سازمان جوانان کمونيست چه حکومتى را پيشنهاد ميکند؟

اوت ۲۰۰۲

دوستان عزيزى از تهران سوال کرده‌اند:

" آيا وقتى که حکومت اسلامى سرنگون شد، سازمان جوانان کمونيست چه حکومتى را پيشنهاد ميکند؟ و آيا خودش را کجاى اين حکومت ميبيند؟ ميخواهد فقط به‌عنوان يک حزب در ايران باشد يا به‌عنوان يک حکومت؟ و آيا سازمان جوانان کمونيست به حکومت جديد چشم دارد يا اينکه فقط ميخواهد مردم ايران به آزادى و دمکراسى برسند؟

حکومتى را که ما، سازمان جوانان کمونيست ميخواهيم جمهورى سوسياليستى است. اصول اين حکومت و ارکان آن به روشنى در برنامه "يک دنياى بهتر" ، برنامه حزب کمونيست کاًرگرى ايران طرح شده‌اند که عبارت است از:

"١- برقرارى يک ساختار سياسى مبتنى بر دخالت مستقيم و مستمر مردم در امر حاکميت.

٢- برقرارى حقوق و آزاديهاى سياسى و مدنى وسيع، بيقيد و شرط و تضمين شده و برابر براى همه. رفع هرنوع تبعيض بر اساس جنسيت، تابعيت، تعلقات قومى و ملى و نژادى و مذهبى، سن و غيره.

٣- به اجرا در آمدن موازين اقتصادى و رفاهى عمومى، و همچنين يک قانون کار پيشرو، که بالاترين سطح زندگى و رفاه و امنيت اقتصادى مردم را به نظام سرمايه دارى حاکم تحميل کند.

٤- تصويب قوانين و اقداماتى که به وسيع‌ترين و ريشه‌اى ترين شکل افکار و راه و رسم‌ها و اخلاقيات ارتجاعى، تبعيض آميز و حقارت آور را برجيند و برقرارى فرهنگ و ارزشها و روابط انسانى هرچه آزادتر و آزاد انديشانه‌تر را ممکن کند.

٥- برقرارى موازين و قوانينى که ايران را به يک کانون تقويت و حمايت از مبارزات آزاديخواهانه، معيارها و ارزشهاى انسانى پيشرو و مبارزات کارگرى و سوسياليستى در سراسر جهان بدل سازد." (از برنامه يک دنياى بهتر)

مقايسه تک تک اين نکات با آنچه که ديگران براى آينده ‌ايران توصيه ميکنند، عمق انسانى و واقعى بودن اين ارکان را نشان ميدهد. من همينجا همه اين دوستان عزيز را به خواندن اين برنامه دعوت ميکنم.

براى برقرارى چنين جامعه ‌آزادى، ما در قدم اول حزب کمونيست کاًرگرى ايران را در قدرت ميخواهيم. حزبى که دامنه نفوذش بسيار فراتر از امروز است. سازمان جوانان کمونيست تلاش دارد که بخش راديکال و انقلابى جنبش جوانان در ايران را براى تقويت اين آلترناتيو سوسياليستى گرد خود متشکل کند و تعداد هرچه بيشترى از جوانان را به ايجاد چنين جامعه‌اى مجاب کند. ما در کنار حزب کمونيست‌کارگرى ايران و تمام انسانهايى که با اهداف اين حزب موافق هستند براى ايجاد جمهورى سوسياليستى و به قدرت رسيدن حزب کمونيست کارگرى ايران تلاش ميکنيم.

حزب کمونيست کارگرى با بقدرت رسيدن خود شوراهاى مردمى را به قدرت ميرساند. ما ارکان اين حکومت را در برنامه يک‌دنياى بهتر چنين تعريف کرده‌ايم:

"حکومت شورايى

دوارن معاصر بيش از هر زمان بيحقوقى واقعى مردم و ظاهرى بودن دخالت آنها در امر حکومت در دمکراسى‌هاى ليبرالى و پارلمانى را به نمايش گذاشته است. جامعه‌اى که بخواهد دخالت توده وسيع مردم را در دولت و در تصويب و اجراى قوانين و سياستها تضمين کند، نميتواند بر پارلمان و سيستم دمکراسى نيابتى استوار باشد. اعمال حاکميت در سطوح مختلف، از سطح محلى تا سراسرى بايد توسط شوراهاى خود مردم انجام شود که همه هم به مثابه قانون‌گذار و هم مجرى قانون عمل ميکنند. عاليترين ارگان حکومتى کشور کنگره سراسرى نمايندگان شوراهاى مردم خواهد بود. هر فردى بالاى ١٦ سال عضو صاحب راى شوراى محلى خود محسوب ميشود و حق دارد خود را براى کليه مقامات و پست‌هاى شوراى محلى و يا نمايندگى در شوراهاى بالاتر کانديد کند." (از برنامه يک دنياى بهتر)

