جواب به نامه‌های شما، جوانان حکمتیست

سپتامبر ۲۰۰۴

مایلم با مجله شما همكاری داشته باشم

" سلام، من از كردستان تماس میگیرم. گاه گاهی برای مجلات كردی در ایران مقاله مینویسم یا ترجمه میكنم. مایلم كه با مجله شما نیز همكاری داشته باشم. آیا اگر مقالاتی برای شما بفرستم یا ترجمه كنم میپذیرید و چاپ میكنید؟

با تشكر امید احمدی - كردستان"

 

امید عزیز، ما حتما از هر نوشته یا مقاله ای كه برای ما ارسال شوند استقبال میكنیم و از این مقالات استفاده خواهیم كرد. حتما سعی كنید برای ما در رابطه با جوانان در كردستان، مساﺋل آنها و نكاتی كه در این رابطه به نظرتان میرسد برای ما بنویسید. حتما از آنها استفاده خواهیم كرد.

یك خواهش

"بهرام عزیزم،

یک خواهش داشتم که امیدوارم اون را نه فقط برای این بار بلکه برای هر پلاتفرم دیگر یا هر برنامه عملی دیگری هم اجرا کنی و اون بحث و جدل و مشارکت و صحبت در مورد پلاتفرم ها هست که می تواند از طریق اینترنت انجام پذیرد. باید هر رفیقی نظر خود را در مورد بند بند پلاتفرم بیان کند و راه حل های عملی خود را تبیین کند. شاید از این بین به نتایج خیلی درخشانی رسیدیم. شدیدا می خواهم به سازمان جوانان حکمتیست کمک کنم و عملا در آن دخالت کنم. چون خودم را مال سازمان جوانان حکمتیست و سازمان را مال خودم می دانم. از تو خواهش دارم حتما این کار رو ترتیب دهی. می توان جلسات روتین داشت و در مورد برنامه های مشخص و حتی در مورد یکی از بندهای پلاتفرم صحبت کرد. این کارها باید با دخالت رفقای داخل انجام شود.

شخصا از درنیومدن جوانان حکمتیست-٢ ناراحت هستم. تمام تلاش خودم رو می کنم و طی صحبتی با رفیق فواد ازش می خوام کارهایی که می توانم برای نشریه انجام بدم رو دقیقا مشخص کنه. حتی تصمیم دارم چند پیشنهاد بدم برای داشتن صفحات متنوع و جذاب در نشریه. فقط خودت از نظر صفحه بندی یک کم بیشتر نظارت کن. می دانم یکی دو شماره اصلا قضاوت درستی را به دست نمی دهد اما اشکالات هر چه زودتر برطرف شود بهتر است.

راستی رفیق، در مورد این حرف کورش مدرسی به قول حککا که گفته "سوسیالیسم مردم رو رم میده" یک کم برام توضیح بده که مثل اینکه تو یکی از نوارها هست. حککا روی این مسئله خیلی مانور می دن و میخوام کلیت این بحث رو بدونم. برام تا حد امکان توضیح بده. چون سرعت اینترنت هم پایینه سخت میشه خود نوار رو گوش داد.

 مرسی

رفیقت…... - تهران"

 

رفیق عزیزم. ممنون از نامه پر محبتت و چه خوب است كه این سازمان را سازمان خودت میدانی. این سازمان متعلق به تو و هزاران جوانی است كه تا همین امروز دست در دست این سازمان گذاشته اند. من جدا آرزو دارم در روزی كه دفاتر علنی این سازمان را در تهران دایر میكنیم در روزی كه جشن سرنگونی رژیم اسلامی را میگیریم. همه مان با هم كاری را كه تا اینجا جلو برده ایم را به سرانجام برسانیم. آن روز اول حتما قبل از هر چیز كیلاسهایمان را به مناسبت پیروزیمان بلند خواهیم كرد. تا آن روز اما اجازه بده به نكاتی كه اشاره كرده ای بپردازم:

 

من همانطور كه در مصاحبه با نشریه جوانان حكمتیست شماره یك گفتم، پلاتفرم ما در واقع بر اساس كارهای تاكنونی ما از یكطرف و پیشنهادات رفقای ایران از طرف دیگر نوشته شده است. در این رابطه به نظر من هم حتما باید بیشتر صحبت كرد و جوانب مختلف اجرایی و سیاسی این پلاتفرم را روشن كرد و بلافاصله پای اجرای آن برویم. راستش از همان زمان تصویب این پلاترفم پای اجرای آن رفتیم. نكته مهمی كه تو به درستی به آن اشاره كرده ای دخالت رفقا از ایران در تدقیق و روشن كردن طرایف اجرای این پلاتفرم است و در این رابطه حتما هم تو هم رفقای دیگر باید اظهار نظر كنند. برای این حتما امكانی را تهیه خواهیم كرد. باید حتما از اینتر نت استفاده كرد. ما حتما جلساتی را در این باره ترتیب خواهیم داد و همه را مطلع خواهیم كرد. به نظر من اتفاقا اظهار نظر رفقایی كه خود مستقیما دست اندر كار اجرای این پلاتفرم در محل هستند برای ما حیاتی است.

