١٨ تير - خبرى ميشه؟

بهرام مدرسى

اين سوالى است که تقريبا همه امروز از خود ميکنند. خود اين سوال انتظارى را در خود دارد. انتظار شلوغ شدن، انتظار تظاهراتهاى خيابانى و کلا چيزى مثل اتفاقات سال قبل. جواب به اين سوال هم متفاوت است. من اينجا به يک جواب ميپردازم. "رژيم زيادى سفت گرفته. مردم هم پاسيو هستند. امسال به نظر ميرسه که اتفاقى نيفته"

"رژيم زيادى سفت گرفته"

رژيم از ماه‌ها قبل خود را براى رودررويى با اين روز آماده کرده است. اين واقعيتى است. هدف رژيم براى مقابله با اين روز رو به جوانان دارد. امتحانات دانشگاه‌ها را جلو انداخته‌اند تا روز ١٨ تير دانشگاه‌ها بسته باشند. خوابگاه‌ها را ميخواهند با قطع آب و برق و تلفن تا روز ١٣ تير تعطيل کرده باشند. محيط دانشگاه‌ها و خوابگاه‌ها شباهت زيادى به قلعه و باروى نظامى پيدا کرده است. رفت و آمدها بشدت کنترل ميشوند، لباس شخصى‌ها و نيروهاى انتظامى رژيم اين محيط‌ها را به تمام معنى قرق کرده‌اند. در خيابانها به هر دو جوانى که باهم نشسته باشند، گير ميدهند. سوال و جواب که چه ميکنيد و چرا نشسته‌ايد؟ را ديگر همه حداقل اين روزها يکبار تجربه کرده‌اند. قليان کشيدن هم که ديگر ممنوع شده است. به کافى نت ها دستورالعمل داده‌اند که بايد کنترل بيشترى بکنند. ليست سايتهاى فيلتر شده سر به آسمان ميکشد. احکام اعدام را دارند دوباره به جلو صحنه ميکشند. دانشجويان و فعالين سياسى زيادى مستقيم يا غير مستقيم يا تهديد شده‌اند و يا علنا به دادگاه‌هاى انقلاب احضار شده‌اند. زنان و دختران را مجبور ميکنند که حجاب‌ها را موقتا دوباره پائين بکشند. موى زنان دوباره براى رژيم اسلامى برق‌دار شده و جاى خطر دارد! خيابانها مملو از ماموران باطوم به دست رژيم است. اگر سوال کنيد که چه خبر است؟ ميگويند براى کنترل رفت و آمد ماشينها مستقر شده‌اند! بقول يکى از دوستان انگار ميخواهند با باتوم تو سر راننده بزنند. و . . . . .

اين تصويرى است که امروز هرکسى در هرکجا که باشيم ميبينيم. "رژيم زيادى سفت گرفته" اين واقعيت دارد.

اما آيا اين سفت گرفتن‌ها ميتوانند دائمى باشند؟

در اينکه رژيم هنوز دندان براى گاز گرفتن دارد شکى نيست. اين دندان را ما اما بارها و بارها شکسته‌ايم. نگذاشته‌ايم که گاز بگيرد. عقبشان رانده‌ايم. چه شده که امسال دوباره عربده ميکشند؟ و قدرتشان را نشانمان ميدهند؟ جواب هرچه باشد، صورت مسئله‌ قديمى رژيم کماکان به قوت خود باقيست. مردم اين رژيم را نميخواهند. مردم و جوانان بخصوص سرنگونى اين رژيم و زندگى آزاد و برابر را ميخواهند. به جواب سوال بالا هم البته در ادامه خواهيم پرداخت.

