جواب به نامه‌های شما، جوانان حکمتیست سپتامبر ۲۰۰۴

 

دغدغه های مان

دوست عزیزمان علی راستین طی نامه ای به من و كورش نكات بسیار خوبی را طرح كرده اند. متن نامه علی البته با حذف یك پاراگراف چنین است:

 

"این بحث ها هنوز ایده های کلی من است که باید انجام دهیم. شاید هنوز از نظر جمله بندی و شکل کلی بحث پخته نباشد. اما بحث هایی هست که به نظر من باید فورا در دستور کار ما قرار بگیرد. در هر صورت اینها نظرات من است و می خواهم این ها را به کرسی بنشانم. یا حزب با اینها موافقت می کند یا اینکه باید با آن وارد بحث شد و یکدیگر را قانع کرد.

1 در مورد موضع ما در برابر حزب پیشین باید مساله ای را مد نظر گرفت. قبل از اینکه بخواهم روش برخورد ما را نشان بدهم، می خواهم شما را دعوت به دیدن از منظر دیگری کنم. یک لحظه خود را به عنوان فردی از اجتماع ببینید. به عنوان فردی بیرون از جنبش کمونیسم کارگری قضیه را نگاه کنید. صحنه جالبی است. دو حزب تقریبا با یک نام! هر دو یکدیگر را به کجروی از حکمت متهم می کنند. هر دو اتهام به هم می زنند. با هم جنگ دارند. توی سر و کله هم می زنند. نتیجه چیست؟ این همان تصویر چپ سنتی است که در خانه های سازمانی برای "رفقایش" عربده می کشد ولی در برابر جامعه حرفی برای گفتن ندارد. ما قبل از هر چیز باید به عنوان یک حزب اجتماعی مطرح شویم نه گروه فشار بر روی حزب کمونیست کارگری!!! متاسفانه رفقای حزب پیشین امروز تا الان سیاست خود را بر روی ترویج غیر انسانی ترین اتهامات بر روی حکمتیست ها گذاشته اند. و به نوعی این کار مشغله زندگی سیاسی شان را تشکیل داده است. شاید با گذر زمان این آتش حملات کمتر شود. اما مساله ای که ما نباید از آن غافل شویم این است که جامعه باید ما را به عنوان "منتقد وضعیت موجود" ببینید نه به عنوان افشاگران سیاست های نادرست حزب کمونیست کارگری. البته که نقد و بررسی حزب پیشین باید در کار ما جایی داشته باشد. همان طور که سلطنت طلبان و جمهوریخواهان و مجاهدین را نقد می کنیم. منظور من این است که ما نباید به عنوان "مچ گیر" حزب ظاهر شویم. باید خود را در کالیبر بالاتری ببینیم. به نظر من حزب پیشین پاسیو بود. و به احتمال زیاد حضور کمرنگی در صحنه آتی سیاست در ایران خواهند داشت. خیلی از آن دوستان رفقای شما بودند اما رک رو رو راست باید بگویم که حزب پیشین بجز مصطفی صابر، فاتح بهرامی و حمید تقوایی دیگر آدم خاصی ندارد. حتی این مثلث کالیبر مربع شدن را هم ندارد. پادشاه واقعا برهنه است. وقت زیاد صرف نکنید. کارهای بیشتری داریم.

