مصاحبه با بهرام مدرسی درباره پلنوم چهارم کميته مرکزى سازمان جوانان کمونيست

اوت ۲۰۰۳

جوانان کمونيست: قبل از آنکه وارد جزئيات شويم، چه جنبه اين پلنوم بيش از هرچيز نظر شما را گرفت؟

بهرام مدرسى: دونکته. اول مصمم بودن رفقاى شرکت کننده در پلنوم براى وارد شدن در جنگ قدرت سياسى در ايران و عزمشان براى متحقق کردن اهداف و برافراشتن پرچم حزب کمونيست کارگرى در همه جا و دوم درست در شرايطى که رژيم فعلا بعد از ١٨ تير امسال هنوز به حکومت نظامى غير رسميش ادامه ميدهد و موج اعتراضات کمى خوابيده است، در اين پلنوم نه تنها درباره سرنگونى رژيم و اقدامات عملى براى آن، بلکه در مورد نقش و جايگاه سازمان جوانان کمونيست بعد از سرنگونى رژيم اسلامى هم بحث شد. روحيات و مباحث اين پلنوم از نظر من انعکاس نظرات، روحيات و واقعيت بخش‌هاى زيادى از جوانان آزاديخواه، کمونيست و سرنگونى طلب بود و به اين اعتبار به نظر من آن حرکت، اعتراض و جنبش را نمايندگى ميکرد. ‌

جوانان کمونيست: دستور چه بود؟ (هرچند که در اطلاعيه پايانى در شماره قبل هم چاپ شده است) چه مباحثى مطرح شد؟

بهرام مدرسى: دستور جلسات پلنوم اساسا سه بخش داشت. اول اوضاع سياسى ايران، جنبش جوانان و جايگاه سازمان جوانان کمونيست، دوم گزارش فعاليتهاى اين سازمان در ايران و خارج کشور و سوم بحث کوتاه کنگره دوم و آرايش رهبرى سازمان جوانان کمونيست.اساسى‌ترين بحث از نظر من، بحث اوضاع سياسى، جنبش جوانان و جايگاه سازمان جوانان کمونيست بود. در اين بحث به فاکتورهايى که امروز در شرايط سياسى جارى هستند اشاره شد و همچنين به بررسى جنبش جوانان پرداختيم. مشخصات و مختصاتش را بحث کرديم و در پايان جايگاه سازمان جوانان کمونيست مورد بررسى قرار گرفت.

