فحشا

فحشا، يا تن فروشى، دو طرف دارد. خريدار و فروشنده. کسى که جسم خود را در ازاى پول ميفروشد، و ديگرى که خريدار آن است. امروز در ايران خريداران به قشرى که پول دارند و آنرا براى به اصطلاح عيش و نوش خود صرف ميکند، محدود نميشود. اين قشر قطعا با سر کار آمدن رژيم اسلامى در ايران، و رانده شدن لشکر ملايانى که تا ديروز در فيضيه ها خود را محبوس تصورات مذهبى و مازوخيستى کرده بودند, به صدر حاکمان جامعه، بيشتر از سابق است. ولى خريداران را فقط اينها تشکيل نميدهند. مردم عادى، جوانانى که به يمن حاکم بودن مقررات اسلامى اجازه تجربه کردن سکس آزاد را در دوران بلوغ خود ندارند، و حتى بزرگسالانى که درست به همين علت هنوز زندگى جنسى خود را درست تجربه نکرده اند، هم جزو اين خريداران هستند.

بى ترديد قوانين اسلامى و اساسا وجود رژيم ضد بشری و سرمایه داری در ايران سر منشا سياسى و اجتماعى فحشا و تن فروشى است. معمولا هنگامى که از تن فروشى صحبت مى شود، زنان تن فروش هدف قرار ميگيرند. به نظر اسلام، قرآن و کل جريانات اسلامى و شرق زده، زن همواره موجودى پست تر از مردان است. در سنتهایی كه به آن افتخار میكنند، در نوع رفتار و پوششی كه به زنان "توصیه" میكنند و در كل فرهنگ شرق زده و اسلامی حاكم. براى اين ميتوان به صدها آيه از قرآن و حديثهاى ديگر و "نوشتارهای" مدافعین فرهنگ ایرانی و چپ هایی كه هنوز از خیمه های عقب افتاده خود بیرون نیامده اند، اشاره کرد. روابط انسانى و در اينجا بطور مشخص روابط جنسى انسانها بايکديگر در فرهنگ و قوانين اسلامى جزو "حرامترين" ها است، چرا که زن که يکطرف اين رابطه است اساسا موجوديت مستقلى ندارد. زن بقول قرآن "کشتزار مردان است". در فرهنگ اسلامى وقتی که از روابط جنسى ميان مردان و زنان صحبت ميشود، انسان شاهد فجيعترين و زننده ترين تخيلات مازوخيستى است، تخيلاتى که در اکثر به اصطلاح آثار نمايندگان امروز و ديروز خدا به وفور وجود دارند. با به قدرت رسيدن رژيم اسلامى در ايران، اين تخيلات به قانون تبديل شدند و زندگى ٦٠ ميليون انسان را رقم زدند. بنابراين اگر ميخواهيم به مشکل تن فروشى و فحشا جواب دهيم در وهله اول بايد جمهورى اسلامى را برانداخت. بايد جمهورى اسلامى را به زير کشيد و با مرخص شدن آن خط باطلى بر تمام آن قوانين اسلامى کشيد. قوانينى که تنها جمهورى اسلامى هم مدافع آن نيست! امروز نيروهاى ديگرى هستند که خود را اپوزيسيون جمهورى اسلامى ميدانند، اما وقتى به آنها که رجوع ميکنيد ميبينيد که اغلب آنها در جايى به همان سنت شرق زده اى که به آن اشاره کردم وصل هستند. هيچکدام از اين نيروها، از سلطنت طلبان تا به اصطلاح ليبرال - اسلامى ها، تسويه حساب قطعى با جمهورى اسلامى، تسويه حساب قطعى با مذهب و کنار زدن تمام آن اخلاقيات، فرهنگها و قوانين و سنت ها را نميخواهند. برعکس آنها توکل به اين سنتها و قوانين و فرهنگ را نقطه اتکاى خود براى رسيدن به قدرت ميدانند

به جنبه اقتصادى مسئله بنگريم.

فروشندگان سکس هم بسيار وسيعتر از سابق هستند. فقر و ندارى و حاکميت يک رژيم زن ستيز، بر متن بازار "پر رونق" فحشا، دختران و زنان بسيارى از هر طبقه و قشرى را روانه بازار تن فروشى کرده است. تن فروشى امروز به تنها راه امرار معاش آنها تبديل شده است. درست به همان درجه که فقر و فشار تامين مايحتاج زندگى هزار برابر سابق است، به همان درجه تعداد انسانهايى که براى امرار معاش خود به تن فروشى روى مى آورند هم بيشتر شده است. به اين بايد قوانين ضد زن جمهورى اسلامى را هم اضافه کرد که براى بسيارى از زنانى که طلاق گرفته اند، راهى جز تن فروشى براى امرار معاش باقى نگذاشته است.

جامعه ايران جامعه اى سرمايه دارى است. اساس اين جامعه بر فروش نيروى کار قرار دارد. اکثريت عظيمى از جامعه مجبورند براى امرار معاش خود نيروى کار خود را روزانه بفروش برسانند. اين منبع سود سرمايه است. اما کسى که امکان فروش نيروى کارش را ندارد، کسى که به دليل سالها اشتغال به کار خانگى امکان "عرضه" خود در بازار کار مملو از بيکاران را ندارد، کسى که به يمن قوانين اسلامى نه شخصيت مستقلى دارد و نه از حقوق مستقلى برخوردار است، کسى که قانون و ايدئولوژى و فرهنگ حاکم او را يک موضوع جنسى بيشتر نمى داند، چه چيز را ميتواند براى فورش به بازار عرضه کند جز تن و جسم خود را؟

براى مبارزه با فحشا بايد ابتدا حرمت انسانى- اجتماعى کسانى که به هر دليل به اين حرفه رو آورده اند را به رسميت شناخت. بايد امکاناتى فراهم ساخت که این افراد به دور از دسترس شبکه های دلال و تحت حمايت هاى صنفى، اجتماعى، فرهنگى، بهداشتى و آموزشى دولت به شغل خود بپردازند تا بتدريج با کار آگاهگرانه و فراهم آوردن امکان کسب مهارت هاى ديگر و تامين رفاه همگانى بتوانند داوطبانه از اين حرفه کناره گيرى کنند. در صورتى ميتوان با فحشا مبارزه کرد که جامعه، فرهنگ و قوانين حاکم بر آن، بتواند با ترور شخصيت اين افراد مبارزه کند و حرمت و شخصيت انسانى آنها را به رسميت بشناسد.

فوریه ۲۰۰۵