جنگ، جمهوری اسلامی و جوانان

مصاحبه نشریه انترناسیونال هفتگی با بهرام مدرسی

آپریل ۲۰۰۳

سوال: جنگ آمريکا عليه عراق ١٥ روز خود را ميگذراند، ارزيابى شما از عکس‌العمل جوانان در رابطه با اين جنگ چيست؟

بهرام مدرسى: عکس‌العمل عمومى جوانان از ابتداى شروع جنگ و حتى پيش از آن، نگرانى از کشتار مردم بيگناه عراق، اظهار هم‌دردى با آنها و شريک دانستن خود در غم فاجعه‌ انسانى است که به آنها تحميل ميشود، بود. اين نگرانى و هم‌دردى عمق انسان‌دوستى، برابرى‌طلبى و آزاديخواهى نسل جوان در ايران را بيان ميکند. اين نسل دست در دست هم سن و سالان خود در اروپا و آمريکا دارد، که روزانه در ابعاد ميليونى عليه جنگ اعتراض ميکند و شعار ميدهد.

سوال: ارزيابى عمومى جوانان نسبت به دلايل اين جنگ چيست؟

بهرام مدرسى: از ابتداى شروع جنگ قدرى ناروشنى و ابهام در بخشهايى از آنها ديده ميشد. بعضى فکر ميکردند که اين جنگ ميتواند مايه "خيرى" براى مردم عراق باشد و از آن هم فراتر "زياد بدشان نميامد" که همان نقشه در مورد ايران هم اجرا شود. اين البته در سطح دانشگاه‌ها و مدارس به ندرت قابل رويت بود و فضاى اصلى محيطهاى دانشگاهى و مدارس را مخالفت با جنگ و سياستهاى آمريکا تشکيل ميداد. مباحثات بسيار گرمى در محيطهاى دانشگاهى در رابطه با جنگ در گرفت که همين الان هم ادامه دارند. آن بخشى که ابهامى در اين رابطه داشتند بيشتر خارج از اين محيطها قرار ميگرفتند.

اين ابهامات و ناروشنى‌ها البته با تبليغات جريانات وابسته به دولتهاى غربى از سلطنت طلبان تا ناسيوناليستهاى ايرانى و کرد، از طريق وسايل ارتباط جمعى که در اختيار دارند تقويت ميشد و ميشود. دلايلى که اينها براى دفاع از جنگ مياوردند و همين الان هم روزانه تکرار ميکنند، ورژن دسته هزارم پروپاگاند تبليغاتى هيئت حاکمه آمريکا و انگليس و رسانه‌هاى تبليغاتيشان از سى‌ان‌ان تا بى‌بى‌سى در دفاع از اين هجوم به عراق است. دامنه تاثير اين تبليغات اما بجز در مورد افراد و نيروهايى که نشانى از انسانيت و آزادى در آنها ديده نميشود بسرعت محدود شد. من در جواب سوال اولتان گفتم که عمق انسانيت و نوع دوستى نسل جوان در ايران نميتوانست چيزى جز محکوم کردن اين جنگ را به دنبال داشته باشد. عکسهاى کودکان لت‌و‌پار شده، صحنه‌هاى حقارت آميز رفتار نيروهاى آمريکايى و انگليسى با مردم عراق و تمام آنچه که بشريت آزاديخواه امروز ناباورانه شاهد اجراى آن در عراق است، بسيارى از جوانانى را که شکى در محکوميت اين جنگ داشتند را قانع کرد. از طرف ديگر همين نسل در تمام نقاط جهان عليه اين جنگ و اهداف آن به ميدان آمده است و صحنه‌هاى شورانگيز تظاهراتهاى روزانه عليه جنگ جوانان در ايران را مستقيما خطاب قرار داده و ميدهد.