2 مساله دقیقا به شما (بهرام و کوروش) مرتبط است. شما باید هر ماه در پالتاک جلسات ماهانه برای اعضای کمیته مرکزی و مشاورین و کادر ها بگذارید. ( کوروش برای حزب و بهرام برای سازمان جوانان) نمی دانم قبلا این چیز ها رسم بوده یا نه. ولی باید هر ماه جمع شویم در مورد کار های حزب در یک ماه، کاری هایی که در مدت یک ماه کردیم و کارهایی که باید در ماه بعدی انجام دهیم. اینکه در اهدافمان تا چه حد موفق بودیم. چقدر انجام دادیم و غیره را انجام دهیم. من نمی دانم غیر از این طریق آیا مجراهای دیگر حزب هم وجود دارد که بتوان از آنجا مسوولین را مورد بازخواست قرار داد، با بقیه مشورت کرد، پیشنهاد جدید مطرح کرد، روش های جدید برای پیشروی داد و غیره را مطرح کرد. ولی من جدا از این روش دفاع می کنم. جلسات ماهانه به نظر من روش مناسبی هست که در هر وقت معین (مثلا آخرین یکشنبه هر ماه) باید صورت بگیرد. شاید شما کار داشته باشید. شاید خیلی کار داشته باشید. سرتان شلوغ باشد. اما به نظر من این جلسات ضروری است. هم کادر ها می فهمند که رهبری دارد چه می کند و هم رهبری می فهمد که کادر ها دارند در مورد حزب چه فکر می کنند. نمی دانم چنین کاری در سنت کمونیسم کارگری بوده یا نه؟ اگر نبوده باید حتما باب کنیم.

3 ........

4 مساله ای که می خواهم مطرح کنم را شاید شما دست کم بگیرید. شاید با زدن لبخندی از کنار این پاراگراف گذر کنید. شاید بگویید این موضوع آنقدر مهم نیست که در ردیف "مسائل" قرار بگیرد. مساله توزیع اینترنتی نشریات در داخل کشور است. سایت های ما اگر آغاز به کار کند دیر یا زود فیلتر خواهد شد. بنابر این باید نشریات را به نوعی به داخل کشور رساند. فیلترینگ سایت ها به شدت دسترسی مردم به ما را به امری "حرفه ای" و مخصوص اهل فن تبدیل کرده است. همه نمی توانند فیلتر را دور بزنند، حتی خود من بعضی اوقات می مانم. پس چه باید کرد؟ باید مسوول یا مسوولانی برای توزیع نشریات در ایران انتخاب کرد. ما الان..... هزار آدرس میل داریم که در اختیار یكی از رفقا هست. البته که فرستادن نشریه به این تعداد از افراد در هفته برای یک نفر کار مشکلی هست. باید چند نفر را مامور کرد که نشریه (خود نشریه) را برای مردم در داخل برسانند. ما از این فرصت استفاده نکرده ایم. زمانی توی این مملکت بخاطر اینکه اعلامیه فلان سازمان توی جیب کسی بود اعدامش می کردند، الان شما می توانید بسیار راحت نشریه ای را که در آلمان یا انگلیس در میاید را در کمتر از چند ثانیه در خانه های مردم در ایران بفرستید. کاری بسیار ساده ای را در پیش دارید. یک لحظه مشقت لنین برای فرستادن ایسکرا به داخل روسیه را با فرستادن چند ایمیل مقایسه کنید. متاسفانه رفقای ما این کار را نمی کنند. هم حزب و هم سازمان جوانان باید مسوولین خاص خودشان را برای فرستادن منظم نشریات (در دو فرمت PDF & Html ) داشته باشند. این کار ساده ای است. کم هزینه، کم خرج و البته با بازدهی فوق العاده!

