اول مه ۸۴، یک اول ماه مه متفاوت در میان جوانان


 

مصاحبه ای با نشریه سازمانده کمونیست

 

سازمانده کمونیست: اول ماه مه معمولا در محیط های غیر کارگری و در محافل و جمع های مارکسیستهای جوان جایگاه و وزن اجتماعی خیلی ضعیفی داشته، مثلا در دانشگاه در کانونها و نشریات و در انترنت، در سایت و وب لاگ ها، روزکارگر، همبستگی بین المللی بر علیه سرمایه داری و لغو استثمار و اعتراض به همه محرومیتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی وزن کمی داشته است فکر میکنید حکمتیستها ی جوان بتوانند این شرایط را تغییر دهند؟ چکار باید بکنند؟

 

بهرام مدرسی: حكمتیستهای جوان حتما میتوانند و باید این شرایط را عوض كنند. ارزیابی شما واقعی است. در سالهای گذشته اول مه بجز در محافل معینی جایگاه خاصی در محیطهای تحصیلی و كانونها و نشریات و غیره در دانشگاه ها نداشته است. اعتراض به استثمار و خواست لغو كار مزدی هم به همان شكل جایگاهی نداشته است. در مورد دلیلش میتوان حتما در فرصتهای دیگری بیشتر صحبت كرد. امروز اما مهم این است كه این شرایط باید تغییر پیدا كند. منظور من از تغییر این شرایط البته این نیست كه این نهاد ها و كانونها و كل امكانی كه محیط دانشگاه به ما میدهد، فقط روی این مسله متمركز شود. هدف باید گسترش خواست لغو استثمار و كار مزدی در كل فضای سیاسی محیطهای دانشگاهی و از جمله كانونها و ارگانها و نشریات و غیره باشد. اول مه باید این تمركز محیطهای تحصیلی بر این خواسته ها را نشان دهد. فضای دانشگاه كه این جا منظور من همه آن ارگانها و نهادهایی هم هست كه شما به آن اشاره كردید، بیشتر از هر چیز از سر سیاست به چپ چرخیده است و ما حكمیتستهای جوان باید تلاش كنیم كه این را تا نقد به سرمایه داری تعمیق كنیم. انتظار این را البته نباید داشت كه هر كسی كه خود را چپ و كمونیست میداند، نقد كاملا روشنی از رابطه كار و سرمایه داشته باشد، قبلا گفتم كه بسیاری از دانشجویان از سر سیاست خود را چپ و كمونیست میدانند كه این هم خوب است.

باید از محیط دانشگاه به نفع جنبش لغو كار مزدی به تمام معنی استفاده كرد و در عین حال باید نگذاریم كه به بهانه نقد عمیق به سرمایه داری كل فضای سیاسی دانشگاه را دیگران ببرند.

بخش بزرگی از دانشجویان خود از فرزندان محیطهای كارگری هستند. نقد به استثمار و واساسا وجود سرمایه داری در زندگی این نسل جا دارد، معنی دارد و قابل توضیح و گسترش است. حكمتیستهای جوان باید سعی كنند كه كل نقد به سرمایه و از اینجا هم نقد به اساسا وجود حكومت اسلامی و كار مزدی و استثمار به فضای عمومی محیطشان تبدیل شود. این را البته یكشبه نمیتوان بدست آورد. این میتوان از جلسات متعدد در سطح دانشگاه ها و كانونها و ان جی او ها تا مقالات ،مختلف در نشریات و وبلاگها و تا دیالوگ مستقیم با كسانی كه مخالفتی با كار مزدی ندارند باشد. به نظر من بیانیه حقوق جهانشمول انسان كه از طرف حزب حكمتیستها مطرح شده است، ابزار بسیار بسیار خوبی برای این امر است. باید نقد به سرمایه داری و استثمار انسان و كار مزدی و فقر و نداری را با شرایط امروز زندگی انسانها نشان داد و این كاری است كه این منشور میكند. از این طریق میتوان كل جنبش اعتراض به كار مزدی و استثمار را تقویت كرد له البته اول مه هم جز مهمی از آن است.