 

نكته مهمتر از این دخالت رفقای ایران در سوخت و ساز سازمان جوانان كمونیست - حكمتیست است. این را حتما باید تامین كرد. راهش را باید البته پیدا كنیم. راهی كه كمترین خطر امنیتی را برای شما داشته باشد. در این رابطه نامه جداگانه ای برایت ارسال شد. من میخواهیم از فرصت استفاده كنم و از همه خوانندكان نشریه بخواهم كه نظراتشان را در رابطه با آن پلاتفرم برای ما ارسال كنند. همانطور كه گفتم در رابطه با خود این پلاتفرم هم حتما جلساتی را برگزار خواهیم كرد و همه را به موقع از این جلسات مطلع خواهیم كرد.

 

جوانان حكمتیست ٢ هم چاپ شده است. فكر كنم شاید دیر به دستت رسیده باشد كه حتما باید این مشكل را حل كنیم. فواد عبداللهی حتما به كمك تو و همه رفقای دیگر محتاج است و حتما با او تماس بگیر. در رابطه با اینكه از كورش مدرسی نقل میشود كه گویا او مدعی شده است كه سوسیالیم مردم را رم میدهد! مطالب زیادی هم از طرف خود او و هم رفقای دیگری نوشته شده است. من اینجا بخشهایی از نوشته خوب رفیق محمود قزوینی را میاورم و تو و همه رفقا را به خواندن كل این نوشته در سایت حزب و ایسكرا رجوع میدهم. نام مقاله "آیا كورش مدرسی سوسیالیسم فوری را زیر سوال برد" است. اینجا بخشهایی از نوشته او كه فكر میكنم جواب سوال تو را بدهد:

 

" در شانتاژهاى دور اخير بر عليه رفيق کوروش، برخى از رفقا به يک فاکت از کوروش تکيه ميکنند که گويا رفيق کوروش در آن توضيح ميدهد که ما بعد از بقدرت رسيدن نميتوانيم به سرعت به لغو کار مزدى دست بزنيم. دوت موقت کارگرى وظيفه اقتصادى تاريخى ندارد. اين کفر گويى بلشويکى بهانه اى به دست کسانى که مخالف قدرت گيرى حزب و يا در شکل تئوريکتر آن مخالف در استراتژى قرار گرفتن قدرت گيرى حزب و تئورى حزب و قدرت سياسى هستند، داد تا اعلام کنند رفيق کوروش مخالف برنامه حزب است و خواهان لغو کارمزدى نيست. معلوم است کسى که مخالف در استراتژى قرار گرفتن کسب قدرت توسط حزب و نيروى اقليت فعال مبارز ميباشد، نميتواند از چگونگى يکسره کردن مسئله قدرت تصويرى داشته باشد. کسانى که استراتژى حزب را برقرارى حکومت مطلوب، حکومت متعارف قرار ميدهند، نميتوانند از حکومت دوران انقلاب و حکومت موقت که با برقرارى قدرت به دست اقليت فعال يا حزب برقرار ميشود تصويرى داشته باشند. من قبلا نوشتم پايه تئوريک اينها از قدرت گيرى حزب، تئورى ايرج آذرين و منشويکها و کلا ليبراليستى است. اينها تصويرشان اين است که حزب شوراها و طبقه کارگر را براى کسب قدرت رهبرى ميکند و پس از کسب قدرت ديگر طبقه حکومت کننده شروع به اجراى برنامه خود ميکند. همانگونه که در قدرت گيرى حزب فرياد بر مياورند که قدرت گيرى حزب، حکومت حزبى و حکومت غيرشورايى را بدنبال دارد و نبايد اين نوع قدرت گيرى در استراتژى ما قرار گيرد، وظايف دولت موقت يا دولت غيرمتعارف را هم از اهداف برنامه اى اتخاذ ميکنند. اما همه بحث اين است که دولت موقت کارگرى، دولت حزبى، دولت تشکل قيام کنندگان، دولتى سلبى است نه اثباتى. تا قبل از آن حزب در اپوزيسيون مشغول بسيج و سازماندهى طبقه بود و پس از کسب قدرت بسيج و سازماندهى طبقه کارگر از بالا ادامه ميابد. منصور حکمت ميگويد در دورانى که جامعه به طرف سلب حاکميت ميرود، ما نبايد با شعار اثباتى، جنبش مردم را تجزيه کنيم. دولت سلبى، دولت کارگرى که تازه با نيروى حزب قيام کننده تشکيل شده است، وظيفه اقتصادى ندارد. اين دولت ادامه مبارزه و قيام مردم براى سرنگونى رژيم است. دولتى که بلافاصله جايگزين دولت سرنگون شده ميشود، متکى به قيام مردم است و نه فلان نوع نهاد انتخابى منبعث از مردم. اين ارگان مبارزه در راه پيروزى بيدرنگ انقلاب و دفع بيدرنگ تلاشهاى ضدانقلابى است. اين دولت ارگان عملى کردن اهداف تاريخى طبقه کارگر نيست. منصور حکمت مينويسد: « تبليغ قيام بدون درک ضرورت تشکيل يک دولت انقلابى، آنهم به بهانه فرمول کليشه اى ژرف انديشانه در خصوص رابطه دولت و زيربناى اقتصادى، يک عوام فريبى ليبرالى و يک شکست طلبى روشنفکرانه است.» (منصور حکمت، دولت در دوره انقلابى).