5 مورد پایانی درد دل واقعی است. تلویزیون! من سمپاتی زیادی به اینکه برویم و از تلویزیون های دیگر برنامه بخریم ندارم. همین باعث از بین رفتن سرمایه ها می شود و موجب آن می شود که زمان جمع کردن یک نود هزار پوند دیگر بیشتر و بیشتر شود. راستش به راه انداختن رادیو هم با طول موج کوتاه هم سمپاتی ندارم. الان رادیو دیگر کار بابا بزرگ هاست که کنار کرسی بنشینند و پیچ رادیو را بچرخانند. فضا نسبت به 4 سال پیش که رادیو انترناسیونال را راه انداختیم خیلی تغییر کرده است. مردم با سرعت سرسام آوری دارند به ماهواره روی می آورند. این سرعت حتی خیلی بیشتر از 15 سال پیش است که تازه "ویدیو" را آزاد کرده بودند. خیلی ها ماهواره دارند. چرت است اگر کسی فکر کند ماهواره مال "پولدارها" است. ماهواره به خیلی از محلات جنوبی شهر (مخصوصا شهر های بزرگ) رفته است. قیمتش از تلویزیون کمتر است. از کامپیوتر کمتر است. از موتور سیکلت کمتر است. از ویدیو ضبط کمتر است. از موبایل کمتر است. یک خانواده متوسط با دو ماه جمع کردن پولش می تواند یک دستگاه بخرد (که دارند می خرد). یکی از دوستان من که ماهواره نصب می کند می گوید که هفته ای 25 تا 32 دیش راه می اندازد. اگر روی پشت بام بروید از خانه های مردم مثل قارچ دیش ماهواره در آمده است. بعد درست است که در چنین وضعیتی ما برویم پولمان را خرج رادیوی موج کوتاه نیم ساعت در روز بکنیم؟ حتی رادیو فردا هم که 24 ساعته و 7 روز هفته است برنامه هایش را از طریق ماهواره هم پخش می کند و اکثر شنوندگانش را از این طریق دارد. در ابتدای قرن بیست و یکم نمی شود با ابزار یک قرن پیش به جنگ رفت. به نظر من راه اندازی رادیو موج کوتاه فقط هزینه بی خودی است که در چنین شرایطی دارد به حزب تحمیل می شود. سر و کله زدن به دیوار است.

رفقا. من از این نامه ها زیاد می نوشتم. بهرام خبر دارد. خیلی هایش را به تلویزیون کانال جدید می نوشتم که از این گوش می شنیدند و به به و چه چهی می گفتند و از آن گوش در می کردند. امید وارم که شما لا اقل در مورد این بحث ها فکر کنید. این ها دغدغه های من است و پیشنهاداتی هست که حزب دارم و فکر می کنم باید اولویت های حزب ما باشد.

با تشكر علی راستین"

 

علی جان ممنون از توجهت. سعی میكنم به مسایلی كه طرح كردی بپردازم. در اینكه ما نباید در همان زمینی كه امروز متاسفانه رفقای حزب كمونیست كارگری هستند، باشیم، حق كاملا با تو است. تنها نگاهی به نوشته هایی كه طی این مدت از این رفقا و رفقای ما منتشر شده اند این را بخوبی نشان میدهد. ما از حزب كمونیست كارگری جدا شدیم كه در این زمین بازی نباشیم. متاسفانه رجوع این رفقا به این روشها تنها ثابت میكند كه ما حق داشتیم آنوقت كه گفتیم این رفقا به بستر چپ سنتی بازگشته اند. این هم از همانجا ناشی میشود.

ما در سازمان جوانان كمونیست حكمتیست هم كارهای زیادی برای انجام داریم. در شماره گذشته جوانان حكمتیست، پلاتفرم كارمان را منتشر كردیم. وقت كم است و باید سریعا دست بكار شویم. مسایل مختلفی را باید جواب دهیم. از نوع گسترش سازمان جوانان تا جواب گویی به انواع تشكلهایی كه امروز احزاب بورژوایی مقابل مردم قرار میدهند. من همینجا همه خوانندگان این نشریه را دعوت میكنم كه نظرات و یا سوالاتشان را درباره نكات این پلاتفرم با ما در میان بگذارند.

نكته دوم هم كاملا درست است. ما سابقا سمینارهای اعضا و كادرها را داشتیم. سمینارهایی كه اساسا به ابتكار منصور حكمت فراخوان داده میشدند. این سمینارها برای هم فكری و هم نظری كادرهای حزب حیاتی هستند. متاسفانه در دوره اخیر خود رفقای رهبری حزب كل این ارگانهای حزبی را منحل كردند. حزب از تجمع آگاهانه افرادی كه در ارگانهای مختلف كار میكردند، به جمع كسانی كه روزانه ده ها ساعت فقط پای كامپیوتر مینشینند تبدیل شد. ارگانهای نشسته حزبی به جلسات اینترنتی تقلیل پیدا كردند. و جمع اعضای حزب بجای بحث و تبادل نظر در خانه های حزب و جلسات حضوری به سیاق همین رهبری به پای كامپیوتر و جلسات اینچینی كشیده شدند. ما حتما این سمینارها را دوباره سازمان خواهیم داد و حتما باید راهی برای دخالت رفقایی را هم كه امكان شركت مستقیم در این سمینارها را ندارند را هم حتما فراهم خواهیم كرد.

