جواب به نامه‌هاى رسيده، مه ۲۰۰۲

 

بهرام مدرسى دبير کميته مرکزى سازمان جوانان کمونيست

دوستانى از تهران و قزوين سوالاتى را طرح کرده اند که اينجا به بخشى از آنها پاسخ ميدهم.

 

سوال شده است که:

هدف حزب کمونيست کارگرى چيست؟

براى اين اهداف چه کارى ميکنيد؟

آيا اميدى هست که در ايران هم آزادى و برابرى حاکم شود؟

چه همکارى با سازمان جوانان ميشود کرد؟

آيا براى عضويت در سازمان جوانان کمونيست بايد فرم عضويت را پر کرد؟

 

در جواب به سوالات طرح شده بايد بگويم که‌ هدف حزب کمونيست کارگرى ايران ايجاد دنيايى برابر و آزاد است. آزادى به معنى واقعى کلمه، آزادى در همه شئون زندگى اجتماعى، اقتصادى و سياسى. اين يعنى لغو آپارتايد جنسى، يعنى لغو نابرابرى اجتماعى اقتصادى و سياسى زنان و مردان در جامعه، اين يعنى عدم تبعيض جنسى، قومى، مذهبى، فرهنگى و نژادى. اين يعنى قطع بدون شرط دخالت مذهب در زندگى انسانها، يعنى بازگشت به انسان بودن انسان! انسان نه مسلمان و نه يهودى، نه ترک و عرب، نه زن و مرد متولد ميشود. انسان را مسلمان ميکنند، انسان را به اعتبار زن بودنش تحقير ميکنند، انسان را به اعتبار زبان و محل زندگيش دسته‌بندى ميکنند، انسان را به اعتبار شغلش و اينکه چقدر درآمد دارد دسته‌بندى ميکنند. آزادى واقعى يعنى لغو تمام اين قيد و بندهاى بسته شده به پاى انسان. يعنى آزادى از تمام اين "مقررات" و "قوانينى" که چه به نام اسلام و چه هر نام ديگرى انسان را از انسان بودنش تهى ميکند و آنرا تبديل به موجودى که بسته به رنگ پوستش، جنسيتش، مذهبش و اينکه کجا متولد شده است، شامل اين قانون يا آن قانون و محروم از اين حق يا آن حق ميکند.

 

يعنى آزادى جوانان در انتخاب نوع زندگيشان، يعنى عدم دخالت در زندگى خصوصى انسانها، يعنى ممنوع بودن اجراى مراسم مذهبى در ملا‌عام. يعنى اينکه مذهب امر خصوصى افراد است و کسى حق ندارد کودکى را به باور به عقايد اسلامى وادار کند.

 

حزب کمونيست کارگرى خواهان زندگى انسانى و آزاد است. ما خواهان برابرى بى‌قيدو شرط همه انسانها هستيم. اين يعنى برابرى اقتصادى، اجتماعى و سياسى، اين يعنى انسانها بايد در استفاده از حقوق اجتماعيشان برابر باشند، يعنى انسانها بر اساس سنگينى کيف پولشان مقام اجتماعى بالاتر و يا پائينتر را ندارند، يعنى اينکه انسان انسان است و ملا و روضه خوان و دکتر و مهندس از رتبه اجتماعى بالاترى برخوردار نيستند، يعنى اينکه همه انسانها بايد امکان اجتماعى و اقتصادى اجراى تمايلات خود را داشته باشند، يعنى اينکه مدرسه خوب بايد براى همه باشد، يعنى‌‌اينکه کسى حق ندارد بعلت بيکار بودنش از حق زندگى محروم باشد. يعنى اينکه کسى حق ندارد انسان ديگرى را استثمار کند. يعنى حق برابر شکوفايى علايق انسانى تک تک ما.

 

حزب کمونيست کارگرى ايران خواهان حکومت شورايى است که دخالت هميشگى و مستقيم مردم در امر حاکميت را تضمين ميکند. يعنى اينکه حکومت پارلمانى کلاه سر مردم گذاشتن است. يعنى اينکه مردم را هر ٤ يا ٥ سال يکبار پاى انتخاب اين يا آن آوردن و بعد پدر مردم را در آوردن تا انتخابات آينده.

