۸۲٨ مارس

جوانان کمونیست شماره ۱۳۰

 

گفتگو با بهرام مدرسى

 

جوانان کمونيست: رژيم انتخابات را بالاخره از سر گذراند. ارزيابى شما چيست؟

 

بهرام مدرسى: مضحکه انتخابات را بلاخره از سر گذراندند. روزى را تعيين کردند و اعوان و انصارشان را راه انداختند و کاغذهايى در اين صندوقها انداختند و بعدش هم جشن گرفتند که انتخابات را به سلامتى از سر گذراندند. اما آن مشکل سياسى که جمهورى اسلامى با آن روبرو است، نه تنها با از سر گذراندن اين انتخابات حل نشد، بلکه با شدت بيشترى خودش را مقابل همه، هم رژيم و هم مردم قرار داده است. مشکل اين رژيم ماندن و نماندنش است. با تمام جوانب سياسى، اجتماعى و اقتصادى آن. اين رژيم کثيف اسلامى که اساسا بيش از ٢٥ سال است با زدن و گرفتن و کشتن و زندان و اعدام سرپا مانده است، با اين سوال اساسى روبروست که ميتواند سرکار بماند يا نه؟ قرار بود که برادرانشان در جناح دوم خرداد و همه آن لشکرى که بنام طرفداران اصلاحات و رفراندم راه انداختند، حرکت و مبارزه مردم عليه رژيم اسلامى را صد بکنند و اتفاقا تضمين اين را بکنند که رژيم اسلامى ميتواند هنوز سرکار بماند. آنها موفق نشدند و بخشا از حکومت دکشان کردند. صورت مسئله اما همانى بود که هست. تلاش رژيم براى ماندن.

 

جوانان کمونيست: جوانان در روزهاى پيش از انتخابات و در خود روز انتخابات بسيار فعال بودند. اينطور نيست؟

 

بهرام مدرسى: يکى از ارکان اساسى به بن بست کشيده شدن اين رژيم جوانان هستند. جوانانى که بيش از نصف جمعيت ايران را تشکيل ميدهند. اين روزها، روزهاى جوانان بود در همه ابعادش. پيش از انتخابات بساط مسخره مبارزه انتخاباتى اينها را بهم ريختند. از سنندج و بوکان تا تهران و اصفهان و کرمان و غيره. ما شاهد تظاهراتهاى عظيمى بوديم. ما شاهد پاره کردن پوسترهايشان بوديم. ما شاهد شعارنويسى در سطح وسيع عليه رژيم اسلامى بوديم. ما ديديم که چطور در محله و مدرسه و همه جاى آن جامعه خود نفس شرکت در انتخابات و دفاع از آن و يا دفاع از مرخص شده هاى وامانده دوم خردادى، برابر با دفاع از وجود رژيم اسلامى بود و چطور جوانان در صف اول اين هيجان و شور عمومى بودند و يک قدم آنطرفتر به نظر من اين روزها، روزهاى جوانانى بود که دست در دست سازمان جوانان کمونيست و حزب کمونيست کارگرى ايران گذاشته اند. اين را بايد به صراحت گفت. در خيلى شهرهاى بزرگ و مراکز پر رفت و آمد مملو از پوسترهاى رهبران حزب کمونيست کارگرى ايران و شعارها و تراکتهاى اين حزب بودند. مثلا شب قبل از انتخابات شهرهاى بوکان، سنندج، اصفهان، نجف آباد، شاهين شهر، کاشان و غيره مملو از پوستهاى رهبران حزب و شعارهاى اين حزب بودند.

اين روزها همانطور که گفتم روز جوانان بود و دليلش هم اين بود که جوانان در خيابان بودند. فعال در خيابان بودند. آنها برعکس توصيه هاى نيروهاى معينى که ميخواستند آنها را به بهانه تحريم در خانه نگه دارند عمل نکردند. آنها نه به توصيه اين نيروها که مستقيما به توصيه حزب کمونيست کارگرى و سازمان جوانان کمونيست عمل کردند. در خانه نماندند و فعالانه عليه کل رژيم اسلامى در خيابان بودند و بساطشان را بهم ريختند. بگذاريد بگويم که اين روزها نه روز انتخابات رژيم اسلامى و دعواهاى خانوادگيش، بلکه روز جوان آزاديخواه و برابرى طلبى بود که با اعتماد به نفس در خيابان راه ميرود به کل حکومت ميگويد نه! خواهان سرنگونى اين رژيم است. شعارش را در بر در و ديوار مينويسد و براى شرکت فعال در سرنگون کردن اين رژيم دست در دست حزب کمونيست کارگرى و سازمان جوانان کمونيست گذاشته است.