اما یك نكته دررابطه با اینكه در این جلسات باید ارزیابی و یا باز خواست شود. من با این موافق نیستم. در این جلسات حتما رفقای رهبری حزب یا سازمان جوانان به سوالات و انتقادات گوش میدهند و اگر انتقادی درست بود آنرا قبول میكنند ویا به هر حال جواب خودشان را میدهند. باز خواست اما جایش در این جلسات نیست. هر ارگان رهبری حزب یا سازمان جوانان، ارگان بالاتر از خودی را دارد كه به این ارگان جوابگو است. و بازخواستش ، اگر لازم باشد در این ارگان صورت میگیرد. ما امروز اتفاقا باید بر كار و عمل ارگانهای حزبی تا كید كنیم.

درمورد ارسال نشریات هم حق كاملا با تو است و با رفقای دست اندركار این امر را جلو خواهیم برد. همینجا من از همه خوانندگان نشریه میخواهیم كه لیست آدرسهای مایل را جمع آوری كنند و برای ما بفرستند.

نكاتی كه در رابطه با برنامه تلویزیونی گفته ای جای تعمق دارند. امیدوارم كه در آینده بتوان به آنها رسیدگی كرد. بار هم برایمان بنویس و مرسی

 

سوسیالیسم بلافاصله بعد از انقلاب ناممكن است؟

نوید دوست عزیز ما در گروپ جوانان كمونیست سوال كرده اند:

"بهرام عزیز سلام. برای من سوالی پیش آمده كه امیدوارم مانند همیشه پاسخ گو باشی. من احساس میكنم طرح مسله مجلس موسسان و رسیدن به این نتیجه كه ایجاد مناسبات سوسیالیستی بلافاصله بعد از انقلاب كارگری ناممكن است و اصولا ناموفق بودن انقلاب سوسیالیستی در ایران عدول از سیاست های اصلی كمونیزم كارگری است. لطفا به این شبهات من پاسخ بده

مرسی نوید"

 

نوید عزیزم روشن است كه سوالات شما در فضایی كه متاسفانه رفقای حزب كمونیست كارگری ایجاد كرده اند طرح شده است. حتما درمورد مقولاتی كه شما سوال كرده اید بحث خواهیم كرد ولی پیشا باید سناریویی را كه این رفقا روزانه شیپور میكنند را كنار گذاشت. سناریویی كه چنین كودكانه كنار هم چیده شده است، كسی را قانع نمیكند. بگذریم. من سعی میكنم بخشا در اینجا به "انتقاداتی" كه رفقای حزب كمونیست كارگری امروز دیگر روزانه از رادیو و تلویزیونشان علیه ما میكنند هم جواب بدهم. امیدوارم كه همه این "انتقادات" نظر شما نباشند. اولین سوالی كه برای من طرح است، این است كه طرح مجلس موسسان آیا بخودی خود نادرست است؟ در كجای مباحثات كمونیسم كارگری آمده است كه مجلس موسسان در هیچ كجا نباید طرح شود؟ و آیا چنین پرداختنی به مباحثات كمونیسم كارگری این را به تعدادی " آیه" یا "حكم" كه كسی اجازه زیر پا گذاشتن آنها را ندارد بدل نمیكند؟ آیا این با كمونیسم كارگری كه منصور حكمت پایه ریزی كرد تفاوت ندارد؟ آیا تبدیل كردن كمونیسم كارگری به چنان احكامی ( كه تازه معلوم نیست از كجا آمده اند) خالی كردن كل محتوای دخالتگر كمونیسم كارگری از معنی نیست؟ آیا در این صورت مستقل از اینكه مدافع این احكام چه كسانی هستند، این شما را در كنار آن "چپ" هایی كه سالهاست به فرمولبندی های "آسمانی" خود چسبیده اند نزدیك نمیكند؟ و تازه آنطرف تر آیا بعد از اینكه چنین احكامی را صادر كردید و لیست " وجود دارد" و" وجود ندارد" ها را تكمیل كردید، فكر نمیكنید كه جامعه چنان تغییری كرده باشد كه شما را مجبور كند دوباره بنیشینید و این لیستتان را "تكمیل" یا تغییر دهید؟ در آنصورت نقش شما در جامعه چه خواهد بود؟ فكر نمیكنید كه تا این رفقا به داد این لیستشان برسند احزاب بورژوایی فاتحه انقلاب كه سهل است فاتحه هر ندای آزادیخواهی را هم خوانده اند؟ و فكر نمیكنید كه این درست نقطه تفاوت اصلی كمونیسم كارگری و حكمتیسم با این چپ بی ربط به جامعه است؟ من نمیدانم چه كسی بعد از طرح مجلس موسسان به این چنین نتایجی رسیده است كه شما میگویید؟ این همان سناریوی من درآوردی است كه متاسفانه از طرف رفقای باقی مانده در حزب كمونیست كارگری طرح میشود. جوابتان را لطفا از آنها بخواهید. تا آنجا كه به مباحثات درونی حزب كمونیست كارگری بر میگردد سوال اما این نبود كه مجلس موسسان آری یا نه؟!

