اعتراضات دانشجویی, مصاحبه با نشریه کمونیست

مه ۲۰۰۵

 

اعتراضات دانشجويي در رابطه با انتخابات مدتي است دانشگاه هاي مختلف را بخصوص در شهر تهران در بر گرفته است. مدتي پيش شاهد اعتراض رادیكال دانشجويان دانشگاه علامه و خوابگاه دانشگاه و قطعنامه راديکالشان بوديم. چند روز پيش هم دانشگاه امير کبير و پلي تکنيک در اعتراض به وجود "نيروهاي شبهه نظامي" در محيط دانشگاه، دست به اعتراض زدند و حدود ١٥٠٠ دانشجو در محوطه دانشگاه پلي تکنيک تجمع کردند. اين اعتراض به فراخوان انجمن اسلامي بود ولي نکته جالب اينکه در قطعنامه شان اعلام کرده اند که دانشکده امير کبير همچنان استالينگراد عليه آزادي ستيزان و عليه نيروهاي فاشيست در جامعه خواهد بود. در اين مورد، گفتگوي آذر مدرسي مدير مسول تلويزيون پرتو با بهرام مدرسي را مي خوانيم.

 

آذر مدرسي׃ اعتراص دانشجويان دانشگاه امير کبير را شاهد بوديم که از جانب انجمن اسلامی فراخوان داده شد بود و مسئله اش وجود نيروهاي شبهه نظامي در دانشگاه بوده است. ارزيابي شما از اين واقعه چيست؟

 

بهرام مدرسي׃ دانشگاه امير کبير داستان طولاني دارد. "تناقضات و اختلافات" بين بسيج دانشجويي و انجمن اسلامي سابقه ای از این هم طولاني تر. دعواهايي از نرخ دعواهاي هر دو جناح رژيم با هم دارند و به نظر مي رسد شلوغي هاي چند روز پيش اين دانشگاه در بطن همين قضيه بوده است. تا آنجا که به قطعنامه انجمن اسلامي و صحبت هايي که افشاري کرده است، مربوط میشود، نبايد آنرا زياد جدي گرفت. اينها انجمن اسلامي را نهاد ی "دموکراتيک" در برابر بسيج دانشجويي اعلام کرده اند. غافل از اينکه انجمن های اسلامي به همان اندازه "دموکراتيک" هستند که مجلس اسلامي. به همان اندازه دموکراتيک هستند که بسيج دانشجويي. معلوم نيست که چرا بسيج دانشجويي خيلي غير دموکراتيک است و انجمن اسلامي دموکراتيک! خود اين ارگان ها پا به پاي جمهوري اسلامي درست شده و در سرکوب دانشجويان نقش داشته است. به نظر من دمركاتیك خواندن انجمن های اسلامی بیشتر شوخي است ، بخصوص امروز كه مردم دیگر دادشان از همه این كوفت و زهرمارهای اسلامی در آمده است. منتها اتفاقي که در دانشگاه امير کبير افتاد، شبيهه حسين پارتي ها و شام غريبان های رژيم بود که اگر شما در وسط اين مراسم ها از جوانان میپرسيدید که قضيه چيست؟ آيا شام غريبان مي تواند دموکراتيک باشد و محل جشن و پايکوبي باشد؟ حتما خواهند خنديد و مي گويند که "ما اين شرايط را به زور به رژيم تحميل کرده ايم" و الان هم جنس اعتراضات انجمن اسلامي در دانشگاه امير کبير از همين دست است. بچه هاي چپ و آزاديخواهي که آنجا بودند طبعا سعي کردند که از شکاف بين دعواي انجمن اسلامي با بسيج دانشجويي به نفع بيان کردن خواسته ها و شعارهاي راديکال خود استفاده کنند. اما واقعيت اين است که جايي که انجمن اسلامي اشاره به خروج نيروهاي شبهه نظامي از محيط دانشگاه مي کند در واقع منظورش صرفا خروج بسييج دانشجويي است. اگر قرار است پاي حکومت اسلامي و قوانينش از دانشگاه کنده شود و دانشگاه به عنوان فضايي آزاد و ريلکس و دموکراتيک به رسميت شناخته شود بايد کل اين ارگانهاي رژيم را در دانشگاه ها پاک کرد و از جمله همین انجمن های اسلامی!