حکومت کارگرى دو دوره مهم و کمابيش متمايز را در بر ميگيرد. در دوره اول که درست پس از قيام مردم و قدرت گيرى حزب است، دوره اى است که دولت کارگرى بمثابه يک دولت موقت انقلابى کارگران عمل ميکند. وظيفه و الويت اساسى اين دولت سرکوب مقاومت محتوم نيروهاى مغلوب است که براى سرنگونى دولت کارگرى خيز برميدارند. اين دولت ارگان اهداف تاريخى طبقه کارگر در زمينه اقتصادى نيست. دولت موقت کارگرى با به ميدان آوردن طبقه کارگر و تثبيت خود و تشکيل ارگانهاى حکومتى متعارف طبقه کارگر مانند شوراها، جاى خود را طى پروسه اى به دولت متعارف کارگرى ميدهد. وظيفه لغو کار مزدى، وظيفه دولت طبقه کارگر، بمثابه يک طبقه است و نه وظيفه دولت موقت برخاسته از قيام.

رفقاى ما با جابجايى وظايف دولت سلبى و دولت اثباتى و يا به عبارتى ديگر دولت انقلابى موقت و دولت متعارف خودشان را گيج ميکنند. تئورى حزب و قدرت سياسى را زير سوال ميبرند، فريادشان از برقرارى حکومت حزبى به هوا ميرود، براى دولت سلبى وظيفه دولت اثباتى را قرار ميدهند و.....

 

دولت سلبى(دولت انقلابى) ابزار تحقق دولت اثباتى(متعارف)

اگر ما با جنبش سکولاريستى و ضد مذهبى مردم و يا با جنبش جوانان و يا کلا جنبش سرنگونى قدرت را گرفتيم، دولت نتيجه اين قدرت گيرى دولت سلبى است. دولتى که دولت مطالبه شده در برنامه بايد مطالبه اين دولت سلبى باشد. اين دولت در برنامه نيست و نميبايست هم باشد. بقول رفيق حکمت اين دولت مانند حزب و يا ارتش کارگرى است. «دولت اکنون ديگر مانند حزب، مانند ارتش انقلابى و ميليتس توده اى ابزارى براى پيشروى در امر مبارزه انقلابى و تغيير تناسب قواى سياسى است. مشخصات «دولت متعارف» براى توصيف دولت دوره گذار ديگر مناسب نيست» (منصور حکمت، دولت در دوره هاى انقلابى)

پس دولت موقت انقلابى مانند حزب و ارتش انقلابى است و نه مانند ارگانهاى متعارف نظام اقتصادى و سياسى خاصى. اين دولت ابزارى براى پيشروى در امر مبارزه انقلابى و تغيير تناسب قواى سياسى است، نه خود دولت مطالبه شده در برنامه. تمام بحث رفقا در رجوع به برنامه و کمک طلبيدن از برنامه، نفهميدن اين نکته و حاکم بودن ديدگاه منشويکى و ايرج آذرينى بر آنهاست، که ميخواهند مستقيما به دولت متعارف نقب بزنند.

رفيق منصور حکمت دولت موقت انقلابى را تشکل قيام کنندگان مينامد و مينويسد«ارگانهاى قيام، از بالا تا پايين، لزوما ارگانهاى اداره جامعه در «رژيم سياسى مطلوب» نيست. اين دومى چه بسا هنوز به درستى شکل نگرفته باشد و يا تنها در اولين مراحل پيدايش خود باشد. آرايش سازمانى و تشکيلاتى که طبقه انقلابى براى سرنگونى گرفته است، لزوما و به احتمال زياد قطعا، همان آرايشى نيست که اين طبقه در رژيم سياسى مطلوب به خود ميگيرد.

«اين خاصيت هر دولت موقت انقلابى واقعى است که تشکل فعالترين بخش طبقات انقلابى، يعنى قيام کنندگان بالفعل باشد. اين انتظار «دموکراتيک» که ديکتاتورى پرولتاريا در روز ٨ نوامبر يک ساختار دموکراتيک و انتخابى داشته باشد و تشکل دموکراتيک طبقه کارگر به مثابه طبقه حاکمه باشد، يعنى همانى که مارکس و لنين خود توصيف کرده اند، انتظارى نادرست است.» دولت در دوره هاى انقلابى از رفيق حکمت.