سوال این بود كه حزب كمونیست كارگری با چه مكانیزمهایی میتواند خود را به نیروی اصلی و "موقعیت ساز" در جامعه تبدیل كند. ببین نوید جان! ما منشور آزادیهای سیاسی را طرح كردیم. از همه احزاب سیاسی اپوزسیون مطرح در جامعه خواستیم كه آنرا امضا كنند. هدف این بود كه با سرنگونی رژیم اسلامی شرایط سیاسی آزادی برای فعالیت احزاب سیاسی ایجاد شود و مردم بتوانند در این شرایط آزاد انتخاب خود را بكنند. این منشور البته همان زمان هم از طرف همان جریانات چپ هپروتی و بی ربط به جامعه مورد انتقاد قرار گرفت. بما گفتند كه اینها كمونیسم را كنار گذاشته اند و یا اینكه میخواهند با رضا پهلوی اعتلاف كنند و انقلاب سوسیالیستی را فراموش كرده اند و غیره كه همان وقت البته جوابشان داده شد. ما این منشور را برای شوخی كه مطرح نكردیم. اگر ما موفق میشدیم و نیروهای سیاسی جدی از جمله همان سلطنت طلبان را هم وادار میكردیم كه این منشور را امضا كنند، این نشانه قدرت حزب كمونیست كارگری نبود كه این احزاب را پای امضای چنین منشوری آورده است؟ این البته برای آن چپهای هپروتی بی معنی است ولی برای من و شمایی كه میدانیم باید توازن قوای سیاسی را در جامعه تغییر داد و این تغییر اساسا مسله مان است، آنوقت قدم بعدی ما میبایست چه میبود؟ به نظرت باید میگفتیم كه خوب الان همه قبول كردند و این خوب است ولی ما فعلا كنار میكشیم و میخواهیم انقلاب سوسیالیستی كنیم؟؟ آنوقت خود شما و كل جامعه به ما نمیخندید؟ ما را جدی میگرفتند؟ مسله مجلس موسسان در بطن جواب دادن به چنین سوالاتی طرح شد. و این هیچ تناقضی با مباحث كمونیسم كارگری ندارد. این برای رفقایی كه هم "خط" همان چپ هپروتی و متاسفانه عضو رهبری حزب كمونیست كارگری ایران بودند، كفر قلمداد شد و پرچم "آی مجلس موسسانی ها آمدند" را بلند كردند. همان انتقاداتی كه در زمان انشار منشور آزادیها جواب داده بودیم را مجبور شدیم اینبار هم تكرار كنیم. با یك تفاوت كه ایندفعه باید خطاب به رفقای خودمان مینوشتیم!