 

آذر مدرسي׃ ما شاهد دو نوع تعرض در دانشگاه ها هستيم. يکي تحرک نوع اميرکبير که از طرف انجمن اسلامي بود و ديگري جنس تحرکي که در دانشگاه علامه و کوي دانشگاه در جريان بوده است. سوال اين است که انجمن اسلامي چقدر شانس دارد که دانشجويان را به سياهي لشکر دعواهاي بين جناح خودشان با جناح مقابل در چهارچوب رژيم تبديل کند؟

 

بهرام مدرسي׃ شانسي ندارند. من فکر مي کنم انجمن اسلامي اصلا موفق نخواهد شد که دانشجو را پشت سر خود و براي تبديل کردنش به سياهي لشکر جنگ جناحي با بسيج دانشجويي گرد آورد. قضيه برعکس است. اتفاقا اين دانشجوها هستند که دارند از انجمن اسلامي به عنوان بهانه اي براي اعلام مطالبات واقعي خودشان به گوش جامعه استفاده ميکنند. آنچه معلوم است اين است که دانشجو از هر بهانه اي براي ابراز اعتراض و خواسته راديکال خود استفاده مي کند همچنانکه در دانشگاه تهران به خوبي شاهدش بوديم.

آذر مدرسي׃ اجازه دهيد به دانشگاه تهران و تحرک دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب برگرديم که خواهان ١. آزادي بي قيد و شرط فعاليت همه احزاب سياسي ٢. انحلال همه نهادهاي سرکوبگر رژيم بوده اند. همزمان ما شاهد شعار "آزادي، مساوات، تخريب انتخابات" بر ديوارهاي شهر تهران بوديم که به امضاي سازمان جوانان حکمتيست بوده است. انتظار شما از جوانان و دانشجويان کمونيست در تخريب انتخابات رژيم و تاثير گذاري شان بر فضای دانشگاه ها و محلات چيست؟ چگونه بايد به پيشواز تخريب انتخابات رژيم اسلامي رفت؟

بهرام مدرسي׃ راستش کمونيستهاي جوان از همين الان دست به کار شده اند. اما صحبت بر سر اين است که چگونه بايد اعتراضات را گسترش داد. من فکر مي کنم بايد در اين روز مضحکه انتخاباتشان را بر سرشان خراب کنيم. از هر طريق و امکاني که دست مي دهد بايد نهايت استفاده را كرد. دعواي انجمن اسلامي با بسيج دانشجويي در بطن باز شدن پنجره اتاقي است که بايد با لگد در آن را باز کرد. شعار "انحلال نيروهاي سرکوبگر رژيم" شعار بي اندازه مناسبي است که بايد وسيعا آن را پخش کرد. به نظر من دانشجو و محيط دانشگاه بايد تبديل به تريبون مردمي شود که از دست حاکميت اسلامي جانشان به لبشان رسيده است. مردمي که مي خواهند در يک کلام بگويند که اين دم و دستگاه اسلامي تان را جمع کنيد! بايد دانشگاه ها انعکاس اين صدا باشند. شعار آزادي فعاليت احزاب سياسي و انحلال نيروهاي سرکوبگر رژيم در واقع بيانگر خواست پايه اي کل جامعه است.

توصيه جدي من به همه دوستان دانشجو اين است که سعي کنند دامنه اعتراضاتشان را از محيط دانشگاه خارج کنند. در يکي دو مورد در دانشگاه علامه اينکار را کردند و موفق هم بودند. اعتراضات را بايد به خيابانهاي شهر کشيد. در محلات هم که جاي خود دارد بايد وسيعا شعار نويسي کرد.

 

آذر مدرسي׃ بياييد از دانشگاه بيرون بیاﺋيم و خطابمان کل جوانان باشد. در اين صورت چه بايد کرد؟ نقش جوانان در محلات چه در روزهايي که به مضحکه انتخابات رژيم نزديک مي شويم و چه روز "انتخابات" را چگونه مي بينيد؟

 

بهرام مدرسي׃ نقش جدي دارند. حمله به ستاد تبليغاتي قاليباف توسط جوانان در شهر يزد و به آتش کشيدن پرچم و پلاکارد رژيم نمونه گويا و مناسبي از نوع کاري است که مي توان انجام داد. بچه هاي محل بايد قرار بگذارند، دور هم جمع شوند و دفتر و دستک و ستاد انتخاباتي هر مرتجعی كه پشتك برای رژیم اسلامی می اندازد را بر هم بزنند. بايد عملا با اعتراض دائمي و فعال نشان داد که اسلام و حکومتش براي جامعه قابل هضم نيست و بايد شرش را کم کند. جوانان بايد اعلام بغض هاي در گلو خفه شده مردمي باشند که زنجير حکومت توحش اسلامي بر دست و پايشان زده شده است. بهترين کار اين است که پاي اعتراضات را از دانشگاه ها به محلات بكشانیم. بايد با صداي رسا به مردم گفت تا اين بساط اسلامی، ولي فقيه، مجلس اسلامي و کل اسلام سياسي وجود دارد، تا زمانيکه آزادي فعاليت سياسي با برخورد نيروهاي سرکوبگر رژيم روبرو مي شود، صحبت کردن از انتخابات مسخره است. اين را بايد به همه گفت.