 

جوانان کمونيست: از اين پس فراخوان شما چيست؟ ميخواهيد جوانان چه بکنند؟

 

بهرام مدرسى: درخيابان بمانيم! اين روزها بايد در خيابان بمانيم. ابدا نبايد به هر بهانه اى که باشد قبول کنيم که ما را به خانه بفرستند. نه سرکوب رژيم اسلامى و نه روزه هاى سياسى دون کيشوتهاى وازده و نه هيچ عامل ديگرى نبايد ما را به خانه بفرستد. کار امروز ما اين است که اين فاکتور را تضمين کنيم. بعد از اين مضحکه انتخاباتى ما شاهد اعتراضات مردم در اصفهان، سميره و يا ايذه و فيروز آباد هستيم. اين رژيم به پايان خط رسيده است. مناسبت هاى مختلفى را در پيش داريم. ٨ مارس، چهارشنبه سورى، سيزده بدر در راهند. بايد از اين مناسبتها بيشترين استفاده را کرد.

 

جوانان کمونيست: آيا فقط بايد از چنين مناسبتهايى استفاده کرد؟

 

بهرام مدرسى: ابدا. قطعا زمانى خواهد رسيد که ما بنام حزب کمونيست کارگرى و سازمان جوانان کمونيست فراخوان تظاهرات ميدهيم و ميليونها مردم را حول خواستها و مطالبات معينى و با پرچم حزب کمونيست کارگرى به خيابان خواهيم آورد. من اين اطمينان را به شما ميدهم ولى تا آنوقت بايد از چنين مناسبتهايى حداکثر استفاده را کنيم. همين امروز هم همانطور که گفتم مردم به دلايل مختلف خشم و نفرت خود را از رژيم اسلامى نشان ميدهند. ما بايد در همه اين اعتراضات هم حاضر باشيم. جوانان کمونيست و آزاديخواه بايد هميشه گوش به زنگ اين اعتراضات باشند و سعى کنند از هر امکانى براى توضيح شعارها و مطالبات حزب که نمايندگى آن «نه» بزرگ مردم به کل رژيم اسلامى را ميکنند، استفاده کنيم. بايد سعى کنيم که در تمام اين اعتراضات شعار مرگ بر جمهورى اسلامى و زنده باد آزادى و برابرى به پرچم همه اين اعتراضات بدل شوند. ما بايد در همه جا در ايذه يا اصفهان، در سميره يا بوکان با شعارهايمان در صف اول اين اعتراضات باشيم.

 

جوانان کمونيست: از ٨ مارس صحبت کرديد. براى تدارک اين روز و در خود ٨ مارس چه بايد کرد؟

 

بهرام مدرسى: سال گذشته مراسمهايى به اين مناسبت برگزار شد و به دليل توازن قوايى که بود، بيشترين اينها از طرف کسانى مثل شيرين عبادى و غيره برگزار شدند. امسال بايد ما برگزار کنند و فراخوان دهنده چنين جشنهايى به مناسبت ٨ مارس باشيم. اگر از ما صحبت ميکنم، منظورم همه جوانان و همه زنان و دخترانى است که براى به زير کشيدن اين حکومت سياه مذهبى لحظه شمارى ميکنند. امروز حناى کسانى مثل عبادى ديگر رنگى ندارد. بايد پرچمى ديگر را براى گراميداشت اين روز بلند کرد. اين پرچم، پرچم آزادى زن، برابرى، انسانيت و لغو آپارتايد جنسى است. پرچم قطع دست مذهب از زندگى ما است. توازن قوايى که امروز در آن به سر ميبريم اين امکان را به ما ميدهد.