جوابم طولانی شد اما به سوال آخر هم میپردازم: آیا به نظر ما سوسیالیسم بلافاصله بعد از انقلاب ناممكن است؟ سوال اول من این است كه انقلاب كارگری یعنی چه؟ كی شما تصمیم میگیرید به انقلابی كارگری یا غیره كارگری بگوﺌید؟ جواب من به این سوال این است كه آن روزی كه جمهوری اسلامی سرنگون شود، نیروهایی كه در نتیجه این ویا در جریان این سرنگونی سركار میایند تعیین میكنند كه این انقلاب چگونه انقلابی است؟ ببین از روز اولی كه رژیم اسلامی با سرنگونی رژیم شاه سر كار آمد، خصلتش را نه شعارهای "دفاع از مستضعفان" و نه اینكه امام "به هر كسی ماهانه ٢٠ لیتر نفت و ٧٥ تومان پول میدهد" تعیین میكرد. خصلت رژیم اسلامی را نیروهایی كه در آن شریك بودند و وظیفه ای كه داشتند تعیین میكرد. آنها برای سركوب سر كار آمدند و این كار را هم كردند. بنابراین اینكه انقلاب به كجا میرود را بدوا نیرویی كه در نتیجه این انقلاب سر كار میاید تعیین میكند در نتیجه برای ما كه میخواهیم جامعه ای انسانی و آزاد را بعد از رژیم اسلامی درست كنیم، قدم اول تلاش در بقدرت رسیدن در جریان سرنگونی این رژیم است. در این رابطه حتما به مباحث حزب و قدرت سیاسی و دولت در دوره های انقلابی از منصور حكمت مراجعه كن.

امیدوارم كه تا اینجا با من توافق داشته باشی. سوال بعدی البته این خواهد بود كه خوب اگر شما سر كار آمدید چه میكنید؟ ما بلافاصله در هركجا كه امكانش را داشته باشیم، بیانیه جهانشمول حقوق انسان را بعنوان قانون اعلام خواهیم كرد. در بند اول و دوم آن بیانیه هم آمده است كه: " ١ - حیات پایه‌ای ترین حق انسان است. جسم و روح افراد از هر نوع تعرض مصون است. ٢ - استثمار انسان ممنوع است. کار مزدی، که اساس استثمار انسان در دنیای امروز است، و همچنین هرنوع انقیاد، بردگى و بیگاری در هر پوشش و با هر توجیهى ممنوع است. " خوب نوید جان شما به من لطفا نشان بده كه كجا ی این عدم اجرای سوسیالیسم است؟

ضمنا حتما به پلاتفرم ما كه در شماره اول این نشریه منتشر شد هم مراجه كن كه گفته ایم هركجا كه بتوانیم این بیانیه را بعنوان قانون اعلام میكنیم. باز هم برایمان بنویس

 

سلامی به گرمی آفتاب

دوست عزیزمان عباس خان از كرج :

" سلام بهرام جان، سلامی به گرمی آفتاب و نه سوزندگی آن. من مدتها در این نگرش (نگرش حزب كمونیست كارگری حكمتیست) بودم. منتها روم نمیشد ابراز كنم. زنده باد بهرام"

 

عباس عزیزم ممنون از نامه زیبایت. من راستش طرفدار این هستم كه آدم هروقت به نظرش چیزی اشتباه میاید مطرح كند. به نظر میرسد كه نظرات تو میتوانند ما را بیشتر كمك كنند. سعی كن حتما از این پس بیشتر برایمان بنویسی. به هم دوستان سلام برسان.