جوانان کمونيست: راجع به اوضاع سياسى ايران، سرخط بحث ها چه بود؟

بهرام مدرسى: بحث اساسى اين بود که ما با رژيمى طرفيم که تلاش ميکند به هرطريق ممکن سر کار بماند و از طرف ديگر با مردمى روبرو هستيم که ميخواهند اين رژيم را سرنگون کنند. اين يعنى اينکه دوره دلقک‌بازى هاى دوم خرداد و رئيس جمهور گريانش گذشته است. يعنى اينکه مردم و جوانان براى اعتراض به رژيم اسلامى ديگر منتظر فرصتى که دعواهاى درونى رژيم به آنها بدهد نميشوند، بلکه خودشان راسا اين فرصتها را بوجود مياورند. اين توازن قوا، کل رژيم را درمقابل جنبش سرنگونى طلبى مردم قرار ميدهد. حکم اينکه رژيم اسلامى با تمام جناح‌هايش و مدافعانش بايد سرنگون شود ديگر حکمى بديهى در کوچه و خيابان است. اين از يکطرف. از طرف ديگر شعارها و مطالبات اعتراضات و جنبش مردم براى سرنگونى هم روشن‌تر از سابق است که خود اين گواه دست بالا داشتن کمونيسم کارگرى و چپ در جامعه است. به اين البته بعدا باز خواهم گشت ولى نکته مهم اين است که شعارهاى اعتراضات مردم به سرعت روشن‌تر شدند، عوض شدند. در اعتراضات ٢٠ خرداد تا ١٨ تير تنها دو روز کافى بود که مردم شعار مثلا رفراندم را که از طرف نيروهاى راست و ناسيوناليست مطرح ميشد را کنار بزنند. اين هم در ايران و هم در خارج کشور به روشنى به چشم ميخورد. اين بحث بر اين نکته تاکيدى اساسى داشت. جنبش اعتراضى مردم، شعارهايى که تنها حکمتشان در خانه نگه‌داشتن مردم است را (مثلا همين شعار رفراندم) با در خيابان بودنش کنار گذاشت. شخصيتها و شعارهاى ديگرى طرح شدند و به جلو صحنه آمدند. به قتل زهرا کاظمى نگاه کنيد. اعتراض به قتل زهرا کاظمى به جبهه ارتجاعى دوم خرداد و بازماندگان آن وصل نميشود چرا که اينها خود از همکاران جنايتکار رژيم اسلامى هستند. قديم پاسدارها و اطلاعاتى‌هاى سابق و‌ روزنامه‌نگاران دگرانديش امروز که رسالتى جز حفظ رژيم سرمايه‌دارى اسلامى نداشتند و ندارند اينها درست به اندازه هم حکومتى‌هايشان در رژيم اسلامى مورد تنفر مردم هستند و بايد سرنگون شوند. اين اعتراض به نيروهايى که خواهان رفراندم هستند هم نميچسبد چرا که اعتراض به قتل زهرا کاظمى، اعتراض به پايه‌اى‌ترين رکن وجود رژيم اسلامى است. اعتراض به سرکوب و اعدام است. اعتراض به رژيمى است که تنها با اتکا به اين توحش تابحال سرکار مانده است. مردم به قتل زهرا کاظمى اعتراض نميکنند چون ميخواهند ظاهرا با جلادان و شکنجه‌گران پاى ميز رفراندم و مذاکره بنشينند. مردم به قتل زهرا کاظمى معترضند چون اساسا حکومت کشتن و شکنجه و اعدام را نميخواهند. در طى بحث رفقا بر رشد و بلوغ جنبش سرنگونى تاکيد کردند و نشان دادند که اين جنبش به هر درجه که به سرنگونى رژيم اسلامى نزديکتر ميشود، به همان درجه براى بيان خواستهايش و شعارهايش مجبور است که چپ بشود. نکته شور انگيز در اين بحث اين است که حزبى مشخص اين چپ را امروز نمايندگى ميکند که جزو خوشنام‌ترين و بانفوذ‌ترين نيروهاى امروز سياسى در ايران است. اين چپ امروز نماينده و پرچمدارش حزب کمونيست کارگرى ايران است. اين چپ امروز در جنبش جوانان نماينده و پرچمدارش سازمان جوانان اين حزب، سازمان جوانان کمونيست است. رفقا بر اين نکته تاکيد گذاشتند و اين به نظر من يکى از مهمترين فاکتورهاى دخيل در اوضاع امروز است. اينکه روند اوضاع به کجا ميرود در نتيجه بخشا به اين بستگى دارد که اين حزب و اين نماينده چپ و برابرى‌طلبى در آن جامعه ٦٠ ميليون نفرى چطور عمل ميکند؟ تا آنجا که به سازمان جوانان کمونيست باز ميگردد رفقا بر اساس اين واقعيت به خود و جنبشى که با آن روبرو هستند نگاه کردند و چه بايد کردشان را تعريف کردند.