حقوق ما کمونيستهاى کارگرى در اين شوراها به مثابه افراد درست برابر با حقوق هر عضو ديگر اين شوراها خواهد بود. نقش ما اما به مثابه حزب کمونيست کارگرى ايران و يا سازمان جوانان کمونيست تلاش در به تصويب رساندن اهداف و قوانينى هستند که به روشن‌ترين شکل در برنامه "يک دنياى بهتر" بيان کرده ايم. تلاش خواهيم کرد که اين اهداف را به تصويب شوراهاى محلى و سراسرى مردم برسانيم، راهش هم بحث و اقناع است.

اين روند امکان دارد که يکروزه صورت نگيرد، حزب کمونيست کاًرگرى ميتواند در قدرت سهيم باشد، ميتواند به دلايل معين سياسى و اجتماعى در اپوزسيون قرار گيرد ولى اين براى ما دوره گذارايى خواهد بود که بايد به کسب قدرت سياسى از طرف اين حزب و حاکميت شوراهاى مردمى منجر شود. ما براى قدرت سياسى در ايران ميجنگيم.

سازمان جوانان کمونيست و حزب کمونيست کارگرى ايران که سازمان ما وابسته به آن است، خواهان وسيع ترين آزادى‌هاى سياسى، اجتماعى و اقتصادى هستند. براى تضمين اين آزادى‌ها، ما کمونيستهاى کارگرى دست روى دست نميگذاريم. ما در عين کار روشنگرانه‌ وسيع، مردم و کارگران، جوانان و زنان را براى رسيدن به اين اهداف سازمان ميدهيم و به مبارزه متحد و متشکل فراميخوانيم. اين کارى است که ما از ٢٢ سال پيش ميکنيم. تنها اپوزسيون بودن و درباره فوايد اين آزادى‌ها صحبت کردن يعنى ميدان را خالى کردن براى نيروهايى که ميخواهند به نام مخالفت با جمهورى اسلامى ديکتاتورى ديگرى را حاکم کنند. آنچه که تا امروز تاريخ ايران را رقم زده است دست به دست شدن قدرت سياسى در ايران بين نيروهاى سرمايه‌دار و طرفدار سرکوب بوده است. از پادشاهان جلاد گرفته تا جمهورى اسلامى. حزب کمونيست کارگرى ايران ميخواهد که اين بار مانع اين شود که يکبار ديگر اين نيروها بر گرده مردم سوار شوند و سالها خفقان و سرکوب را بر جامعه حاکم کنند. اين امروز بخصوص با بودن اين حزب امرى شدنى و واقعى است.

مقولاتى مثل آزادى و دمکراسى مفاهيمى ثابت نيستند. نيروهاى اجتماعى متفاوت اين مفاهيم را به درجات مختلف و براى اهداف مختلف بارها در شرايط مختلف به اين نوع و يا آن نوع تفسير کرده‌اند.

دمکراسى و آزادى بسته به اينکه چه کسى آنرا طرح ميکند و چه منافع معين سياسى و اقتصادى را نمايندگى ميکند، معانى مختلفى پيدا ميکند.

به دمکراسى نگاه کنيد. اين واژه‌اى است که مثل کش هرکسى به هر جايى که منفعتش ايجاب ميکند ميکشد. به نيروهاى "ليبرال-اسلامى" نگاه کنيد. براى بخشى از اينها در همان دوران انقلاب مردم عليه حکومت شاه وارد حکومت شاه شدن و سهيم شدن در قدرت را مساوى با عين دمکراسى براى ايران ميديدند. بختيار نماينده اين جريان بود. بخش ديگرى از اين نيروها از ابتداى سرکار آمدن جمهورى اسلامى همکارى با اين رژيم و وزير و وکيل شدن در اين حکومت را با دفاع از دمکراسى و آزادى براى ايران معنى کردند. بازرگانها و يزدى ها و فروهرها از اين دست هستند. يا مثلا دوم خردادى‌هاى امروز شاخ و شانه کشيدن هايشان را باجناح مقابل با نام دفاع از دمکراسى تبيين ميکنند.