«....از سوى ديگر دولت حاصل انقلاب (دولتى که به هر حال به نام انقلاب تشکيل شده است) نيز به ناگزير بقاء خود را به فوريت نه بر نهادها و ارگانهاى ساخته و پرداخته در دوران غير بحران، بلکه بر ماتريالى متکى ميکند که در طول پروسه انقلاب شکل گرفته است. پروسه احياء يا بازسازى و تکميل نهادهاى متعارف حکومتى خود يکى از شاخص ها و نمودهاى مهم گذار «دولت دوره انقلابى» به «دولت متعارف» است.

دولت در دوره انقلاب بيش از پيش به يکى از اشکال سازماندهى عمل سياسى تبديل ميشود و «اداره امور» به حاشيه رانده ميشود. مطالبات انقلابى در مورد دولت، روش متعارف خاصى از حاکميت را تصوير ميکند: نوع معينى از دموکراسى، نوع معينى از سلسله مراتب اتوريته، نوع معينى از دخالت آهاد مردم در پروسه تصميم گيرى سياسى و اقتصادى، نوع معينى از قانون، حقوق و وظايف فردى و جمعى. اما دولت انقلاب در دوره انقلابى، ابزار تحقق اين «دولت مطالبه شده» است و نه خود آن......اين فاز جديدى از انقلاب براى برقرارى رژيم سياسى مطلوب است ونه خود اين رژيم سياسى. به عبارت ديگر دولت انقلابى در دوره انقلاب، يعنى دولتى که حاصل قيام، و ناظر بر دوره پيروزى سياسى و نظامى قطعى است، با دولت متعارف حاصل انقلاب يعنى رژيم سياسى مطلوب، تفاوت دارد. اين تفاوت نه فقط در روش ها و الويت ها، بلکه همچنين در بافت دولت، ارگانهاى آن، نيروى تشکيل دهنده آن و رابطه عملى آن با طبقاتى که نمايندگى ميکند، وجود دارد.» دولت در دوره هاى انقلابى از رفيق حکمت.

لغو کار مزدى را دولت طبقه کارگر حاکم شده، دولتى که به مستله قدرت سياسى فيصله داده است انجام ميدهد. حزب پس از کسب قدرت بايد طبقه کارگر را براى فيصله دادن به مسئله قدرت سياسى به ميدان آورد. کسب قدرت توسط حزب به معناى پايان يافتن و فيصله يافتن مسئله کسب قدرت نيست. بقول منصور حکمت در زمان کسب قدرت ممکن است اصلا طبقه کارگر با ما نباشد، اعتصاب کارگرى صورت نگيرد و... و با وضعيت جنبش کارگرى در ايران اين احتمال زياد ميرود. ما با احتمال زياد با قرار گرفتن در راس موج جنبش ضد مذهبى و سکولاريستى، يا جنبش لغو حجاب اجبارى و کلا جنبش سرنگونى طلبانه مردم و....قدرت را ميگيريم. اگر نتيجه پيروزى دولتى باشد که حزب ما را سر کار بياورد، ما بايد ضمن حفظ اين نيروى سلبى براى دفع تلاشهاى نيروهاى سرنگون شده، به سرعت براى بسيج و به ميدان آوردن طبقه کارگر دست به کار شويم.

ميتوان قدرت را بدون طبقه کارگر کسب کرد و حتى براى دوره کوتاهى حفظ نمود، اما نميتوان لغو مالکيت خصوصى را بدون حاکم بودن طبقه کارگر، طبقه اى که صاحب هيچ مالکيتى نيست، انجام داد. اگر کسب قدرت سياسى توسط حزب، به طبقه کارگر گره نميخورد، اما لغو کار مزدى، بدون در ميدان بودن طبقه کارگر و بدون حاکميت طبقه کارگر به عنوان يک طبقه که در شوراها متشکل شده است ممکن نيست. براى همين حزب طبقه کارگر موظف است قدرت سياسى در جامعه را با حرکت سلبى، کسب کند، دولت خود را تشکيل دهد و اين دولت چنانچه منصور حکمت ميگويد يکى از اشکال سازماندهى عمل سياسى است. در اين دوران تجزيه جنبش سلبى، موجب از دست دادن نيروى عظيمى ميشود که پشت سر حزب و دولت گرد آمده اند. دولت سلبى که نتيجه پيروزى اين جنبش سلبى است، يکى از وظايف اوليه اش خنثى کردن تلاشهاى نيروهاى سرنگون شده است و به اين معنا اين دولت ادامه جنبش سلبى است. بايد حزب ما که دولت را در دست دارد، تلاش کند از بالا و با توسل جستن به اين شکل سازماندهى عمل سياسى، يعنى دولت، جنبش اثباتى خود، طبقه خود را ميدان آورد. اگر در کسب قدرت سياسى، سوال طبقه شما کو، شوراى شما کو يک کلاهبردارى قديمى ليبرالهاست، در لغو مالکيت خصوصى و برقرارى سوسياليسم ديگر سوال طبقه شما کو، دولت طبقه شما يعنى شورا و يا کمون کو معنا دارد. حتى در اين مورد معنا دارد هم کم است. اساسا بايد چنين باشد. براى آغاز پروژه لغو کار مزدى بايد پلارازاسيون طبقاتى صورت گرفته باشد و طبقه کارگر به ميدان آمده باشد. اگر کسى اين را فهميده باشد که نبايد در دورانى که بايد جنبش سرنگونى و قدرت گيرى را بر اساس شعارهاى سلبى سازماندهى کند، به تجزيه جنبش دست بزند، نميتواند يک روز پس از قدرت گيرى، بدون پلاريزاسيون طبقاتى نميتواند به اجراى برنامه اقتصادى سوسياليستى دست بزند.

