیاسی جامعه حول اهداف و خواستهای معینی قطبی شوند. اهدافی كه اقشار دیگر جامعه امكان آن را دارند كه حول آن بسیج شوند و به خیابان بیایند. اگر اعتراضات دانشجویی بتوانند جامعه را حول اهدافی معین كه همه گیر هم هستند متوجه خود كند و جامعه را به حمایت از این شعارها وادارد، آنوقت شرایطی فراهم كرده است كه در آن میتوان با خیال راحتتری از سرنگونی رژیم اسلامی سخن گفت. ما بارها گفته ایم كه دانشگاه را باید به تریبون آزادی و آزادیخواهی تبدیل كرد. این خواست هم از همینجا ناشی میشود، به نظر من، ما و فعالین كمونیست در دانشگاه ها، باید تلاش كنیم كه جنبش دانشجویی و كل اعتراضاتی كه از آن صحبت كردیم به این سمت رانده شوند.

به سوالتان برگردم، بنابراین هدف ما استفاده از یك امكان معین، بنام ١٦ آذر، برای تثبیت شعارها و اهداف میعنی در جنبش اعتراضی مردم علیه رژیم اسلامی است.

 

جوانان حكمتیست: این به نظر كمی كوچك نمیاید؟ این جنبشی است كه ١٨ تیر را از سر گذارنده است. این انتظار كمی نیست؟

بهرام مدرسی: ابدا! جنبشی كه ١٨ تیر را آفرید، اتفاقا همین هدفی را كه من اینجا از آن صحبت كردم را تثبیت كرد. ببینید. در ١٨ تیر به بهانه بسته شدن روزنامه ای جوانان و دانشجویان به خیابان ریختند، آنروزها كسی فكر نمیكرد كه با این اعتراض و این تظاهراتها میخواهد رژیم را سرنگون كند، آنروز این بهانه خوبی بود كه حول آن جامعه را قطبی كرد و مردم را مخاطب قرار داد. این مستقل از اینكه فعالین این اعتراض در روز ١٨ تیر به آن وافق بوده اند یا نه، اتفاق افتاد. همین الان هم بعد از گذشت چند سال از آن روزها، سالگرد ١٨ تیر امكانی اجتماعی برای اعتراض به رژیم اسلامی است. امروز بحث من این است كه باید آگاهانه همین كار را تكرار كنیم. باید آگاهانه فضایی معین وشعارهایی معین را در تمام شهرها و مراكز تحصیلی مطرح كنیم و جامعه را حول آن قطبی كنیم. این ابدا انتظار كوچكی نیست. این اتفاقا میگوید كه از همین امروز باید چه بكنیم؟ كه دانشجویان كمونیست برای تضمین آگاهانه چنین فضا و موقعیتی چه باید بكنند. گفتم كه اگر ١٨ تیر تا درجه ای "خود جوش" بود، ١٦ آذر را باید نقشه مند و آگاهانه به اینجا كشاند.

 

جوانان حكمتیست: بعضی از دوستان معتقدند كه جنبش دانشجویی ناكامی داشته است و تلاش در هیچ زمینه ای فایده ندارد. دیگر معتقدند اشتباه جنبش دانشجویی در این است كه خودش و اهدافش را خوب نمیشناسد و برای تعریف این اهداف، فعلا باید خواند و تحقیق كرد و به كار تیوریك پرداخت. نظرتان در این مورد چیست؟

