انسانيت يا ناسيوناليسم؟ مبنا چيست؟

دوست عزيزى با اشاره به بخش "رفع‌‌ستم‌ملى" از برنامه يک دنياى بهتر، سوال کرده‌است:

"اگر قرار باشد که کردستان جدا شود و يک کشور مستقل بشود، پس در واقع ايرانى باقى نمى‌ماند که ما بخواهيم در آن زندگى کنيم. يعنى اينکه اگر فرزندى داشته باشيم، فقط ميتوانيم در کتابهاى تاريخ نشان دهيم که ايرانى بودن يعنى چه و اينکه زمانى کشورى بنام ايران وجود داشته است.

پس ايران بايد هميشه ايران بماند."

اساسى‌ترين مسئله در اين رابطه جواب به يک سوال ساده است. مبنا چيست؟ انسانيت يا ناسيوناليسم؟

نقطه حرکت کمونيسم کارگرى انسانيت است. ما انسانيت را پيش از هر فاکتور ديگرى مبناى وجود و زندگى مشترک انسانها ميدانيم. ميتوان انسانها را براساس مليت، زبان، رنگ پوست، جنسيت و مذهب تقسيم کرد.‌انسانها مستقل از خواست خود در محدوده معين جغراقيايى به دنيا ميايند. کودک متولد شده بدوا انسان است، نه مليتى دارد، نه زبان معينى و نه مذهب يا تمايلات سياسى معينى، اگر ميخواهيم که زندگى انسانى و برابر ايجاد کنيم، بايد به اين مبنا باز گرديم. مبناى زندگى و رابطه انسانها با يکديگر را هر چيز ديگرى بجز اين قرار دهيد، آنوقت از ابتدا اين رابطه و اين زندگى مشترک را بر اساس نابرابرى و فشار تعريف کرده‌ايد.تقسيم انسانها بر اساس مليت، يعنى حقى بيشتر براى کسانى که در محيط جغرافيايى معين به دنيا آمده‌اند و در آن چهارچوب "ملى" قرار ميگيرند از يکطرف، و حق کمتر کسانى که جزو اين چهارچوب و اين "مليت" قرار نميگيرند، از طرف ديگر. اين عين واقعيت است. "ايرانى" بودن قرار است امتيازات برترى نسبت به "غير ايرانيان" را تضمين کند، همانطور که "ترک بودن" قرار است همين امتيازات را براى "ترک‌ها" در ترکيه تضمين کند. به همين شکل "آمريکايى" بودن يا "اروپايى بودن" و غيره. تقسيم انسانها بر اساس مذهب هم به همين شکل. اين لااقل در جمهورى اسلامى ديگر بايد روشن کرده باشد که تاکيد بر "مسلمان" بودن دولتى يا جامعه‌اى مساوى با حق کمتر و تحت فشار قرار گرفتن "غيرمسلمانان" آنجا است. اين فکر ميکنم که جاى اثبات نداشته باشد. همين بلا را مليت و ناسيوناليسم بر سر زندگى مشترک انسانها مياورد. فارس عليه ترک، ترک و فارس عليه کرد، کرد و ترک عليه فارس، و غيره. اين گردابى است که نتيجه‌اى جز ايجاد نفرت و انزجار انسانها نسبت به يکديگر ندارد.مبنا چيست؟ انسانيت يا مليت؟ ما در برنامه يک‌دنياى بهتر در بخش "رفع ستم ملى اين هويت انسانى را در صدر برخوردمان به مسئله ملى قرار داده‌ايم:

"رفع ستم ملى حزب کمونيست کارگرى براى رفع کامل هرنوع ستم ملى و هرنوع تبعيض برحسب مليت در قوانين کشور و عملکردهاى دولت مبارزه ميکند. حزب کمونيست کارگرى هويت ملى، عرق ملى و ناسيوناليسم را افکار و تمايلاتى بسيار عقب مانده، مخرب، و مغاير با اصالت انسان و آزادى و برابرى انسانها ميداند و با هرنوع تقسيم بندى ملى ساکنين کشور و هرنوع تعريف هويت ملى براى مردم قاطعانه مخالف است. حزب کمونيست کارگرى خواهان برقرارى نظامى است که در آن کليه ساکنين کشور مستقل از مليت يا احساس تعلق ملى خويش، اعضاى متساوى الحقوق جامعه باشند و هيچ نوع تبعيضى چه مثبت و چه منفى در قبال مردم منتسب به مليتهاى خاص معمول داشته نشود. حزب کمونيست کارگرى تلاش براى جايگزين کردن هويت طبقاتى و انسانى عام و جهانى کارگران بجاى هويت ملى را يک وظيفه حياتى خود ميداند" (از برنامه يک دنياى بهتر)

اگر ميخواهيم که فرزندانمان در محيطى انسانى، محيطى بدور از نفرت ناسيوناليستى، مذهبى، جنسى و يا نژادى بزرگ شوند، بايد خواهان جامعه‌اى باشيم که در آن مبنا هويت انسانى و نه هيچ‌‌چيز ديگرى است. اگر مفتخر به "مليت" خود هستيم، اگر مفتخر به "مذهب" و يا رنگ پوست خود هستيم و ميخواهيم که همه اين "افتخارات" را به فرزندانمان منتقل کنيم، کارى جز ايجاد نفرت، خشم و نابرابرى در زندگى آينده کودکانمان نکرده‌ايم. بيادآوريد که چطور در يوگوسلاوى سابق تفنگ دست کودکان صرب و کروات دادند تا هم‌محله‌اى‌هاى خود را بکشند، فقط به اين دليل "ساده" که اتفاقا در خانواده‌اى صرب يا کروات متولد شده بودند. ناسيوناليسم خوب و بد وجود ندارد. براى جلوگيرى از چنين تراژدى‌هاى خونينى بايد مبنا را هويت انسانى قرار داد. بشريت راه ديگرى بجز بربريت ناسيوناليسم براى زندگى مشترک خود دارد، به شرط آنکه هويت انسانى خود را مبناى روابطش قرار دهد و اين مبناى حرکت ما در برخوردمان به مسئله ملى است:

"بعنوان يک اصل عمومى، حزب کمونيست کارگرى خواهان زندگى مردم منتسب به مليتهاى مختلف بعنوان شهروندان آزاد و متساوى الحقوق در چهارچوبهاى کشورى بزرگتر است که سازمانيابى صفهاى قدرتمند کارگرى را در عرصه مبارزه طبقاتى تسهيل ميکند. با اين حال در مواردى که پيشينه ستم ملى و تخاصمات ميان مردم منتسب به مليتهاى مختلف همزيستى ميان آنها را در چهارچوبهاى کشورى موجود دشوار و مشقت بار ساخته باشد، حزب کمونيست کارگرى حق جدايى ملل تحت ستم و تشکيل دولت مستقل از طريق مراجعه مستقيم به آراء خود آن مردم را، به رسميت ميشناسد." (از برنامه يک دنياى بهتر) اگر مردمى در محدوده‌‌جغرافيايى معينى خوشبختى خود را در ايجاد کشور مستقل خود ميبينند، نبايد به خاطر "ايران بزرگ" مانع آن شد.

در رابطه با مسئله کرد در برنامه يک دنياى بهتر آمده است که:

"نظر به سابقه طولانى ستم ملى بر مردم کرد در همه کشورهاى منطقه و سرکوب خونين خواستهاى حق طلبانه و جنبشهاى اعتراضى و خودمختارى طلبانه در کردستان ايران در رژيمهاى سلطنتى و اسلامى، حزب کمونيست کارگرى بعنوان يک اصل، حق جدايى از ايران و تشکيل دولت مستقل از طريق يک پروسه انتخاب آزاد و عمومى را براى مردم کردستان به رسميت ميشناسد و هرنوع اقدام قهرآميز و نظامى براى جلوگيرى از اين انتخاب آزادانه را قويا محکوم ميکند. حزب کمونيست کارگرى خواهان حل فورى مساله کرد در ايران از طريق برگزارى يک رفراندم آزاد در مناطق کردنشين غرب ايران‌، زير نظارت مراجع رسمى بين المللى است. اين رفراندم بايد با خروج نيروهاى نظامى دولت مرکزى و تضمين يک دوره فعاليت آزادانه کليه احزاب سياسى در کردستان به منظور آشنا کردن توده مردم با برنامه و سياست و نظرشان در رفراندم، انجام شود." (از برنامه يک دنياى بهتر) اگر مبناى ما همان هويت انسانى باشد، راه حل براى اين مسئله چه چيز ديگرى جز اين خواهد بود که مردم در کردستان آزادانه درباره آينده خود تصميم بگيرند؟ هر راه حل ديگرى، چه خودمختارى و چه اجبار مردم کردستان به قبول قدرت دولت مرکزى چيزى جز ادامه سرکوب مردم در کردستان و رواج نفرت و کدورت ميان کرد و فارس، ميان مردم کردستان و دولت مرکزى، نخواهد بود. زندگى داوطلبانه و آزادانه مردم کردستان در چهارچوب ايران تنها راه تضمين زندگى صلح‌آميز در ايران خواهد بود. اجبار مردم کردستان به زندگى در چهارچوب ايران، از يکطرف زندگى صلح آميز ميان انسانهايى که بطور اتفاقى در تهران يا سنندج متولد شده‌اند را کنار ميگذارد و از طرف ديگر بهانه‌اى براى احزاب و جريانات ناسيوناليست کرد و فارس خواهد بود که کل فضاى سياسى کردستان و ايران را معطوف به اين مسئله بکنند.طرحهايى که تحت عنوان خودمختارى از طرف احزاب ناسيوناليت اعلام ميشوند هم چيزى جز رسميت دادن به دو نوع زندگى و دو نوع "حق" در چهارچوب ايران نيستند. ما خواهان زندگى داوطلبانه و آزادانه و برابر همه شهروندان در ايران هستيم. اين طرحها اما اين نابرابرى‌ها را رسميت داده و دائمى ميکنند. به همين جهت ما مخالفت خود را با طرحهايى که تحت نام خودمختارى ارائه ميشوند را در برنامه يک دنياى بهتر چنين اعلام کرده‌ايم:

"حزب کمونيست کارگرى طرح هاى مختلف خودمختارى کردستان را که از جانب نيروهاى خودمختارى طلب در کردستان ارائه ميشود را نه فقط گامى به پيش در امر حل مساله ملى کرد تلقى نميکند، بلکه آنها را نسخه اى براى دائمى کردن هويت هاى ملى کرد و غير کرد در يک چهارچوب کشورى واحد، ابدى کردن و قانونيت بخشيدن به جدايى هاى ملى و زمينه اى براى تداوم تخاصمات و کشمکشهاى ملى در آينده ارزيابى ميکند.حزب کمونيست کارگرى هرنوع ترتيباتى در مورد آينده سياسى کردستان را که بدون مراجعه به آراء عمومى خود مردم کردستان و صرفا بر مبناى تصميمات دولت مرکزى و يا توافقات از بالا ميان دولت و احزاب محلى به اجراء گذاشته شود، فاقد مشروعيت و غيرقانونى ميداند." (از برنامه يک دنياى بهتر)

۱۱-۲-۲۰۰۳