جوانان کمونيست: همينطور اوضاع بين الملى و مشخصا اوضاع عراق وارد اين بحث شد؟

بهرام مدرسى: بله. اوضاع بين‌المللى فاکتورى مهم در بررسى شرايط امروز است و در مباحث پلنوم به آن اشاره شد. فاکتور اول عاجز بودن حکومت و دستگاه نظامى آمريکا در کنترل اوضاع در افغانستان و بخصوص در عراق و اين که همه مردم دنيا و به طبع آن مردم در ايران ميبينند که حمله آمريکا به عراق چيزى جز ناامنى و جولان نيروهاى ارتجاعى و فقر و خانه خرابى بدنبال نداشته است. اين در ايران نيروهاى سياسى معينى از راست سلطنت طلب تا کرد‌هاى ناسيوناليست و غيره که همين نسخه را براى ايران هم توصيه ميکردند و در تبريک و تهنيت گفتن به دولت آمريکا و ژنرالهايش با هم مسابقه دو گذاشته بودند را در بد وضعيتى گير انداخته است. اين‌ها الان مجبورند به مردم توضيح دهند که اين واقعيت سياه را برايشان آرزو کردند. که جان کودکان و همه مردم در ايران برايشان به نسبت شانس به قدرت رسيدنشان از اين طريق کوچکترين ارزشى ندارد. که اين‌ها براى چلبى شدن در ايران با هم مسابقه گذاشته بودند. اين فاکتور، آلترناتيو نيروهاى راست پرو غرب را ضعيف کرده است. و اين مستقيما در شرايط سياسى ايران نقش بزرگى بازى ميکند. اين نيروها البته به همين راحتى از صحنه جدال قدرت سياسى در ايران کنار نخواهند کشيد ولى امروز با خراب بودن موقعيت آمريکا در منطقه وضع اينها هم از اين بابت زياد تعريفى ندارد.فاکتور دوم سربلندى و اقبال کمونيسم کارگرى در عراق است. واقعيت شورانگيزى که مديون وجود حزب کمونيست کارگرى عراق و اقداماتش در مبارزه عليه جريانات اسلامى و دفاع از برابرى و آزادى انسانها است. واقعيتى که حتى خشک‌مغزترين سياستمداران دنياى غرب را وادار به اعتراف به اين امر کرده است. اميدوارم که خوانندگان اين نشريه مقالات مجلات اکونوميست و تايمز آسيا را در اين رابطه خوانده باشند. امروز حزب کمونيست کارگرى عراق تنها نيروى سياسى در عراق است که ميتواند عراق را به سمت جامعه‌اى آزاد از کثافات مذهب، اسلام، ناسيوناليسم، کرد‌گرايى، عرب‌گرايى و قوم‌پرستى ببرد. اين را که کنار وجود و حضور حزب کمونيست کارگرى ايران بگذاريد همه داستان بايد دستتان بيايد و اين نکته‌اى بود که در پلنوم به آن اشاره شد.و فاکتور آخر در اين رابطه بد اقبالى اسلام سياسى در سطح جهان است. بد اقبالى که مستقيما رژيم اسلامى را هم هدف گرفته است. اين نه از سر مثلا حمله آمريکا به عراق يا افغانستان که از سر آزاديخواهى و ميل مردم در ابتداى قرن ٢١ براى خلاصى از اين سناريوى سياهى است که هرروزه در يک‌جاى دنيا فاجعه ميافريند. مردم اسلام سياسى را نميخواهند ببينند و نميخواهند تحمل کنند.

جوانان کمونيست: تصميمات پلنوم چهارم چه بود؟

بهرام مدرسى: جواب براى ما دو بخش دارد. خارج کشور و ايران. در ايران بايد سعى کنيم که وسيعترين نيروى مردم را دور پرچم حزب کمونيست کارگرى جمع کنيم. پرچم امروز اين حزب، سرنگونى رژيم اسلامى و آزادى و برابرى بعنوان ارکان آينده بعد از جمهورى اسلامى است. در سوال قبلتان گفتم که هر ذره اعتراض به رژيم اسلامى اگر ميخواهد واقعا جايى از رژيم اسلامى را نقد کند و کنار بگذارد، مجبور است چپ باشد و گفتم که اين چپ امروز تنها حزب کمونيست کارگرى ايران است. بايد اين حزب و جوابهايش را در اختيار مردم قرار داد. بايد به مردم گفت که اگر مخالف سر سخت حجاب و زن ستيزى هستيد، اگر مخالف سرکوب و اعدام و ديکتاتورى هستيد و غيره بيائيد و پرچم اين حزب را به دست بگيريد. بيائيد و شعارهاى اين حزب را به دست بگيريد. اين بايد از طرف جوانان کمونيست و آزاديخواه همه جا پراتيک شود. هر کجا که هستيم. قانع کردن مردم، دوستان، اقوام و آشنايانمان کارى تعطيل ناپذير است و پلنوم بر اين تاکيد کرد. سوال اما اين است که مردم بطور طبيعى در کجا هستند؟ در محلات!رژيم راحت ميتواند دانشگاه را ببندد، مدارس را تعطيل کند و غيره، محلات را اما نميتواند تعطيل کند. ما گفتيم که محلات مرکز فعاليت ما هستند. رفقاى ما، فعالين و دوستداران سازمان جوانان کمونيست و همه جوانان آزاديخواه بايد سعى کنند که فضاى محله را به دست خود گيرند. بايد سعى کنند که مردم محله خود را قانع کنند که اين شعارها و اين آلترناتيو بهتر ميتواند خواستهاى مردم را براى سرنگونى رژيم اسلامى نمايندکى کند. از همين الان بايد سعى کنيم که محلات بخشى از تصويرى را که بعد از سرنگونى رژيم اسلامى ميخواهيم داشته باشيم را به دست بدهند. يعنى جايى براى رفتار آزادانه دختران و پسران با هم. يعنى محيطى که افراد نيروهاى امنيتى رژيم جرات ورود به آن را به خود ندهند. يعنى مناطق آزاد از سرکوب رژيم اسلامى. يعنى جايى که ميتوان آنجا شاد بود زد و رقصيد و در عين حال درباره سرنگونى رژيم اسلامى و آينده بحث کرد. يعنى جايى که در آن خود را براى تظاهراتها آينده آماده ميکنيم و شعارهايمان را تعيين ميکنيم و غيره. گفتم که محلات در اين استراتژى نقشى اساسى را دارند.