واقعيت اين است که درجه دمکراسى و آزاديخواهى هرنيرويى به موقعيت اجتماعى و اقتصادى اين نيرو بستگى دارد. اگر جنابان سرمايه‌دار حکومتشان و نظامشان را در خطر ببينند، خفقان و سرکوب را عين دمکراسى تعريف ميکنند.

بنابراين اين مفاهيم معانى ثابتى ندارند. به آزادى نگاه کنيد. نيرو، سازمان و يا حزبى که مدعى ميشود مدافع آزادى است، يعنى اينکه اين نيرو مدافع برابرى کامل زن و مرد است؟ يعنى اينکه اين سازمان مدافع حق اعتصاب و اعتراض کارگران است؟ يعنى اينکه اگر فردا کارگران اعتصاب عمومى در کشور کردند، با پليس و ارتشش مثل امروز به جان کارگران نمى‌افتد؟ يعنى اينکه آدمها را بر اساس مليتشان تقسيم نميکند؟ و اينکه هر کسى بر اساس اينکه کجا اتفاقا به دنيا آمده است، از اين يا آن حق محروم نميشود؟ يعنى اينکه آنقدر مدافع آزداى هست که اگر شما فردا در خيابان به خدا و اسلام و مذهب و اعتقادات خود اين نيرو انتقاد کرديد و يا اصلا فحش داديد، به‌ايستد و گوش کند و تهييج برعليه شما نکند و جواب بدهد؟ آنقدر مدافع آزادى هست که به خودش اجازه ندهد که در امورات خصوصى آدمها از روابط جنسيشان تا اعتقادات سياسيشان دخالت نکند؟ و هزاران سوال ديگر.

ميبينيد که جواب سازمانهايى که همين امروز دم از آزادى و دمکراسى ميزنند به همين چند سوال ساده متفاوت است.

آنچه که جواب امروز نيروهاى اجتماعى مختلف را به معنى دمکراسى و آزادى توضيح ميدهد، مکان اجتماعى اين نيروها است. نيرويى که مدافع نظام سرمايه‌دارى است، ذاتا نميتواند مدافع آزادى انسانها باشد، اين با شرط بقاى خودش که استثمار کارگران و اکثريت مردم است در مغايرت قرار دارد. اگر قرار است که کيسه پولش سنگين و سنگينتر شود و اگر قرار است که براى اين مردم را مجبور کند تا هرروزه برايش کار کنند، آنوقت نميتواند مدافع آزادى انسانها باشد. انسانها اگر واقعا آزاد باشند اولين اقدامشان ورانداختن حکومت خود اين آقايان خواهد بود. آنها فقط تا آنجايى آزاديخواه و به اصطلاح دمکرات هستند که بتوانند اوضاع را در کنترل خود داشته باشند. دوم خردادى ها نمونه خوبى از اين نيروها هستند. نيروهايى که مدافع غرب و حکومت پسر شاه هستند هم از همين دست اند، آزادى‌خواهى آنها هم درست به اندازه ايجاد امکانات اقتصادى سرمايه‌گذارى غرب در ايران است. اگر نه ٢٢ سال پيش نشان دادند که چه بلايى سر مردمى که حکومتشان را نخواهند مى‌آورند.

تنها نيرويى مدافع واقعى آزادى انسانها است که اساسا نفعى در به بند کشيدن انسانها نداشته باشد. و اين تنها طبقه‌کارگر و کمونيستهاى کارگرى هستند. کمونيستهاى کارگرى نماينده سياسى و اجتماعى طبقه کارکن در جامعه است، نماينده انسانهايى است که هرروزه بخاطر حکومت اسلامى و سرمايه‌دارى زره زره شيره جانشان را ميفروشند، انسانهايى که نه نفعى در حکومت اسلامى دارند و نه نفعى در حکومت شاه داشته اند.

تنها تضمين آزادى کامل براى مردم در ايران به قدرت رسيدن حزب کمونيست کاًرگرى ايران و برقرارى جمهورى سوسياليستى است. بشريت امروز و بخصوص در ايران بعد از سرنگونى جمهورى اسلامى لايق زندگى بدور از استثمار، سرکوب و خفقان است و اين همانطور که گفتم امروز امرى واقعى و شدنى است. کسى که طرفدار واقعى آزادى در ايران است، بايد طرفدار به قدرت رسيدن حزب کمونيست کاًرگرى ايران باشد.