تناقض‌هاى بنيادى اين رژيم با آرزوها و خواستهاى مردم و جوانان نتنها تقليل نيافته بلکه روز به روز روشنتر هم ميشوند. امروز ديگر بجز تعدادى عاشق سرسپرده رژيم، هيچ آدم جدى ديگر از اصلاح رژيم حرفى نميزند. شعار اصلاحات درست به اندازه وجود خود اين رژيم مردم را متنفر ميکند. امروز ديگر هر انسان آزاديخواهى ميداند که اين رژيم را با رفراندم نميتوان مرخص کرد. امروز ديگر هر انسان شرافتمندى مخالف تکرار سناريوى حمله آمريکا به عراق و افغانستان براى ايران است. امروز ديگر حتى "جمهورى‌خواهان" و "سلطنت‌طلبان" هم به روى مبارک نمياورند که سال گذشته براى احراز مقام "چلبى" ايران پشت در وزارتخانه‌هاى دست چندم آمريکا و انگليس صف کشيده‌بودند. امروز براى اکثريت بزرگى از مردم تنها راه نجات از اين خفقان اسلامى سرنگونى اين رژيم است. سرنگونى آن به دست خود مردم و نه هيچ چيز ديگرى. اگر سران رژيم ميديدند که حناى دوم خرداد هنوز رنگى دارد، قطعا هنوز پشت پرده اصلاحات ميماندند و خاتمى را همچنان هلهله کنان و لبخند برلب بعنوان لوتر زمان معرفى ميکردند. اگر دولتهاى اروپايى ميديدند که پرچم اصلاحات امکان بيرون کشيدن رژيم اسلامى را از زير ضرب اعتراضات مردم دارد، نه يک جايزه که روزى هزار جايزه به خانم عبادى ميدادند تا نشان دهد که اسلام با آزادى تنافضى ندارد. اگر رژيم ميديد که خيال رفراندم رژيم، ميتواند مردم را به خانه بفرستد، خودشان ترتيب رفراندم ميدادند و در کنار پسر‌خاله ها و دختر‌عمه‌هاى خودشان چندتايى هم از طرفداران سينه‌چاک رژيم اسلامى، چندتايى از همين اکثريتى‌ها و توده‌اى ها و يا جمهورى‌خواهان را هم براى شرکت در اين رفراندم تاييد ميکردند و خيالشان از دست مردم راحت ميشد. پروژه "رژيم چنج" دلدادگان و طرفداران کشتار مردم توسط "سلاحهاى دقيق" ارتش آمريکا و انگليس هم که فعلا با گيرافتادن سرانشان در عراق و افغانستان، به بايگانى سپرده شده است.

براى مردم اما در فراى همه اين "امکانات" تنها يک راه حل معتبر است. انقلاب عليه رژيم اسلامى و سرنگونى قطعى آن. اين مشکل اصلى رژيم اسلامى است. مشکلى که با روشنى بيشترى هرروز خود را به همه نشان ميدهد.

براى رژيم اسلامى راهى بجز مقابله رودرو با مردم باقى نمانده است. ولى‌فقيه و کل رژيم اسلامى و طرفداران داخلى و خارجى آن لخت و عور در مقابل مردم قرار گرفته‌اند.

در کنار اين شرايط تنگ داخلى براى رژيم، اوضاع منطقه اما امکانات تحرک بيشترى را براى آنها فراهم کرده است. ما رشد جريانات اسلامى در عراق و افغانستان را پيش‌بينى کرده‌بوديم. در عراق بخصوص ما شاهد رشد روزافزون اين جريانات ارتجاعى هستيم، جرياناتى که در جنوب عراق مستقيما با رژيم اسلامى در ارتباطند. اين به سران رژيم در ايران امکان تحرک بيشترى را در منطقه داده است. فاکتور تحرک اين نيروها و شکست سياست دولت آمريکا و انگيس در عراق، دستور جلسه دائمى مذاکرات "نمايندگان رژيم اسلامى" با "همپايگى‌هاى اروپايى و آمريکايى‌شان" است. تحرک لشکر مرتجعينى که حاضرند خود را منفجر کنند و مردم را به کشتن بدهند اما رو به مردم هم در ايران دارد. اين دندان تازه‌اى است که رژيم باعلاقه به همه نشان ميدهد و ميترساند.


ولى آيا کل اين صورت مسئله چه داخلى و چه منطقه‌اى ميتواند رژيم را نجات دهد؟ جواب منفى است!

سرکوب و خفقان فاکتورى ناآشنا براى مردم و جوانان نيست. اين رژيم اساسا رسالتش سرکوب بوده‌است. ٢٦ سال گذشته همين رسالت را داشته است. سرکار آمدند که انقلاب ٥٧ و مردم انقلابى را سرکوب کنند. اين رژيم نميتوانست به رژيم متعارف بورژوازى در‌ايران بدل شود. نه سياستشان اين اجازه را به آنها ميداد و نه اساسا ساختار رهبرى و ارگانهاى حکومتيش اين امکان را به او ميداد.