بدون حاکميت طبقه کارگر به عنوان يک طبقه نميتوان از لغو کارمزدى حرف زد. ميتوان و بايد با جنبش سکولاريستى، با جنبش ضدمذهبى، با جنبش برابرى زنان، با جنبش جوانان و غيره و اساسا بر پايه ماتريال موجود براى قدرت گيرى، قدرت را کسب کرد، اما نميتوان بر اساس و با تکيه به اين جنبش ها سوسياليسم را اجرا کرد. براى کسب قدرت ميتوان حتى با قرار گرفتن در راس جنبش رفع ستم ملى قدرت را کسب نمود. اما روشن است براى اجراى برنامه سوسياليستى طبقه کارگر بايد دولت موقت و يا سلبى را به عنوان يک شکل سازماندهى عمل سياسى به خدمت گرفت و پلاريزاسيون طبقاتى را انجام داد و براى گذار از دولت موقت و سلبى به دولت متعارف و اثباتى گام برداشت.

معلوم است رفقا از درک ساده مسائل اجتماعى و منافع طبقات اجتماعى عاجزند. روشن است اگر حزب کمونيستى با بهره گرفتن از جنبش دهقانى براى زمين قدرت را کسب کرد، نميتواند اين جنبش را براى لغو مالکيت خصوصى بکار ببرد، اگر حزبى با جنبش برابرى زنان، شورش بر عليه حجاب اجبارى، نابودى دولت مذهبى قدرت را کسب کرد، نميتواند از اين جنبشها براى منظور لغو مالکيت خصوصى بهره گيرد. حزب سياسى که طى چنين پروسه هايى به قدرت ميرسد، بايد در درجه اول به تلاش نيروهاى سرنگون شده براى اعاده قدرت پاسخ دهد و اين دولت همچنان دولت سلبى است. آيا حکومت خود را حکومت سوسياليستى اعلام ميکنيم؟ بله. اما منافع طبقات و اقشار با اعلام اين و آن حکومت اين طرف و آنطرف نميشود. بسيارى از اقشار غير کارگرى از حکومت سوسياليستى ما همان رفاه و آسايش و آزادى را براى خودشان برداشت ميکنند و اين را در نظر دارند. حکومت سوسياليستى که يک پاى آن در جنبش براى زمين است مجبور است با مطالبات دهقانان براى زمين سازش کند که خود را نگه دارد تا طبقه خود را براى نابودى مالکيت به ميدان آورد.

 

در ذهن رفقاى ما همه چيز وارونه شده است. بحث حزب و قدرت سياسى را نميتوانند بپذيرند، چون معتقدند امتداد اين بحث به استراتژى حزب، نتيجه اش حکومت حزبى ميشود و به اين خاطر مانند ايرج آذرين استراتژى حزب را نه کسب قدرت توسط اقليت، بلکه کسب قدرت با شورا و طبقه کارگر ميپندارند"

 

نشریات را پخش كردیم

" رفیق بهرام سلام، ما نشریات كمونیست، اكتبر و جوانان حكمیست را در شهرهای سقز، سنندج و بوكان پخش و به دست رفقای حكمتیست دیگر رساندیم. لطفا منظما این نشریات را برایمان ارسال كنید.

با تشكر شیركو سلطان - سقز"

شیكوی عزیزم. پخش نشریات امروز برای ما اهمیت بسیار زیادی دارد. حتما این كار را گسترش دهید و حتما از خوانندكان این نشریات بخواهید كه نظرات و پیشنهاداتشان را برای ما بفرستند. دست همه تان را میفشارم.

 

حکومت اعدام را به زير کشيد!