جوانان کمونيست: راجع به فعاليت در محيط دانشگاه صحبت ها چه بود؟

بهرام مدرسى: در اينکه بايد همه جا سعى کنيم اکثريتى بزرگى از مردم را به آلترناتيو حزب کمونيست کارگرى، به پرچم آزادى و برابرى قانع کنيم، فرقى بين دانشگاه و محله وجود ندارد. اختلافى اگر باشد در مورد شرايط کارى در دانشگاه‌ها و محلات و امکانات و محدوديت‌ها است. ببينيد من گفتم که رژيم ميتواند دانشگاه‌ها را تعطيل کند و همين کار را هم پيش از ١٨ تير در بسيارى از مراکز آموزشى کرد. خوابگاه‌ها و دانشگاه‌ها را بست. اين نقطه ضعف دانشگاه‌ها است. محلات را اما همانطور که گفتم نميتواند ببندد. دانشگاه‌ها اما مراکز فکرى مهمى براى رشد جنبش اعتراضى مردم عليه رژيم اسلامى هستند. اين مراکز را بايد دانشجويان چپ و کمونيست به تسخير خود درآورند. من آگاهانه ميگويم به تسخير خود در آورند چون سالهاست که جريانات ارتجاعى دوم خردادى خود را سخنگو و نماينده دانشجو اعلام ميکنند. اين ها را بايد کنار زد و دانشگاه را به تسخير خود درآورد. اين مراکز نه جايى براى روزه و عزاى انجمن اسلامى و نماز جمعه و اين مزخرفات، که مراکزى براى فعاليت سياسى آزاد و مراکزى براى چپ ها و کمونيستها بايد باشد. سابقا هم همينطور بود. پلنوم به دقت سير پيشروى محافل و گروه‌هاى کمونيستى را در سطح دانشگاه‌ها بررسى کرد. اين ديگر واقعيتى غيرقابل انکار است که اين محافل و گروه‌هاى چپ و کمونيست هستند که صحنه‌گردان اصلى فعاليت سياسى در محيطهاى دانشگاه‌ها مى‌باشند. فاکتور دوم مبارزه فکرى سياسى است که در دانشگاه‌ها متمرکز است که بايد در آن شرکت کرد و سعى کرد در اين مباحث دخالت کرد و جواب کمونيستى کارگرى را به اين سوالات و مسائل داد. از تجربه شوروى گرفته تا بحث اقتصاد سوسياليستى از جنبش خلاصى فرهنگى تا معنى آزادى و برابرى و غيره را بايد سازمان جوانان کمونيست جواب دهد. همين امروز به يمن پيوستن طيف وسيعى از فعالين کمونيست دانشجو به سازمان جوانان کمونيست، خود اين رفقا در محل پرچمدار جواب دادن به اين سوالات شده‌اند، اين اما تاکيد بيشترى بر دخالت ما در اين مباحثات ميکند. پلنوم همچنين در همين راستا بر ضرورت تکثير و پخش آثار منصور حکمت در سطح تمام اين محافل، به تعداد کافى و در سطح کل کشور تاکيد کرد.اگر کوتاه بخواهم به اختلاف بين محلات و دانشگاه اشاره کرده باشم. همين محافل فکرى و ضرورت پيوستن اين محافل به سازمان جوانان کموينست، جنبه‌هاى مهمى از کار ما در دانشگاه‌ها هستند.

جوانان کمونيست: به وجه ديگرى که اشاره کرديد بپردازيم: خارج از کشور.