در تدارك اول مه بنابراین باید نشریاتمان از این صحبت كنند، باید وبلاگهایمان، جلسات و سمینارهایی كه امكان برگزاریش را داریم از این صحبت كنند. باید همانطور كه گفتم تلا ش كنیم كه نقد به وجود سرمایه با فضای سیاسی محیطهای دانشگاهی مان قفل شود و به بخشی از آن تبدیل شود. باید نقد به سرمایه از محیط جمع های معین و كوچك خارج شود و اتوماتیك وار به معنی چپ بودن و كمونیست بودن تبدیل شود. اول مه باید تلاش كنیم كه دانشگاه ها هم تعطیل باشند و فضای جشن اول مه در همه جای دانشگاه ها دیده شود. میتوان پلاكاردهایی كه اول مه را تبریك میگویند را از ساختمانهای دانشكده هایمان آویزان كنیم، میتوان در این روز شیرینی پخش كرد. این روز باید تعطیل و جشن باشد. البته اگر امكانش را داشتیم مراسم اول مه را هم برگزار كنیم.

 

سازمانده کمونیست: نقش این جوانان در برگزاری مراسم های کارگران و همچنین در تبدیل هر چه با شکوهتر این روز به یک جشن طبقه کارگر و محرومان جامعه چه میتواند باشد، چه ابتکاراتی چه فعالیتهایی میتواند محلات کارگری و مجامع و خانواده های کارگری و محرومان جامعه و کلا شهرها و جوانان را متوجه این روزکند؟
 

بهرام مدرسی: نسل جوان به نظر من باید دیگر تلاش كند كه مستقیما در تدارك اول مه نقشی ایفا كند. این روز روز نقد وجود كار مزدی است، روز خواست لغو استثمار است، روزی است كه درآن انسان نشان میدهد كه میتوان جامعه را كلا نوع دیگری سازمان داد، كه كار مزدی بخشی از وجود انسانیت نیست و چه كسی بیشتر از نسل جوان امروز در ایجاد چنین جهانی نفع دارد؟ این نسل باید پا جلو بگذارد و مستقیما در تدارك این روز دخیل شود. باید قبلا با این اعتماد در هر كجا كه هستیم در محلات یا محیطهای كار دست اندرکار تجمع، جشن و مراسمهای اول ماه مه باشیم و با دیگر فعالینن اول مه تماس بگیریم ودر تدارك این روز دخیل شویم.

این روز، روز جشن است، اول مه است و باید تعطیل باشد و جوانان باید این را تضمین كنند. باید همانطور كه در مورد دانشگاه ها صحبت كردیم تلاش كنیم در محله مان روز اول مه و جشن ما به این مناسبت به تم اصلی مردم محل تبدیل شود. پلاكارد هایی را با مضمون تبریك این روز در محله آویزان كنیم. در نقد كار مزدی و استثمار، در جمع های شبانه در محله مان در مهمانی های درو همسایه حتما در این باره صحبت كنیم. جشن اول مه و در این باره صحبت كردن و پلاكارد در این رابطه آویزان كرد، جرم نیست! این اتفاق سالهای گذشته در بسیاری از شهرها و محلات دیگر افتاده است. این حق ماست و با همین اعتماد نه نفس باید به استقبالش برویم. تراكتها و نوشته ها و نشریاتی را در رابطه تهیه و پخش كنیم. سعی كنیم كه فضای جشن و تبریك در محله ایجاد شود. بهترین لباسهایمان و شیك ترین آرایش را داشته باشیم. همانطور كه گفتم شركت این نسل جوان و دخالت این نسل در تدارك اول مه بسیاری از این باید ها را خود به خود تضمین میكند. برای و به مناسبت این روز تلاش كنبیم قطعنامه هایی را در هر كجا كه هستیم به تصویب برسانیم.