بايد سعى کنيم که از همين امروز در تدارک مراسمهايى در دانشگاه ها، پارک ها، مدارس و هرجا که امکانش را داريم باشيم. من بيشتر طرفدار مراسمهايى است که در محيطهاى باز برگزار ميشوند، چون امکان شرکت تعداد بيشترى از مردم در اين مراسمها را ميدهد. البته اين عليه اجراى مراسمهايى مثلا در دانشگاه ها نيست. نوع ديگرى از کار است و به نظر من بايد از همن اين امکانات استفاده کرد.

 

جوانان کمونيست: اين مراسمها چه در دانشگاه ها و چه بيرون دانشگاه بايد بخشا مجوز داشته باشند. از اين مانع چطور ميشود گذشت؟

 

بهرام مدرسى: ببينيد. يکى از راه هايش ميتواند اين باشد که ما مثلا متنى را تهيه کنيم که در آن آمده ما دانشجويان دختر و پسر فلان دانشگاه ميخواهيم روز ٨ مارس را گرامى بداريم و در اين روز درمورد مسايل زنان و غيره صحبت کنيم. اين متن را در سطح کل دانشگاه ها بچرخد. فکر ميکنيد چند نفر اين نامه را امضا ميکنند؟ با اسم و رسم خودشان؟ بخصوص اينکه از طرف انجمن هاى اسلامى و تحکيم وحدتى هاى بى آبرو نيست! من اطمينان دارم که سر از هزاران نفر در مياورد بخصوص در جايى مثل تهران با آن همه دانشگاه و مراکز تحصيلى که دارد. خوب بعد با اين ليست امضاها ميرويم مجوز ميگيريم. اينجا ديگر بحث سر يک نفر يا دو نفر نيست اينجا حداقل چند هزار نفر هستند که اين مجوز را ميخواهند بگيرند. رژيم در اين صورت تحت فشار بسيار شديدى قرار ميگرد. چنين نامه اى را از همين امروز ميشود تهيه کرد. نامه هاى مختلف در سطح مراکز تحصيلى مختلف. ميشود در مورد محل اين مراسم هم با هم به توافق رسيد. چرا همان پارک لاله نباشد؟ اصلا در اين صورت ميتوان خود اين خواست را با امضاى چندين هزار نفر به سطح روزنامه و رسانه هم کشاند. راه ديگرش ميتواند اين باشد که از شوراهاى دانشگاه ها استفاده کنيم. شوراى دانشگاه فلان ميتواند تقاضاى مجوز براى اين روز بکند.

امکان زياد است. بايد از آن استفاده کرد. در ثانى در بسيارى از موارد اصلا نبايد سراغ مجوز گرفتن هم رفت. اين به توازن قواى محلى هم بستگى دارد. مردم سنندج و بوکان يا سميرم يا ايذه که کنترل شهر را به دست خود دارند. اگر در آن روزها هم به همين شدت در خيابان باشند که برگزارى ٨ مارس ديگر اصلا مجوز نميخواهد.

در هر صورت در اين مراسمهايى که به هرشکلى فراخوان داده ايم بايد وسيعا تراکتها و اعلاميه هاى حزب کمونيست کارگرى و سازمان جوانان را پخش کنيم. اگر امکانش را داشته باشيم مراسم جحاب سوزانى راه بياندازيم. حجاب اين سمبل توحش اسلامى و ضد زن را زير پا له کنيم. حتما پلاکاردهاى بزرگى را حمل کنيم که شعارهاى اصلى ما روى آنها نوشته شده اند.

 

جوانان کمونيست: چه شعارهايى؟

 

بهرام مدرسى: شعار اصلى ما ميتواند زنده باد ٨ مارس روز آزادى و برابرى! باشد. شعارهاى ديگرى مانند مرگ بر اين حکومت ضد زن! دست مذهب از زندگى ما کوتاه! لغو حجاب و آپارتايد جنسى! آزادى زن شرط آزادى انسان است! زنده باد آزادى زن! را هم بايد استفاده کنيم.

در پايان حتما و سريعا گزارشات اين روز را براى ما بايد ارسال شوند تا همه را از جشنها و مراسم اين روز بزرگ مطلع کنيم.

رفقا و دوستانى که سوالاتى دارند ميتوانند مستقيما با خود من تماس بگيرند. براى همه اين عزيزان آرزوى موفقيت را دارم.