ارزيابى از ١٨ تير
جولای ۲۰۰۴
بهرام مدرسى
رژيم اسلامى بالاخره اين ١٨ تير را هم از سرگذراند. چندروزى از ١٨ تير گذشته است ولى بحث دراين باره چه از جانب ما فعالين ١٨ تير و چه از جانب نيروهاى رژيم از کيهان نويسان تا سردار طلايىها و
امامىکاشانىها و بقيهشان تازه شروع شده است.
طبيعى است که اين لشکر مرتجعين "آرام" بودن ١٨ تير را موفقيتى براى خودشان بدانند. روشن بود براى رژيمى که آيندهماندن و نماندنش از امروز تا فردا تعيين ميشود، همينکه روز ١٩ تير از خواب بيدار شوند و
هنوز حکومتشان را سرکار ببينند، موفقيتى است! موهبتى است! خودشان هم باورشان نميشود که هنوز سرکارند. ابعاد نفرت جوانان، زنان و کل مردم را عليه خودشان ميبينند. ميدانند که اگر مردم فقط يک روز فرصت داشته
باشند، چه بلايى سرشان خواهند آورد. فقط يک روز! اينها اما هنوز سرکارند. سرکارند نه بخاطر اينکه ما را، مردم را ترساندند. نه بخاطر روانه کردن لشکر مامورينشان به خيابان و نه بخاطر ممنوع شدن قليان و
اينترنت و بلند کردن چماق سرکوب. خودشان هم ميدانند که همين جوانان سال گذشته چه بلايى سر ماموران لباس شخصىشان آوردند. خوب ميدانند براى مردمى که عليه يکى از وحشىترين رژيمهاى تاريخ بشرى برخواسته اند،
چماق سرکوب کارساز نخواهد بود. ميدانند که همين ١٨ تير هم زياد آرام نبود. عليرغم ولو کردن لشکر مرتجعينشان در خيابانها، شاهد حضور وسيع جوانان و مردم در خيابانهاى اصلى شهرها بودند. ديدند که مردم در خانه
نماندند، سردار طلايى همينکه مردم بوق نميزدند را به حساب موفقيت خود ميگذارد. اين سردار طلايى رژيمى است که ديروز براى سرکار ماندن خود صدهاهزار نفر را اعدام کرده است و امروز خوشحال است که مردم جلوى
دانشگاه تهران بوق نزدند!
مردم اما وسيعا در خيابانها بودند. تظاهرات بزرگى صورت نگرفت. ولى مردم آنجا بودند. اين را همه ديدند. مردم مامورين رژيم را ورانداز ميکردند. سوال براى همه، براى تک تک آنها که به اميد ١٨تيرى داغ به
خيابان آمده بودند اين بود که چرا اينها هنوز سرکارند؟ چرا شلوغ نميشه؟ چرا . . . .؟
مردم حضور رژيم را درخيابانها با مشتهايى گرهکرده و سيمايى بشدت متفکر نظاره مىکردند. همان رژيمى که سال پيش پوزهاش را به خاک ماليده بودند، همان رژيمى که نميخواهند حتى يکروز ديگر تحملش کنند. کسى
دراينکه اين رژيم را بايد سرنگون کرد شکى ندارد. کسى در اينکه ميتوانيم اين رژيم را بهزير بکشيم هم شکى ندارد. هرکسى ديگر امروز حداقل يکبار درجايى شخصا مامورين رژيم را گير آورده و درسى به آنها داده
است. درسى فراموش نشدنى! هر کسى ديگر امروز در تظاهراتى يا جشنى يا اعتصابى اين رژيم و کل مذهب و دم و دستگاه حکومتى آن را به مصاف طلبيدهاست. هرکسى امروز ديگر بحثهاى داغى در محله يا دانشگاه و مدرسه،
سرکار يا با دروهمسايه برسر اينکه بعد از اينها چه حکومتى بايد ايجاد شود، داشته است. اين سيماى واقعى جامعهاى است که خود را براى بهزير کشيدن رژيم اسلامى آماده ميکند. اين آمادگى اما هنوز کافى نيست و
درست به همين دليل رژيم امسال ١٨ تير را اينگونه از سرگذراند. و نتنها اين بلکه کل اين واقعيت که اينها هنوز سرکارند را هم بايد از همين دريچه ديد.
ميليونها انسان آزاديخواه امروز سرنگونى اين رژيم اسلامى را ميخواهند. زنان، جوانان، کارگران، کارمندان، معلمان، پرستاران، به هرکجاى اين جامعه که سرى بزنيد با اين واقعيت شورانگيز روبرو ميشويد.