 

اينکه براى اين اهداف چه ميکنيم، را فکر ميکنم بايد از همين سوال و جواب ها شروع کرد. اصلى ترين کار ما براى رسيدن به اين هدف قانع کردن تعداد هرچه بيشترى از مردم به درستى و محق بودن اين خواستها است. فکر نمى‌کنم کسى که امروز دادش از دست جمهورى اسلامى در آمده و خواهان اين است که اين حکومت گورش را گم کند، با شنيدن اين اهداف مخالفتى با آن داشته باشد، مهم اما گفتن اين اهداف به همدگير و قانع کردن تعداد هرچه بيشترى از مردم، دوستان و آشنايانمان به اين اهداف است. مهم تبديل کردن اين خواسته ها به شعار اعتراضاتمان است. اين کار اصلى ما براى اجراى اين اهداف است. و براى اجراى بهتر اين ابزارهايى را هم داريم که خود اين نشريه مثلا يکى از اينهاست.

اگر ميخواهيم که کلاه "همه‌با‌هم" خمينى سرمان نرود، اگر ميخواهيم که کسى بالاى سر ما درباره زندگى ما تصميم نگيرد و در اين کمپ و آن کمپ در مورد حکومت آينده ايران تصميم گرفته نشود، تنها چاره متحد شدنمان براى اجراى اين اهداف هستند. جمهورى اسلامى بهرحال رفتنى است سوال اما اين است که چه‌چيزى بايد جايگزين آن بشود؟ جواب اين سوال ديگر کلا به درجه فعاليت‌ ما، تک تک ما در قانع کردن همه براى مبارزه متحد براى رسيدن به اهدافى است که بالا به آن اشاره کردم.

 

اينجا به سوال بعد ميرسم: چه همکارى با سازمان جوانان ميشود کرد؟

در درجه اول تماس گرفتن با سازمان جوانان کمونيست. يا از طريق تلفن، نامه و يا اى‌ميل و يا هر راه ديگرى که امکان پذيرتر است. همين امروز تعداد زيادى از جوانان از شهرهاى مختلف با ما در ارتباط هستند و خود اين ارتباط به همه ما، به همه تک تک اين جوانان امکان کار مشترک را ميدهد. هم نظرى کردن و کار مشترک براى رسيدن به همان اهدافى که در بالا به آن اشاره کردم.

 

براى شروع کار ميتوان اخبار مبارزات و يا اعتراضات را به دست سازمان جوانان کمونيست رساند. ميتوان بحث کرد که مثلا در نازى آباد ويا در دانشگاه تبريز چه کارى بايد کرد؟ ببينيد همانطور که گفتم جوانان زيادى با ما در ارتباط هستند و همين امکان ميدهد که مثلا در نازى‌آباد تعداد بيشترى از جوانان با هم و براى يک هدف کار کنند. اينکه ميگويم با هم منظور اين نيست که ما اين جوانان را به همديگر معرفى ميکنيم و هر کسى ميداند که فلانى چه ميکند. سياست ما براى حفط امنيت تمام اين دوستان اين است که ما کسى را به کسى معرفى نميکنيم. هر کسى مستقلا با ما در ارتباط است.

قدم دوم پخش نشريات و اعلاميه‌هاى سازمان جوانان کمونيست و حزب کمونيست کارگرى ايران است. اينکه چطور را طبعا خود آدم در محل زندگيش ميتواند تشخيص دهد. ما رهنمودى به کسى نميدهيم که اين‌طور و يا آن طور بايد نشريات و اعلاميه‌ها پخش شوند، همانطور که گفتم اينرا خود اين دوستان بهتر از هر کسى خودشان ميتوانند تصميم بگيرند. راه دست‌پيدا کردن به اين نشريات هم ساده است. از هر اينترنت‌کافه‌اى ميتوان با مراجعه به سايتهاى ما به اين نشريان دسترسى پيدا کرد. امکان ديگرش اين است که به ما آدرس اى‌ميلى بدهيد تا برايتان بفرستيم.

قدم دوم جمع کردن دوستان و آشنايانى است که با ما هم نظرند. اين خطر کمترى دارد. ما در هر حال در محله و مدرسه و دانشکاه و يا در محل کارمان با اين دوستان در ارتباط هستيم و کسى نميتواند "شک‌" کند که اينجا خبرى است! بايد هر چه تعداد بيشترى از اين دوستان را قانع کرد و همان کارهاى بالا را مشترکا با هم پيش برد.

 

در جواب به سوال آخر بايد بگويم که براى عضويت در سازمان جوانان کمونيست به دليل حفظ امنيت دوستانى که ميخواهند عضو شوند، اجبارى به پر کردن فرم عضويت نيست. هرکسى که ميخواهد به عضويت سازمان جوانان کمونيست در بيايد ميتواند اينرا به کسى که با او از طرف سازمان جوانان کمونيست در تماس است بگويد. همين کافى است.

۲۹-۵-۲۰۰۲