شما و جوانان کمونيست، جواب به نامه‌هاى رسيده. نوامبر ۲۰۰۲

 

بهرام مدرسى

دبير کميته مرکزى سازمان جوانان کمونيست

دوست عزيزمان مهدى از تهران مى‌نويسد: "آنروزى که صحنه اعدام را ديدم خون گريه کردم. حکومت که رفتنى و حالش خراب است پس اعدام چرا؟ چه بايد کرد؟"

احساس مهدى و همه آن کسانى که شاهد به دار آويختن و کشتن انسان ديگرى بوده‌اند واقعى‌ترين عکس‌العمل انسانى است. اعدام بقول منصور حکمت قتل عمد است. دولتى با تمام دم و دستگاه ادارى و نظاميش مينشيند و نقشه کشتن انسانى را ميکشد. مستقل از اينکه جرم فرد چه بوده باشد، اين قتل عمد در روز روشن، غير انسانى و توحش محض است. در باره حکم اعدام و ضرورت لغو آن ما تنها جريان سياسى در ايران هستيم که خواهان لغو و ممنوعيت حکم اعدام شده‌ايم. در اين رابطه بايد گفت و بيشتر نوشت.اما مهدى در ادامه دست روى نکته مهمى ميگذارد. اعدام و سرکوب، شکنجه و زندان درست مثل مقنه و چادر و آيه ‌قرآن اجزاى واقعى و جدايى ناپذير رژيم اسلامى هستند. اين اولين بار نيست که اينها بساط اعدام و کشتن انسانها را پهن ميکنند. نکشتن و اعدام نکردن به همان اندازه در جمهورى اسلامى قابل تصور است که زندگى بدون حجاب و روسرى. نکته‌‌اما همين جاست، مردم ديگر زندگى زير چادر و مقنه، حکومت مذهبى و ممنوعيت هر آنچيزى که با انسانيت و آزادى قاربتى دارد را نميخواهند. از آن متنفرند و ميخواهند که اين رژيم توحش اسلامى را به زير بکشند. از خاتمى و خامنه‌اى و همه سابقا پاسدارها و امروز روزنامه‌نگار شده‌ها گرفته تا سپاه پاسدارانى‌ها و آنها که شلنگ‌تخته خروج از حکومت را راه انداخته‌اند، همه اينرا ميدانند. مردم، ما، زنان و جوانان و کارگران هم اينرا ميدانيم.

مسئله اما براى همه آنها نجات رژيم اسلامى و به خانه فرستادن مردم است. اعدامهاى اخير رژيم تلاشى مجدد براى حفظ خود و به نظر من روحيه دادن به صفوف داغانشان است. مى‌خواهند نشان دهند که هنوز قدرت سرکوب و کشتن دارند، که هنوز جمهورى اسلامى در ايران حاکم است. جمهورى اسلامى که در امواج نفرت مردم دست و پا ميزند. رژيمى که مردم براى به زير کشيدنش روز شمارى ميکنند. اين موج اخير اعدامها هم به نظر من کمکشان نميکند به همين دليل ساده که درست در شرايطى که اينها بساط اعدام علنى را راه انداخته‌اند، دانشجويان به اعتراضات خود ادامه‌ميدهند، به اين دليل روشن که کارگران درست در همين شرايط براى تحقق خواسته‌هايشان دست به اعصاب ميزنند، به اين دليل که جوانان درست در همين شرايط به قوانين اسلامى اين حکومت گردن نميگذارند و اين توازن قواى واقعى امروز در ايران است.اما مستقل از تمام اين جوانب، جلوى اين اعدام‌ها را بايد گرفت. بايد درست همانجا که اينها ميخواهند بساط اعدام راه بياندازند، چوبه‌هاى دار را برسرشان خراب کرد! بايد جان انسانهايى که در معرض مرگ قرار گرفته‌اند را نجات داد. بايد نشان داد که ديگر هيچ آدمکشى را تحمل نميکنيم. اعتراضاتمان را گسترش دهيم. هر اعتراض متشکل ما براى رسيدن به اهدافمان توازن قواى حاضر را به نفع ما و به ضرر رژيم اسلامى تغيير ميدهد. روحيه عوامل رژيم اسلامى از بالا تا پائين خرابتر از آنست که بتوانند طولانى مدت به اين سياست خود ادامه دهند. گسترش اعتراضاتمان شرايط را براى همه‌شان بدتر ميکند. مبارزاتمان را بايد متشکلتر و متحدانه‌تر کنيم.

هر اعتراضى در هر گوشه کشور بايد با موج حمايتهاى سراسرى روبرو شود. جلوگيرى از موج اخير اعدامها ابعادى جهانى هم دارد. بايد جمهورى اسلامى را در سرتاسر جهان رسوا کرد. بايد به همه مردم دنيا نشان داد که ترور اسلامى از ١١ سپتامبر آغاز نشد، که مردم ايران، زنان و جوانان بيست و چند سال است که رودرروى وحشى‌ترين رژيم ترور اسلامى ايستاده‌اند که مردم در ايران خواهان سرنگونى رژيم اسلامى هستند و اصلاحات در رژيم اسلامى دروغى بيش نيست. بايد دولتهاى غربى که به اين بهانه دست از حمايت رژيم اسلامى نميکشند را رسوا کرد. اين کار را حزب کمونيست کارگرى ايران آغاز کرده است. شنبه گذشته اکثر پاتختهاى کشورهاى اروپايى و آمريکايى شاهد تظاهراتهاى بزرگى به فراخوان اين حزب بودند. تظاهراتهايى که با استقبال وسيع مردم روبرو شد.جامعه‌اى که در آن خبرى از سرکوب و اعدام نباشد قابل ساختن است اگر که ما تک تک انسانهايى که خواهان زندگى آزاد و برابر هستيم دست در دست هم دهيم و سرنوشت خود را به دست خود گيريم بايد بيشتر از هميشه با تنها نيرويى که بساط چوبه‌هاى دار را در ايران براى هميشه جمع ميکند، با حزب کمونيست کارگرى ايران و سازمان جوانان کمونيست تماس گرفت.

۲۱-۱۰-۲۰۰۲