ابراهيم وطندوست

"جمهورى اسلامى موج جديدى از اعدام ها را آغاز کرده است. بنا به گفته روزنامه هاى حکومتى از ابتداى سال ٨٣ تا آخر تيرماه، هشتاد و پنج نفر اعدام شده اند. در مرداد ماه امسال ٢١ نفر که در ميان آنها نام يک دختر شانزده ساله (عاطفه) نيز ديده مى شود، اعدام شده اند. علاوه بر آن ٨ نفر نيز به اعدام محکوم شده و در انتظار مرگ هستند. اغلب اعدام ها در کوچه و خيابان در برابر چشمان حيرت زده مردم صورت گرفته است. اين اعمال وحوش اسلامى براى مردم تازگى ندارد. بيش از دو دهه و نيم است که ارمغان اين جانوران اسلامى براى مردم، چيزى جز شکنجه و اعدام و کشتار نبوده است. مى خواهند سيل مبارزه و پيشروى جوانان و زنان و کارگران و کل جامعه براى آزادى و برابرى را مرعوب قوانين پوسيده هزاران سال پيش کنند و به عمر ننگين خودشان ادامه دهند. اينها انسان را پست و بى ارزش کرده اند. قوانين اسلامى هميشه ابزار مستقيم کشتار جمعى و گرفتن جان و آزادى انسانها بوده است. اگر کسى هنوز در صحت اين امر ترديد دارد، به آمار کشته شدگان و نسل کشى همين چند سال اخير در ايران و عراق و افغانستان و الجزاير نظرى بيافکند.براى ما جوانانى که دخالت مذهب را در به مسلخ بردن و نابودى و اعدام صدها هزار نفر به عينيه ديده ايم، مبارزه براى به زير کشيدن اين جانيان امر جدى و اساسى و عاجل ما است. ما به عنوان مدافعين پيگير آزادى و برابرى و حرمت انسان ها، خواهان جارو کردن اين فاشيسم قرن ٢١ هستيم. نبايد اجازه داد که بيش از اين دست کثيف حکومت اسلامى به هيچ جوان، دانشجو و معترض و مخالفى برسد. نبايد اجازه داد هيچ دستگيرى، زندانى، شکنجه و اعدامى صورت بگيرد. دير نيست روزى که مردم گريبان قربانيان فاشيسم اسلامى را بگيرند.جمهورى اسلامى و عمر کثيفش را بايد پايان داد. بايد اسلام و قوانين گند و ضد بشرى اش زير ضرب جنبش جوانان راديکال و ضد مذهبى قرار گيرد. دير نيست روزى که پرونده سياه اين جانيان در مقابل وجدان بيدار انسانى در کل دنيا رو گردد.."

 

ابراهیم عزیز. ممنون از نوشته زیبایت. حتما بازهم برایمان بنویس

 

من بزودی بر میگردم

" سلام بهرام جان، میشه از جریانات اخیر حزب برایم بیشتر توضیح دهی؟ من بزودی برمیگردم ولی با قدرت خیلی زیاد و طرحهایی كه برای آینده ریخته ام. اینها حزب را خیلی خوشحال خواهند كرد. به همه رفقا سلام برسانید.

عیسی زویا - تهران"

 

عیسی عزیزم. دررابطه با جریانات اخیر در حزب نامه مفصلی برایت ارسال شد. در خود این نشریه هم مقاله زیبایی از مهرنوش موسوی هست. حتما به آن مراجعه كن. عیسی جان، ما را بیشتر از این منتظر طرحهایت نكن. ما مشتاقانه در انتظار طرحهای تو هستیم.

 

منتظر جوابت هستم

" بهرام عزیزم سلام امیدوارم حالت خوب باشه . و امیدوارم برنامه هامون خوب پیش بره. از اینكه مدتی با شما تماس نگرفتم متاسفم چون در مسافرت بودم ولی من ماموریتم رو فراموش نكردهم و چند نفری را با منصور حكمت و حزب آشنا كردم. راستی آیا در مریوان گروهی هست كه با هم همكاری كنیم. اگر هستند میخواهم با هم همكاری كنیم. چون كار برام سخت شده و اگر نیستند، میخواهم یك كمیته تشكیل بدهم و با معرفی افراد مطمﺋن از طرف شما كارها را اینجا جلو ببریم. منتظر جوابت هستم. آورین برومند - مریوان"

 

آورین عزیزم. خوشحالم كه از سفر برگشتی و امید وارم كه خوش گذشته باشد.. و خوشحال ترم كه كارها را جلو میبرید. دررابطه با معرفی كسانی به شما همانطور كه ما بارها گفته ایم این امروز سیاست ما نیست كه كسی را به كسی وصل یا معرفی كنیم. رژیم اسلامی هنوز سر كار است و متاسفانه هنوز دندان برای گاز گرفتن دارد. بنابراین و درست به همین دلیل ما از این كار امتناع میكنیم. اما كاملا حق داری كه كار به تنهایی سخت است. حتما سعی كن در محیط زندگی خودت با دوستان و آشنایانت جمعی را كه هم نظر تو و ما هستند را تشكیل دهی و با هم مشتركا كار را ادامه دهید. این خطر امنیتی دیگر ندارد. پیدا كردن افراد ی كه بتوان با آنها همكاری كرد در درجه اول كار خود شما در محل است. در این رابطه نامه جداگانه ای برایت ارسال شد.

 

 

شوكه شدم

" سلام بهرام جان. من مدتی دسترسی به اینترنت نداشتم ولی با برگشتنم. بلافاصله برنامه تلویزیونی كانال جدید را دیدم. جدا شوكه شدم! چرا اینها چنین به كورش حمله میكنند؟ آخه كی باور میكنه كه او راست یا طرفدار حجاریان است؟ مصاحبه او را با كانال یك هم دیدم جدا متاسفم كه این رفقا تا این حد سقوط كرده اند. بازهم با شما تماس خواهم گرفت.