بنابراين اگر سرکوب بخشى از موجوديت ٢٦ ساله اين رژيم است، مقابله با آن و عقب زدن آن هم بخشى از مبارزه مردمى است که اين رژيم را نميخواهند. گذشته از اين نکته تحليلى، رژيمى که سرکوب ميکند، بايد در عين حال راه‌حلى مقابل جامعه قرار دهد. اگر پينوشه با کودتاى نظامى خود آلنده را پائين ميکشد و جامعه را سرکوب ميکند، درست به موازات آن راه حل و شکل عملکرد اقتصادى و سياسى را هم در مقابل جامعه قرار ميدهد تا به سرکوب شدگان امکان امرامعاش و زندگى بدهد. اين از عهده رژيم اسلامى برنميايد. در سالهايى که خواست سرنگونى رژيم اسلامى هم به اين قدرت و گستردگى نبود، اينها عاجز از راه‌انداختن ماشين اقتصادى خود بودند. برنامه‌هاى اقتصادى رفسنجانى‌ها آمدند و رفتند. عدم پرداخت حقوق معوقه کارگران، خواست اضافه دستمزدها، اعتراضات معلمان، پرستاران، بيکارى و اعتياد، فساد مالى، کرسنگى و استثمار کودکان، فقر و ندارى چهره زندگى است که اين رژيم به ٦٠ ميليون انسان تحميل کرده است. اين رژيم امکان تغيير اين شرايط اقتصادى را ندارد. دستگاه سرکوب هم به‌تنهايى نميتواند اين شرايط را ايجاد کند.

امروز براى اکثريت قريب‌به‌اتفاقى از مردم گذران زندگى حتى در پائين‌ترين سطح خود هم به سرنگونى اين رژيم گره خورده است. اين شرايط قطعا پايدار نيست!

سرنگونى رژيم اسلامى لشکر مرتجعينى که حاضرند خود را منفجر کنند را هم به همراه خود منحل خواهد کرد.

"مردم پاسيو هستند"

آيا مردم واقعا در خانه نشسته‌اند و به اين زندگى رضايت داده‌اند؟ جواب قطعا منفى است. براى من شما و همه کسانى که ميشناسيم.

درهرکجا که هستيم. در صف اتوبوس، در تاکسى، در محل کار يا دانشگاه و مدرسه، تنفر از اين رژيم خفقان اسلامى در هوايى است که استنشاقش ميکنيم. اگر به خيابان نميائيم که تظاهرات کنيم دليلش پاسيو بودن نيست! تظاهرات نتيجه توازن قواى معينى است که به تظاهرکننده اعتماد به نفس و امکان عمل مشترک براى احراز خواستى معين را ميدهد. بودن و نبودن تظاهرات چيزى درمورد پاسيو بودن يا نبودن مردم نميگويد. مردم چه در تظاهرات باشند و چه نه، اين رژيم را نميخواهند. اگر قرار است مردم در خيابان باشند و تظاهرات کنند، اگر ميخواهيم که آن خواست سرنگونى رژيم از عمق به سطح بيايد و خود را فرياد بزند، آنوقت بايد تلاش کنيم که آن توازن قواى معين را بوجود آوريم و مهمتر از آن پيش از اينکه اساسا به ايجاد اين توازن قوا فکر کنيم، بايد خودمان را بعنوان يکى از عوامل دخيل در عملکرد همين مردم ببينيم! مردم پاسيو هستند، بيان "تئوريک" همان عدم اعتماد به نفس است. و متاسفانه از طرف کسى طرح ميشود که قاعدتا بايد تغيير اين توازن قوا مسئله اش بوده باشد. با تز مردم پاسيو هستند نميشود به مصاف تغيير اين شرايط رفت. اين تز بدوا خود ما را از فاکتور تغيير دهنده شرايط امروز حذف ميکند.

بنابراين بايد ابتدا خود را بعنوان يکى از عوامل تغيير شرايط امروز ببينيم و بعد به "چگونگى" آن فکر کنيم. از کسى که خود را در اين موقعيت نبيند، نميتوان انتظار تغيير چيزى را داشت.