خواست سرنگونى اما به تنهايى براى بهزير کشيدن اين رژيم کافى نيست. ما اعتصابات و تظاهراتهاى بزرگى عليه رژيم اسلامى داشتهايم. اينها اما هنوز کافى نيستند. از خواست بهزير کشيدن رژيم اسلامى تا سازمان
دادن مبارزهاى هماهنگ و بزرگ با شعارهايى واحد و يکدست هنوز فاصلهاى است. اعتصابات و تظاهراتها به اعتراف همين چند سال گذشته هم خود به خود با هم متحد نميشوند. اين يکى از دلايل مهم نبودن تظاهراتهاى بزرگ
در ١٨ تير امسال عليه رژيم اسلامى بود. مردم و فعالينى که دست اندرکار تدارک چنين تظاهراتهايى هستند، اقدامات خود را "محلى" ميبينند. سراسرى و سازمان يافته و هماهنگ با محلات و شهرهاى ديگر نيست و درست به
همين جهت دست و دلشان در فراخوان دادن و سازمان دادن اين تظاهراتها ميلرزد. نه به اين خاطر که نميتوانند تظاهراتهاى بزرگ را سازمان دهند، بلکه به اين جهت که اينرا ديگر کافى نميبينند. و کافى هم نيست!
فعالين و سازماندهندگان اين اعتراضات اگر ببينند تظاهراتى که امروز در فلان ميدان شهر برپا ميشود، بلافاصله با حمايت و پشتيبانى مردم کل شهر روبرو ميشود، اگر ببينند که در محلات و شهرهاى ديگر هم تظاهراتها
و اعتصابهاى مشابهى فراخوان داده شدهاند، اگر کار خود را بخشى از نقشهاى عمومى براى تدارک سرنگونى رژيم اسلامى ببينند، در اين صورت با اطمينان کامل و بدون اينکه دست و دل کسى بلرزد، کل محله و دانشگاه و
کارخانه و هرجايى که باشند را به خيابان ميکشند.
داشتن "نقشه عمومى براى تدارک سرنگونى رژيم اسلامى" اما کار احزاب سياسى است و امروز بخصوص احزاب سياسى متفاوتى خود را در معرض انتخاب مردم قرار دادهاند. بسيارى از اين احزاب اما نه ميخواهند کل دستگاه
اقتصادى، سياسى و اجتماعى رژيم اسلامى ريشه کن کنند و به طبع آن نه ميتوانند متشکل کننده کل آن مردمى باشند که سرنگونى رژيم اسلامى را ميخواهند. احزاب بجا مانده از دوم خرداد، وابستگان به جريانات
ملى-اسلامى، جمهورىخواهان و تودهاى-اکثريتىها تا سلطنتطلبان و مدافعان مونارشيسم و مداخله آمريکا در ايران همه از اين دستند. رژيم اسلامى را تنها حزبى ميتواند سرنگون کند که نفعى در حفظ سرسوزنى از
کل دستگاه ادارى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى رژيم اسلامى ندارد و به اين اعتبار نمايندگى عميق خواست سرنگونى رژيم اسلامى را ميکند و هماينکه "نقشه عمومى براى تدارک سرنگونى رژيم اسلامى" را دارد. اين حزب
کمونيست کارگرى ايران است. حزبى که ما سازمان جوانان کمونيست خواهان به قدرت رسيدنش هستيم.
ارزيابى از ١٨ تير امسال به اين اعتبار روبه ما دارد. ما فعالين سازمان جوانان کمونيست و سازماندهندگان اعتراضات مردم. ما هنوز در موقعيتى نيستيم که آن افق عمومى را به فعالين و سازماندهندگان اعتراضات
جوانان و مردم در سطح کل کشور دادهباشيم. ما هنوز همه اين فعالين و سازماندهندگان را با خود و به اين اعتبار با حزب کمونيست کارگرى نداريم. آنها هنوز دست در دست سازمان جوانان کمونيست نگذاشتهاند و به اين
اعتبار کار خود را بخشى از همان نقشه عمومى براى سرنگونى رژيم اسلامى نميبينند. نبودن با سازمان جوانان کمونيست و خود را بخشى از کل آن نقشه عمومى نديدن دليل اصلى لرزيدن دست و دلها است. همه اين فعالين
بايد به صفوف سازمان جوانان کمونيست بپيوندند. اين تنها راه تضمين اتحاد، همبستگى و سراسرى بودن تظاهراتها و اعتراضات است. بايد به همه اين عزيزان فراخوان پيوستن به سازمان جوانان کمونيست را داد. اين اما
هنوز کافى نيست. بايد به سراغشان برويم. بايد اين سازمان و اهدافش را به آنها معرفى کنيم. بايد نشان دهيم که اين سازمان آنهاست و بايد با آن به جنگ رژيم اسلامى بروند. اين کار تک تک ما، تک تک همه آنهايىست
که همين امروز دست در دست سازمان جوانان کمونيست گذاشتهاند. سازمان جوانان کمونيست را بايد به سازمان متشکل کننده تودهاى جوانان در سطح کل کشور تبديل کرد. تنها در اين صورت فعال و سازمانده تظاهراتها و
اعتراضات مردم در فلان محل، ميتواند کار خود را بخشى از نقشهاى عمومى براى سرنگونى رژيم اسلامى ببيند، ميتواند اطمينان داشته باشد که بچههاى محل مجاور و شهرهاى ديگر هم همان کارى را ميکنند که او مشغول
انجامش است، چرا که همه درست مثل خود او دست در دست سازمان جوانان کمونيست گذاشتهاند.
مقابله ما با رژيم اسلامى به ١٨ تير خلاصه نميشود. بايد از همين امروز و به اين اعتبار خود را براى روزهاى آينده آماده کنيم. اين تنها راه است!
12-7-2004