فرهاد - تهران"

 

فرهاد عزیزم. ممنون از تماس مجددت. روشی كه رفقای حككا متاسفانه در پیش گرفته اند هر كسی را شوكه میكند. این اما مدت زیادی طول نخواهد كشید. جامعه ای كه شعارهای آزادی و برابری و دفاع از آزادی انسان و سوسیالیسم را از زبان كورش شنیده است به این راحتی این "تبلیعات" را قبول نخواهد كرد. همانطور كه خودت هم گفتی كسی این را باور نخواهد كرد. خود این رفقا باید جواب گوی جامعه باشند.

 

باید مرجع رسیدگی به مشكلات مردم شویم

دوست عزیزمان حامد راد در نامه ای طولانی كه بخشهایی از آنرا میخوانید نوشته اند:

" بهرام جان سلام و عرض ادب. ببخشید و شرمنده كه دیر می نویسم. هم خوشحالم و هم ناراحت از این اتفاق. خوشحال به این خاطر كه حزب گلچین شد و ناراحت به این خاطر كه . . . . نمیدونم.

من مخلص تمام عزیزانی كه دلشان برای آینده بهتر ایران میتپد هستم ( مخصوصا خودت). از اینجا شروع كنم، حزبی كه مردم نیاز دارند یك حزب مردمی است. حزبی كه صدای مردم باشد. آیینه مردم باشد. من همیشه به مسلمانی كه به عقاید من كاری ندارد احترام گذاشته ام. من نه میخواهم عقیده كسی را به زور تغییر دهم و نه میخواهم به عقاید دیگران توهین كنم. وظیفه من است جوری خودم را به این مردم نشان دهم كه فردا روزی اگر كسی ماهواره را روشن كرد و برنامه های حزب را دید بگوید اینها مثل همون حامد هستند. همون حامدی كه هر چند به خدا اعتقاد نداشت اما عقیده محكمتری داشت. . . . .

فكر كنیم كه حامد اصلا از هیچ چیز خبر ندارد. وقتی ماهواره را روشن میكند و برنامه حزب را میبیند، اگر از مشكلات و درد من صحبت كند. جذب خواهم شد. . . . . مشكل مردم گرانی مسكن است. بالا بودن اجاره مسكن است، ناتوانی در خرید مسكن تا آخر عمر است. گرانی لوازم منزل است. گرانی تحصیل است. گرانی مواد خوراكی است. ایستادن در صف شیر و نان است. نبودن كار است. نبود بیمه بیكاری برای جوانان است. نداشتن تفریحگاه مناسب است و . . .

در كدامیك از برنامه های ماهواره در این مورد بحث شده است. منظورم بحث كارشناسی است. كی مجری و كارشناس نشسته اند و در این موارد موشكافانه صحبت كرده اند. بگویند اگر شما در صف شیر می ایستید علت این است. اگر مسكن گران است به این خاطر است و این طوری باید حل شود. . . . .

در ایران یك شبكه تلویزیونی هست به اسم شبكه ٥ یا شبكه تهران كه فقط در تهران نمایش داده میشود. این شبكه شبها یك برنامه دارد كه اسمش را دقیقا یادم نیست (تهران ٥ یا تهران ٢٠ ) این برنامه به مشكلات شهری مردم تهران میپردازد. آنها را بازگو میكند و به گوش مسولین میرساند. جالب اینجاست كه مردم مدام در حال تماس گرفتن با این برنامه هستند و مشكلات خودشان را بازگو میكنند. مجری تلفن ها را جواب میدهد و مشكل آنها را نقد میكند. در آخر از مسول امر میخواهد كه با برنامه تماس بگیرد و جواب دهد و اگر ندهد به صورت زیر نویس در پاﺋین مینویسند كه مثلا فلان مسول جواب نداد. میخواهم بگویم آنچنان مردم را جذب كرده كه مردم حتی شخصی ترین مشكلاتشان را بیان میكنند.

بهرام جان. هر انسانی نیاز به هم درد دارد. نیاز دارد كه جایی را پیدا كند و نعره بزند و گریه كند و مشكلش را بیان كند. چرا ما این همدرد نباشیم؟ حزب كه در خارج دستش بازتر است. شاید اینها مجری نتواند راحت حرف بزند ولی آنجا كه میشود بی پرده و سانسور مسولین را زیر سوال برد. شاید فایده ای نداشته باشد اما این افتخار را داشته ایم كه یك نفر دردش را به ما گفته است. با مردم تلفنی صحبت كنید و در مورد فلان شخص مثلا از شیراز بحث كنید.

