بچه هاي محل را جمع کنيد، محله را قرق کنيد و به گارد آزادي بپيونديد

 

نوامبر ۲۰۰۵

 

جوانان

حزب حکمتيست ها تشکيل گارد آزادي را رسما اعلام داشت. همين چند هفته اي که از اعلام تشکيل گارد آزادي ميگذرد کافي بود تا موجي از تماس و ابراز تمايل به همکاري و پيويستن به اين گارد سرآزير شود. در خواست پيوستن به اين گارد بدوا نشان از درک اهميت و ضرورت رقم زدن آينده اي ديگر مستقل از آنچه که نيروهاي سياسي درگير در سياست ايران خواب آنرا ميبنينند را دارد.

گارد آزادي تشکيل شده است تا مانع شود آنچه که همين امروز در عراق و افغانستان بر سر مردم ميايد، آينده ميليونها انسان رادر ايران هم رقم زند. گارد آزادي تشکيل شده است تا مانع آن شود که قوم پرستان و فرقه گرايان و ناسيوناليستهاي رنگارنگ انسان را در ايران بر اساس رنگ پوست و محل تولد و جنسيت و زبان، تقسيم کنند کاري که طرفداران دوآتشه فدراليسم خوابش را ميبينند. گارد آزادي تشکيل شده است تا مانع آن شود که دسته هاي اسلامي پس از سرنگوني رژيم اسلامي و يا در جريان آن، خون به جامعه باپاشانند و فجايع هزاران بار تکرار شده عراق و افغانستان و لندن و مادريد را تکرار کنند. شوق پيوستن به گارد آزادي بدوا نشان ميدهد که ظرايف اوضاع سياسي ايران تا چه حد گوشها و دل ها را براي راه حل انساني باز کرده است.

گارد آزادي در قدم اول اعلام تشکيلش مورد استقبال دوست و دشمن قرار گرفته است. قطعا جواب کساني که خود از طرافداران يکي از سناريوهاي سياه نامبرده هستند را بايد داد. جواب کساني که چشمانشان را بر واقعيات امروز اوضاع سياسي ايران بسته اند و اصولا مخالفتشان با حکمتيست ها باعث مخالفت اصولا شان با گارد آزادي شده است را بايد داد. بايد به اين دست از دوستان بخصوص نشان داد که حتي تضمين امکان ادامه فعاليت سياسي خود اين ها در گرو تقويت گارد آزادي است. بايد به اين ها نشان داد همانطور که کمونيست هاي متشکل در کومه له در دهه ٦٠ و ٧٠ به اعتبار قدرتشان مانع حمله احزاب ناسيوناليستي چون حزب دمکرات کردستان به نيروهاي اپوزيسيون در کردستان شدند و ضامن فعاليت آزادانه سياسي اين سازمانها و احزاب در کردستان بودند، امروز هم تضمين ادامه و اساسا امکان فعاليت سياسي اين دوستان هم در گرو تقويت گارد آزادي است.

 

اينجا اما قصد من جواب دادن نه به اين دوستان و نه افشا کردن نسخه هاي طرفداران فدراليسم است. سخن من اين جا با شما جوانان است. شمايي که عمق خطري که مبارزه ما عليه رژيم اسلامي را تهديد ميکند را ميبينند. شمايي که طي همين مدت کوتاه با تماس هايتان حکمتيست ها و گارد آزادي را در حلقه گرم حمايت خود گرفتيد. سخن من با شما است!

گارد آزادي را بايد سريعا سازمان داد. اين پيام همه شما در تماسهايتان بوده است. سوال اما اين است که قدم اول در سازمان دادن گارد آزادي چيست؟ اگر گارد آزادي قرار است که ضامن آزادي و حفظ امنيت و آرامش مردم باشد، اگر گارد آزادي قرار است مانع تحميل سناريوهاي ضد انساني قتل و کشتار و قوم پرستي و بمب گذاري باشد، اگر گارد آزادي نيرويي در ميان مردم و وابسته و پيوسته به آنها است، اگر قرار است که مردم با اتکا به گارد آزادي امنيت خود را دردرجه اول تضمين کنند، بنابراين بايد کار گارد آزادي را از آنجا آغاز کرد که امکان تضمين امنيت مردم را چه در جريان سرنگوني رژيم اسلامي و چه پس از آن را ميتوان داشت. بايد کار را از محلات آغاز کرد!

 

قدم اول تبديل شدن به چنين نيرويي دردست گرفتن و کنترل محلاتمان است. بايد جمع شد. با هر تعداد از جواناني که همين امروز امکان جمع کردنشان را داريم، با هر تعدادي که به آنها اعتماد داريم. جمع شويم و بخواهيم که محله را قرق کنيم. محله ما نبايددردست اسلامي ها باشد، در محله نبايد گذاشت که قوانين اسلامي اجرا شود. نبايد خبري از پلاکاردها و پوسترهاي رژيم باشد، در محله ما نبايد گذاشت که کسي را دستگير کنند، چه دختر، چه پسر، چه دانشجو، چه کارگر و چه معلم و کارمند. در محله ما بايد مردم به اعتبار حضور بچه هاي محلي که ما جمع کرده ايم از همين امروز احساس امنيت بيشتري بکنند. در محله ما نبايد گذاشت که خانواده اي گرسنگي بکشد، در محله ما بايد همه هواي همديگر راداشته باشند. محله ما بايد جهنم براي طرفداران رژيم اسلامي بشود. کار ساده اي است؟ هم بله و هم نه! ساده است اگر که به تعداد کافي جوانان و مردم محل را با خود همراه کنيم. ساده است اگر به مردم محل نشان دهيم که چطور ميشود به اعتبار همکاريمان با هم چنين فضايي را ايجاد کرد. ساده نيست به اين دليل که ميبايست بسيار پيشتر از اينها اين کار را شروع ميکرديم. ساده نيست چون زمان تنگ است، ساده نيست چون از ابتداي کار بايد بسيار بيشتر از هميشه هواي خود و اطرافيانمان راداشته باشيم. درعين حال اما ساده است به اين دليل که ما هستيم. با هم و متحد!

 

کنترل محلات قدم اول در سازمان دادن گارد آزادي است. محله اي که در آن مردم زندگي امن تر دارند. در محلاتي که همه ميدانند، به خاطر بودن ما اينچنين امن است، بخاطر بودن ما رژيم جرات مزاحمت ايجاد کردن براي فلاني را ندارد، در محله اي که همه ميدانند، اگر فلاني کارش را از دست بدهد بقيه مردم محل هواي خود و خانواده اش را دارند. در محله اي که در آن اجراي قوانين اسلامي جايي ندارد. در چنين محله اي طبيعي است که همه بايد بدانند، که همه اين ها به اعتبار وجود گارد آزادي در آن محل است! گارد آزادي که من، شما و بقيه بچه هاي محل عضوش هستيم.

 

اشتباه است که در قدم اول پيوستن به گارد آزادي فقط مسلح بودن آن را ببينيم. اين اگر چه از يکطرف عمق نفرت از رژيم اسلامي را نشان ميدهد، در عين حال اما کار را از جاي نادرستي آغاز ميکند. امروز خارج از کردستان هر اقدام نظامي تنها فضاي مبارزه با رژيم اسلامي را مخدوش ميکند. با بودن جريانات اسلامي و ناسيوناليست هاي رنگارنگ هم که جاي خودرا دارد. بنابراين از همين امروز بايد دست بکار شد. بچه هاي محل را جمع کنيد، محله را قرق کنيد و به گارد آزادي بپيونديد.