"امسال به نظر ميرسه که اتفاقى نيفته"

امسال ميتواند اتفاقى بيفتد، ميتواند اتفاقى هم نيفتد. همانطور که گفته شد بخش مهمى از اين بستگى دارد که ما ميخواهيم چه اتفاقى بيفتد؟ و آيا اساسا کارى براى اينکه اين اتفاق بيفتد را انجام ميدهيم؟

با فرض اينکه ميخواهيم که اتفاقى بيفتد به اقداماتى که ميتوان براى اين امر انجام داد ميپردازيم. اما پيشا لازم است دقت کنيم که اين اقدامات بسته به امکانات و شرايطى که هريک از ما داريم قابل بررسى براى انجام هستند.

بايد فضايى که رژيم ايجاد کرده است را شکست!
اين به همه آن مردمى که در انتظار امکان ابراز وجود خود هستند، اعتماد به نفس براى عمل مشترک ميدهد. براى اين امر بايد به اقلام متفاوتى اشاره کرد.

- شعار نويسى را وسيعا بخصوص در محلات سازمان دهيم. خود نفس شعار بر دروديوار اعلام دعوت علنى از مردم و خوانندگان اين شعار براى عمل مشترک سياسى است. در شرايط معين سياسى انسان مخفيانه و در چهارچوب ارتباطات محدود خود سعى ميکند کسى را به چيزى مجاب کند. شعار نويسى اما دعوت علنى و عمومى از همه مردم است. امروز بخصوص روز اعلام چنين دعوتى است. شعارها اساسا ميتوانند مرگ بر جمهورى اسلامى و زنده‌باد آزادى، زنده‌باد برابرى و بخصوص شعار آزادى زندانى سياسى باشند.


- پخش وسيع اعلاميه‌ها و تراکتهاى سازمان جوانان کمونيست و حزب کمونيست کارگرى در محلات را بايد آغاز کنيم. اين همانطور که گفته شد قدم بزرگى در شکستن آن فضا است. بايد وسيعا نيرويى را که مردم ميتوانند و بايد در مبارزه خود به آن توکل کنند را شناساند.

- تظاهراتهاى شبانه را در حد امکان سازمان دهيم. تلاش کنيم با همکارى دسوتان و آشنايانمان در محله تظاهراتهاى شبانه‌اى را سازمان دهيم. اين تظاهراتها ميتوانند نقشى اساسى در آماده کردم مردم چه براى ١٨ تير و چه تغيير فضاى محله داشته باشند. چند و چون تدارک اين تظاهراتها را قطعا دوستان در محل ميدانند. بايد کارى را که در تدارک چهارشنبه‌سورى کرديم را تکرار کنيم. امروز قطعا تدارک چنين تظاهراتهايى به سادگى چهارشنبه‌سورى نيست. براى اين اما ما بچه‌هاى محل و مردم را با خود داريم. اين تظاهراتها ميتوانند کوتاه و سعريع باشند، شعارها همانهايى هستند که گفته شد. گزارش اين تظاهراتها را هرچند کوتاه و سريع را بايد به دست ما رساند تا همه مردم را در سطح کشور از آن مطلع کنيم.

- اعتراض به دستگيرى‌ها. در هرکجا که هستيم در خيابان يا محله سعى کنيم مردم را ترغيب به اعتراض به دستگيرى‌ها کنيم. بايد هر قلم دستگيرى که اينها ميکنند. مهم نيست به چه علتى. با هو کردن مردم و اعتراض همه در محل روبرو شود. اينکه بتوان فرد دستگير شده را نجات داد يانه طبعا بستگى به شدت اين اعتراض در محل دارد. تلاشمان اين باشد که دستگير شدگان را فورا از چنگشان درآوريم.

- روسرى‌ها را بالا بکشيم. از هر امکانى براى بالاکشيدن روسرى‌ها استفاده کنيم.

- درخيابان باشيم. سعى کنيم وسيعا در خيابانها حاضر باشيم. خود نفس حضور مردم در خيابانها اعتماد بوجود مياورد و نيروهاى رژيم را ميترساند.

- . . . . . . و اقدامات ديگرى که ميتوان در محل انجام داد.

 

۲۷-۶-۲۰۰۴