بهرام مدرسى: در خارج کشور ما نمونه‌اى را روى ميز پلنوم گذاشتيم و گفتيم که اين را بايد در سطح کل اروپا، آمريکا و کلا هر جا که حضور داريم انجام بدهيم. نمونه کار رفقايمان در دانمارک را ميگويم. رفقا در آنجا بدون اما و اگر نماينده و سخنگوى اعتراض راديکال جوانان در ايران هستند. رفيقى مثل شيوا فرهمند بارها در مصاحبه‌هاى تلويزيونى و راديويى درباره اعتراضات جوانان در ايران شرکت کرده است و جالب است اگر بدانيد که دقيقا به نام دبير و سخنگوى سازمان جوانان کمونيست در دانمارک از او دعوت به عمل ميايد و از او خواهش ميشود که در مناظره‌هاى آنها شرکت کند. اين رفيق هميشه يکى از سخنرانان اصلى تظاهراتهاى ضد رژيم اسلامى بوده است و از حمايت وسيع مردم آزاديخواه دانمارک و گروه‌ها و محافل خوب محل برخوردار است. کوتاه بگويم. رفقاى ما در خارج کشور در هرکجا که هستند بايد تبديل شوند به نماينده اعتراض راديکال جوانان ايران در آنجا. بايد اين رفقا واقعيات اعتراض جوانان را اعلام کنند، بايد بگويند که جوان در ايران طرفدار وسيعترين آزاديهاى سياسى است که خواهان عميقترين برابرى است که جوان در ايران نه مسلمان و نه معتقد به هيچ خرافه ارتجاعى نيست. و از اين طريق وسيعترين حمايتها را از جوانان در ايران سازمان دهند. اين کار البته از امروز تا فردا انجام شدنى نيست ولى با وجود کادرها و اعضايى که سازمان جوانان در سرتاسر جهان دارد کاملا عملى است. در پلنوم همچنين قرار بر اين شد که رفيق مريم طاهرى به همراه شيوا فرهمند و ليلا روشن ضمير پلاتفرم کار واحدهاى سازمان جوانان کمونيست را براى تاييد و ابلاغ نهايى در اولين فرصت تهيه کنند.

جوانان کمونيست: بعنوان آخرين سوال، راجع به اوضاع بعد از جمهورى اسلامى و نقش ما نيز صحبت هايى شد، در اين زمينه تاکيدها چه بود؟

بهرام مدرسى: تاکيد شد که نقش سازمان جوانان کمونيست آنوقت حتى شايد مهمتر از امروز هم بشود. روز بعد از سرنگونى جمهورى اسلامى، دعواى واقعى براى اينکه چه آينده‌اى و چه جامعه‌اى بايد ساخته شود شروع ميشود. آنروز سازمان جوانان کمونيست بايد در موقعيتى باشد که بتواند بخشهاى زيادى از محلات شهرهاى کشور و اکثريتى از دانشگاه‌ها و خلاصه درصد بالايى از جوانان را حول پرچم برنامه يک‌‌دنياى بهتر بسيج کند. بايد بتواند در جواب به فراخوان‌هاى حزب کمونيست کارگرى بلافاصله عکس‌العمل نشان دهد. بايد بتواند يک‌پاى مصمم تشکيل شوراهاى محلات باشد. بايد مدافع سرسخت آزادى و برابرى در اين شوراها و افشا کننده سرسخت نيروهايى باشد که به هر بهانه و اسمى بخواهند آنروز مردم را به خانه بفرستند و اين آزادى و برابرى را تخفيف دهند. اين کار کمى نيست. بگذاريد بگويم اين واقعيت که در آنروز تک تک رفقايى که همين امروز در محله يا دانشگاه مدافعان سازمان جوانان کمونيست و يا حزب کموينست کارگرى هستند، نمايندگان و کادرهاى اين سازمان و حزب خواهند بود که علنا پشت بلندگو ميروند و مردم را فراخوان ميدهند و دفاتر اين حزب و سازمان را داير ميکنند و قدم به قدم سنگهاى بناى يک زندگى بهتر، يک دنياى بهتر را پى ميريزند، بسيار شور انگيز است و پلنوم هم به همين مناسبت مراتب قدردانى خود از اين رفقا را اعلام داشت.

۲-۸-۲۰۰۳