 

مریم هستم از ارومیه

"مریم هستم از ارومیه و خواهان همكاری با شما هستم. لطفا من را راهنمایی كنید"

مریم عزیز، به سازمان جوانان كمونیست حكمتیست خوش آمدی. این سازمان همه انسانهای آزادیخواهی است كه مثل شما فكر میكنند. برای آغاز همكاری لطفا همین نشریه را توزیع و پخش كنید. برای اقدامات بیشتر جداگانه نامه ای برایتان ارسال شد.

 

NGO

دوست عزیزی به كارشان در NGO محله شان اشاره كرده اند و خواهان دخالت ما شده اند.

ما تلاش میكینم در شماره های آینده به كار NGO ها بپردازیم. همینجا از همه دوستان اهل نظر میخواهیم كه نظراتشان را درباره اقدامات و جوانب مختلف كار NGO ها برایمان ارسال كنند.

 

تبریك

دوست عزیزمان شیركو سلطان از سقز:

"تاسیس حزب كمونیست كارگری ایران حكمتیست و سازمان جوانان كمونیست – حكمتیست را به همه شما تبریك میگویم. ما فعالین شهر سقز آماده هرنوع همكاری با شما هستیم"

شیركو جان ممنون از تبریكاتت. حتما برای ادامه همكاری بیشتر با ما تماس بگیرید. از طرف همه ما به رفقای سقز سلام برسانید. امیدوارم كه نامه های بعدیت طولانی تر باشند!

 

با نظرات شما بیشتر توافق دارم

دوست عزیز( الف - ه) از تهران در نامه ای میگویند:

"باسلام به رفیق بهرام

نمیدانم مشكلات در حزب تا چه حد جدی بود شما مجبور به جدایی شدید، این ضربه بزرگی به حزب بود. اما به هر حال من با نظرات شما بیشتر توافق دارم تا با جناب تقوایی و رفقایش. من برای نشریه شما هر هفته یك مقاله میفرستم، هر كدام را كه لازم دیدید چاپ كنید. در این مقالات نظرات مخالف حركتهای حزبی را نقد خواهم كرد. اگر در مورد مقالات نظری دارید حتما من را مطلع كنید."

الف ه عزیزم. ممنون بابت نامه و اعلام پیوستنت به حكمتیست ها. دررابطه با اینكه چرا ما راهمان را از رفقا حمید تقوایی و یاران جدا كردیم، به تفصیل در شماره قبل و نشریات دیگر از جمله كمونیست، اكتبر و مقالات منتشره در سایت حزب گفته ایم. ما همه مایل بودیم كه كار به این جا نكشد ولی ناچارا برای بلند نگاه داشتن پرچم كمونیسم كارگری و حكمتیسم این راه را انتخاب كردیم. در ابتدای كار البته مشكلاتی خواهیم داشت، ولی من اطمینان دارم باسرعت و بزودی این ضربه را جبران خواهیم كرد. بخصوص با بودن رفقایی مثل تو كه دیگر این حتمی است. مقاله ات را در اختیار فواد سردبیر نشریه گذاشتم. حتما از آن استفاده خواهد كرد. حتما سعی كن به قولت برای ارسال مقالات منظم عمل كنی. به نظر من ما باید بیشتر از همیشه دررابطه با مساﺋل جوانان، مشكلاتشان و راه حلها صحبت كنیم. من ابدا مخالفتی با بحثهای تیوریك در این نشریه ندارم، اما در كنار اینها باید این نشریه را به تریبون همه جوانان معترض و آزادیخواه بدل كنیم. و تنها راه برای این پرداختن به مسایل این نسل میلیونی است. ما باید در مورد تمام لحظات زندگی این نسلی كه كمر به نابودی رژیم اسلامی گرفته است صحبت كنیم. همه باید ببینند كه این نشریه و این سازمان حرف دلشان را میزند و همه را تشویق كنیم كه برای این نشریه خودشان بنویسند. بخصوص من اینجا خطابم به دختران است. باید نشریه ما به نظر من بیشتر به مسایل زنان و دختران در جامعه بپردازد. به هر حال یكبار دیگر ممنون از اعلام همكاریت. نامه ای جداكانه هم برایت ارسال شد. به همه دوستان سلام برسان