بهرام مدرسی: بله من هم با این دوستان صحبت داشته ام. پیش از هر چیز من با "ناكامی" جنبش دانشجویی توافقی ندارم. این بیشتر ادبیات طرفداران دوم خرداد است. ادبیات امثال طبرزدی یا گنجی است. آنها و كلا دوم خردادی ها قصد داشتند كه از اعتراض دانشجو برای اهداف "درون جناحی" رژیم استفاده كنند. قصد داشتند كه اعتراض دانشجو و جوان را به بهانه " ولتر زمان" و "رﺋیس جمهور خندان" به خانه بفرستند كه خوب موفق نشدند و روشن است كه با افسوس از ناكامی حرف بزنند. برای مانه تنها صحبتی از ناكامی نیست، بلكه همانطور كه گفتم میخواهیم تلاش كنیم كه آگاهانه از یك موقعیت معین استفاده كنیم. در مورد تحقیق و كار تیوریك، این البته چیز بدی نیست، ولی اینجا به دنبال سر نخ گشتن خطا است. این دوستان به نظر من بیشتر از اینكه مسله شان كار تحقیقی باشد، پرهیز از فعالیت روشن سیاسی است. این حتما دلایل خودش را هم دارد، انتظارات گذشته، سرخوردگی ها و غیره، امروز اما "كار تیوریك" را به خیل فعالین رادیكال و كمونیست توصیه كردن، به معنی خالی كردن زمین بازی برای دیگران است. من با این ابدا مشكلی ندارم كه كسی فردا بخواهد مدتی بخواند ویا اینكه كار تحقیقی بكند. این اما نمیتواند توصیه ای عمومی برای نسلی از فعالین ما باشد، خوشبختانه هر ساله تعداد زیادی دانشجو سال اول وارد دانشگاه ها میشوند كه این افسردكی و سرخوردگی ها را با خود ندارند. همانطور كه گفتم ما نباید زمین بازی را خالی كنیم. این اتفاقا خطر ناك و نادرست است. نسل جوانی كه هر ساله به دانشگاه ها وارد میشود، این را در كنار فعالین كمونیست تضمین میكند.

اگر انتظارات ما تاكنون از جنبش جوانان و دانشجویی آنطور كه باید برآورد نشده است، دلیل اصلیش نه كمبود تحقیق و تیوری بلكه گم بودن آن اهدافی است كه در بالا به آن اشاره كرد. و طبیعی است كه اگر در مورد این اهداف توافق داشته باشیم قدم بعد توافق بر سر چگونگی احراز آن است.

 

جوانان حكمتیست: شما از فعالین كمونیست در جنبش دانشجویی صحبت كردید، انتظارتان از این فعالین چیست؟

بهرام مدرسی: در این مورد حتما در آینده باید بیشتر صحبت كرد، باید تلاش كنیم كه سكان فضای دانشگاه ها را به دست گیریم. راه دیگری وجود ندارد. اگر میگویم سكان دار باشیم منظور این است كه از همین امروز باید خودمان را برای این كار آماده كنیم. باید تضمن كنیم كه دخالت ما بعنوان فعالین كمونیست در فضای دانشگاه تضمین شده است. این در هر دانشگاهی راه خود را دارد. نشریات، جلسات سخنرانی، اعتراضات، گپ زدنهای خودمانی، سرشناس بودن، مورد اعتماد بودن و غیره همه اینها باید این امكان را برای ما بوجود بیاورند. تا ١٦ اذر زمان معینی داریم كه با استفاده از همه این امكانات بتوانیم دخالت خودمان را در آن تضمین كنیم.

 

جوانان حكمتیست: حول چه شعاری باید امسال به استقبال ١٦ آذر رفت؟ سال گذشته شعار شما "زنده باد آزادی، زنده باد برابری بود"

بهرام مدرسی: امسال هم شعار اصلی ما همین خواهد بود. زنده باد آزادی، زنده باد برابری! مردم و جوانان آزادی را میخواهند و ما باید امسال هم همین را اعلام كنیم، مردم برابری را میخواهند و ما باید امسال هم این را اعلام كنیم. برای طرح این شعار باید از همین امروز دست بكار شویم. از هر طریقی كه میتوانیم، و به هر شكلی كه مفید میبینیم آنرا توضیح دهیم، جوانان را به آن مجاب كنیم، این شعار باید به "لوگوی" فضای دانشگاه ها تبدیل شود. در جلسات آنرا توضیح دهیم، در گپ زدنهایمان، در نشریاتمان، در همه جا و از هر امكانی. فعالین كمونیست باید بعنوان پیگیرترین مدافعان عمیقترین آزادی ها و برابری ها شناخته شوند.

قطعا این تنها شعار ما نیست ولی این از جمله شعارهایی است كه میتوان توده های هر چه وسیتعری را حول آن بیسج كرد. شعاری كه در عین حال بیانگر عمیقترین خواست جوانان هم هست.