مواظب خودت باش و نظرت را بگو. بای حامد راد - تهران"

 

حامد عزیزم. ممنون از نامه پر احساست. میخواهم در مورد نكاتی كه با آنها با تو كاملا توافق دارم صحبت كنم و سپس یك نكته مهم را یاد آوری كنم. به نظر من هم این حزب باید آنچنان حزب مردمی باشد كه هر كسی حتی مشكل شخصی اش را هم بتواند با این حزب طرح كند.باید بلافاصله با خودش فكر كند كه اگر با این حزب یا افراد آن تماس بگیرم یا صحبت كنم میتوانم دردم را بگویم و میتوانم كاری برای تغییر وضعم بكنم. این همان تصویری است كه این حزب اتفاقا در اولین كنفرانس خود گفت كه باید به آن تبدیل شویم. راستش اگر این حزب چنان حزب توده ای نباشد كه مردم اینطور به آن مراجعه كنند، آنوقت سخت است كه بتواند كار جدی در جامعه صورت دهد. این زاویه ای دیگر از همان مباحثات حزب و قدرت سیاسی است كه منصور حكمت طرحش كرد. قدرت حزب تنها مربوط به روزی نمیشود كه دستور قیام را میدهد و خودش دولت تشكیل میدهد. قدرت این حزب باید اتفاقا در آنجایی كه مردم آنرا مرجع رسیدگی به مشكلات خود میدانند هم تامین شود. قدرت اجتماعی حزب! من اینجا قطعنامه درمورد مبانی سازمانی حزب سیاسی مصوب كنفرانس اول حزب را كه در كمونیست شماره یك منتشر شده است را نقل میكنم:

" تبدیل حزب كمونیست كارگری - حكمتیست به یك حزب سیاسی، توده ای و مدرن یك ضرورت تاریخی در سیر پیشرفت كمونیسم كارگری است. چنین حزبی یك ابزار حیاتی در سرنگونی جمهوری اسلامی، تصرف قدرت سیاسی توسط حزب و سازمان دادن انقلاب سوسیالیستی است. حزب ما باید انجام این جهش تاریخی در تحزب جنبش كمونیسم كارگری را تضمین كند.

كنفرانس اول كادرهای حزب كمونیست كارگری - حكمتیست ضمن تاكید بر این ضرورت، ایجاد یك حزب سیاسی وسیع كه اتحاد در اهداف اجتماعی اعلام شده و در برنامه حزب مبنای وحدت آنست را اولویت كار كمیته مركزی حزب میداند. حزب كمونیست كارگری - حكمتیست بیشترین فرجه برای طرح نظرات مختلف و متعدد در چهارچوب عمومی جنبش كمونیسم كارگری و در همان حال وحدت اراده و عمل یك پارچه حزب در اجرای متحدانه سیاستهای مصوب ارگانهای حزب را تضمین میكند"

همانطور كه میبینی ما تبدیل شدن به چنین حزب توده ای را در دستور كار خود گذاشته ایم. جریان كمونیسم كارگری البته در طول حیات خود بارها چنین قدرت بودنهایی را تجربه كرده است. رفقای زیادی از رهبران همین حزب خود در طول بیش از ٢٠ سال مرجع مراجعه مردم به آنها و سازمانشان بوده اند. شخصا در راس مبارزات اعتراضی مردم بوده اند و مردم یك شهر را با جمعیتی بیش از ٥٠٠٠٠ نفر را بدنبال خود داشته اند. رفقایی چون مجید حسینی، عبدالله دارابی، حسین مرادبیگی، حسن قادری و رحمان حسین زاده و غیره كه امروز دیگر همه از اعضای رهبری حزب ما هستند از این جمله اند. ما تجربه تبدیل شدن به جزبی كه مرجع مردم باشد و قدرت مردم باشد را داریم و حزب كمونیست كارگری - حكمتیست را هم به چنان حزبی بدل خواهم كرد. اما اینجا به نكته مهمی كه گفتم میرسیم. نباید فراموش كرد كه ما هنوز در اپوزیسیون رژیم هستیم. برای ما رفع مشكلات مردم از آن دست كه نام بردی بدون اما و اگر یا در گرو سرنگونی این رژیم ویا اینكه ما باید چنان قدرتمند بشویم كه بتوانیم بخشا مناطقی را از دست حكومت خارج كنیم و قوانین خود را اجرا كنیم. ما اگر به قدرت برسیم مشكلات مسكن، رفاه، گرانی، تحصیل و هزاران مشكل دیگری را كه میتوان به آنها اشاره كرد را حل میكنیم. ما جامعه ای را خواهیم ساخت كه در آن خبری از فقر و بیكاری و استثمارو فلاكت نباشد كه در آن انسان، انسان باشد و برده مزدبگیر یك مشت مفتخور نباشد. جامعه ای كه در آن شادی و عشق و برابری و آزادی در هوای آن باشد. ما باید به مرجع حل مشكلات مردم تبدیل شویم شرط آن اما امروز این است كه مردم را قانع كنیم كه این تنها ما هستیم كه میتوانیم به این مشكلات جواب انسانی بدهیم. و همانطور كه گفتی به همین جهت باید به مرجع رسیدگی مردم به شكایاتشان هم تبدیل شویم.

تا آنجا كه به برنامه های تی وی و رادیویی ما مربوط میشود بگذار از قول رفقای مسول این امورات بگویم كه تمام تلاش ما اتفاقا كسب چنین موقعیتی است. امیدوارم بزودی برنامه های تی وی و رادیویی حزب آغاز به كار كنند. بازهم برایمان بنویس.