سوال: در شرايطى که خود رژيم اسلامى فراخوان به تظاهرات عليه جنگ ميدهد و تاريخا "ضد آمريکايى" بودن جزيى از "خاصيتش" است، جوانان چگونه ميتوانند اين موضع ضد جنگ خود را بيان کنند تا در کنار رژيم اسلامى قرار نگيرند؟

بهرام مدرسى: پلاکاردى را از تهران ديدم که رويش نوشته بود: "يک سياست جهانى صلح، برپايه صلح، با هدف صلح" و در پائين اين شعار آمده بود: "حقوق بشر مساوى است با حقوق زنان" اين راهى است که جوانان در ايران براى جداکردن راهشان از رژيم اسلامى انتخاب کرده‌اند. مخالفت با جنگ و اعلام شعار صلح همراه با تاکيد بر حقوق انسانى و برابر ما و مخالفت با قوانين کثيف اسلامى، اين راهى است که جوانان انتخاب کرده‌اند. به هر درجه که بر اين خواسته ها تاکيد شود، به همان نسبت خود مسئله مخالفت با جنگ را به مخالفت با رژيم اسلامى تبديل ميکند. راستش من زياد نگران اين نيستم که چطور ميشود کارى کرد که با رژيم اسلامى قاطى نشويم؟ جوانان در ايران تجارب بسيار زيادى در اين مورد دارند، از مسابقات فوتبال گرفته تا حسين پارتى هاى ماه محرم و هزار و يک نمونه ديگر کارنامه‌‌درخشان جوانان در اين رابطه هستند.

رژيم اسلامى جمعه گذشته تظاهرات اعلام کرده بود که خبرى از شرکت جوانان در اين تظاهرات نبود و جز وابستگان و نماز جمعه‌اى‌هايشان کسى در اين تظاهرات شرکت نکرد.

دوم اينکه شعار ما "مرگ بر آمريکا" نيست.‌‌اين شعار رژيم اسلامى و جريانات ديگر اسلامى در منطقه است. ما خواهان توقف فورى جنگ و دادن سرنوشت مردم عراق به دست خودشان هستيم.

سوال: اما هنوز شاهد تظاهراتهاى خيابانى جوانان عليه جنگ نيستيم. چرا؟

بهرام مدرسى: نبودن تظاهرات به معنى اين نيست که کسى در فکر تظاهرات کردن و يا اينکه مشغول تدارک آن نيست. خود وجود فاکتور رژيم اسلامى و نکته‌اى که در سوال اولتان به آن اشاره کرديد يکى از دلايل آنست. به نظر من ما بزودى شاهد تظاهراتهاى جوانان در ايران عليه جنگ هم خواهيم بود. اطمينان دارم همانطور که بارها گفته‌ايم خيابانهاى تهران و شيراز و مشهد و سنندج به خيابانهاى لندن و پاريس و برلين و نيويورک وصل‌اند. مهم شکل دادن به اعتراضى است که ميليونها جوان را به خيابان بياورد. اگر جوانان در اروپا و آمريکا ميتوانند گوشى تلفن را بردارند و به دوستانشان بگويند که براى تظاهرات به فلان جا بياييد، در ايران همين کار با همان ابعاد وسيع زمان بيشترى ميبرد.

سوال: اعتراض به جنگ، جوانان را در مقابل نيروهايى که مدافع جنگ هستند هم قرار ميدهد. اين به نفع رژيم اسلامى نيست؟

بهرام مدرسى: ابدا! اين نيروها از سلطنت طلبان تا بقيه، مخالفتشان با رژيم اسلامى تا آنجا است که خودشان سر کار بيايند و دمار از روزگار مردم دربياورند. هر وقت که جوانان به خيابان آمدند و عليه رژيم اسلامى شعار دادند و خواهان جامعه‌اى آزاد و برابر شدند، اينها پرچم "پرهيز از خشونت" را بلند کردند. اينها با ارکان رژيم اسلامى مخالفتى ندارند، همين امروز حاضرند که بروى جامعه‌ خون بپاشند، کودکان و مردم را قتل عام کنند و با موشکهاى کروز و خوشه‌اى آمريکا خانه مردم را روى سرشان خراب کنند تا بعنوان دولتمردان "دمکرات" به قدرت برسند. اين نيروها از نهضت نجات ملى تا پسر شاه سابق، اساسا ربطى به خواست انسان امروز در ايران براى سرنگونى رژيم اسلامى و برپايى جهانى آزاد و برابر نداشته‌ و ندارند، موضع امروزشان هم در دفاع از جنگ و پيچيدن همان نسخه براى ايران هم همين را بيان ميکند.

بايد اين نيروها و جريانات را اتفاقا امروز بيشتر از هميشه افشا کرد. بايد عمق غيرانسانى بودن و توحشى که از آن دفاع ميکنند را به همه نشان داد. از ناسيونايستهاى ايرانى و کرد تا پرو غربى‌ها، همه را بايد در مقابل مردم قرار داد و گفت که اينها ميخواهند بکشند، ويران کنند و کودکان را به خون بکشند. چه کسى حاضر است امروز سناريوى عراق را براى خود و فرزندانش آرزو کند؟

رژيم اسلامى منفور است و بايد گورش را گم کند. اين اما بايد همراه با برپايى جهانى آزاد و برابر باشد، جهانى که تک تک ما آرزوى آنرا براى خود و فرزندانمان ميکنيم. سناريوى نيروهاى ناسيوناليست ايرانى دقيقا مخالف اينست.

سوال: فراخوان شما به جوانان چيست؟ چه بايد کرد؟

بهرام مدرسى: من به نکاتى در اين رابطه يک به يک ميپردازم:

١- در دانشگاه‌ها و محيطهاى تحصيلى جلساتى را در رابطه با جنگ فراخوان دهيد و در اين جلسات مواضع ما (حزب کمونيست کارگرى و سازمان جوانان کمونيست) را تشريح کنيد. براى روشن شدن مواضع ما حتما به نشريات جوانان کمونيست و انترناسيونال هفتگى و سايت روزنه مراجعه کنيد.

٢- سعى کنيد که صف مستقلى را حول اين تبيين از جنگ متحد کنيد.

٣- سعى کنيد با الحام گرفتن از اعتراضات جوانان و مردم در اروپا پلاکارهايى را در محکوم کردن جنگ تهيه کنيد و به در و ديوار دانشگاه‌ها ببنديد. عکسهاى اين پلاکاردها را حتما سريعا براى ما بفرستيد.

٤- دقت کنيد که شعار ما "مرگ بر آمريکا" نيست! اين شعار رژيم اسلامى است. شعار ما محکوم کردن جنگ و پايان فورى آن است.

٥- در اين جلسات جريانات اسلامى از انجمنهاى اسلامى تا وازدگان دوم خردادى را بايد رسوا کرد. همينطور جريانات پرو غرب و سلطنت‌طلبى که از جنگ دفاع ميکنند. ٦- جريانات ناسيوناليستى و پرو غربى را افشا کنيد. در اين رابطه به مصاحبه‌هاى کورش مدرسى و حميد تقوايى و مقاله اصغر کريمى در انترناسيونال هفتگى شماره ١٥٢ رجوع کند.٧- در نتيجه اين جلسات سعى کنيد که به اسم مثلا دانشجويان دانشگاه تهران، مشهد يا مثلا جوانان محله فلان و يا هر اسمى که خودتان صلاح ميدانيد قطعنامه‌هايى در محکوميت جنگ صادر و پخش کنيد و براى ما بفرستيد.٨- اقدام بعدى بايد تظاهرات باشد. ميتوان برعيله جنگ تظاهرات اعلام کرد. سعى کنيد روزش را با روزهايى که در اروپا براى تظاهرات اعلام ميشود هماهنگ کنيد معمولا يا جمعه يا شنبه هر هفته است. شايد بخاطر نمازه جمعه رژيم بهتر باشد که روز شنبه را انتخاب کنيم. سعى کنيم که شعارهاى ما بر اين تظاهراتها و سخنرانى‌هاى آن حاکم باشد. شعار مرگ بر آمريکا شعار ما نيست! با پالاکارده‌هاى بزرگ به اين تظاهرتها برويم. عکس بگيريد و براى ما بفرستيد. ٩- سعى کنيد که با جوانان محلات ديگر و دانشگاه‌ها و مدارس ديگر هم تماس بگيريد و آنها را قانع کنيد که مضمون اين نکات را در دستور کارشان قرار دهند. تظاهرات هم زمان در چند شهر را توافق کنيم.شرايط بسيار حساس است و ما بايد از اين شرايط بيشترين استفاده را در معرفى جنبش خودمان و همبستگى با اين جنبش عظيم انسانى که بپاخواسته است بکنيم. اين جنبش جهانى در آينده با همين قدرت مدافع ما براى برقرارى جمهورى سوسياليستى در ايران و جلوگيرى از اعمال آلترناتيو پرو غربى در ايران، ميتواند باشد.

اخبار کارها را به ما سريعا برسانيد تا در سطح جهانى آنرا پخش کنيم.

3-4-2003