سرکوب و رژیم اسلامی - محدودیت ها و امکانات

 

مه ۲۰۰۷

بهرام مدرسی

 

 

رژیم اسلامی٬ در منطقه و در اوضاع جهانی در مقابل سیاست های دولت آمریکا و هم دستانش دست بالا پیدا کرده است. شکست رسمی سیاست های دولت آمریکا در خاورمیانه٬ اوضاع عراق٬ افغانستان٬ حماس در لبنان و حزب الله در فلسطین و کل شرایط مطلوبی که به همت سیاست های ارتجاعی دولت آمریکا بوجود آمده است٬ درستی پیش بینی های ما را هم نشان میدهد. ما گفته بودیم که این سیاست دولت آمریکا تنها میتواند اسلام سیاسی را در منطقه و بخصوص موقعیت رژیم اسلامی را بعنوان پرچمدار آن تحکیم کند. این اتفاقی است امروز دیگر همه به آن اذعان دارند.

کل شکست سیاست های دولت آمریکا٬ احزاب اصلی سیاسی در منطقه را دچار بحران کرده است. از خود دولت آمریکا تا دولت اسراﺋیل٬ فلسطین٬ لبنان٬ احزاب اپوزسیون رژیم اسلامی٬ ناسیونالیست های وطنی و در یک کلام کل صحنه سیاسی منطقه

 

رژیم اسلامی اما در این میان برای استفاده حداکثر از این موقعیت بین المللی مطلوبی که بدست آورده است٬ محتاج درجه ای "آرامش" در خود ایران است. اعتراضات کارگران٬ معلمان٬ دانشجویان٬ زنان و کل جامعه معترض به وجود رژیم اسلامی اما تصویر واقعی آن آرامشی نیستند که رژیم اسلامی محتاج آن است. به نظر من باید اقدامات اخیر رژیم٬ در فشار بر زنان٬ طرح های مبارزه با "بد حجابی" فشار بر فعالان سیاسی٬ پرونده تحرکات آن ها در پلی تکنیک٬ اعدام های علنی که بر تعدادشان افزوده شده است٬ عربده های "انقلاب فرهنگی" که نه فقط رو به دانشگاه بلکه رو به کل فضای سیاسی معترض جامعه را دارد و کل شرایطی که امروز در ایران با آن روبرو هستیم را بخشی از تلاش های رژیم برای ایجاد آن شرایط مطلوب داخلی دانست که به او امکان استفاده حداکثر از اوضاع بین المللی مساعد را باید بدهند.

 

سوال اما این است که "سرکوب" و توحش میتواند تنها راه و یا تنها اقدام رژیم برای "آرام کردن" اوضاع باشد؟ این جواب میدهد؟ به نظر من نه!

مستقل از نفرت عمیق مردم از وجود رژیم اسلامی و خواست سرنگونی آن٬ "سرکوب" به نظر من نمیتواند تنها اقدام رژیم برای "کنترل" اوضاع داخلیش باشد. اگر چماق سرکوب میتوانست مردم و زنان و جوانان را آرام کند٬ سال ها پیش میبایست شاهد آن آرامشی میبودیم که امروز رژیم محتاج آن است. رژیم اسلامی مجبور است به نیازهای بنیادی اقتصادی جامعه جواب دهد٬ بیکاری٬ حقوق های معوقه٬ فقر٬ عدم آینده مطﺋن برای جوانان و غیره...! سرکوب تنها نمیتواند جواب بدهد و این را خودشان هم میدانند.

 

دامنه امکانات رژیم اسلامی اما برای جواب دادن به خواست های کارگران٬ معلمان٬ دانشجویان و زنان بشدت محدود است. رژیم اسلامی رژیم مطلوب سرمایه در ایران نیست! چه به دلیل بنیادهای سیاسی آن و چه به دلیل بنیادهای اقتصادیش. تلاش رژیم برای مذاکرات سریع "در باره اوضاع" عراق با دولت آمریکا و کلا دولت های غرب٬ تحرکی است که با اتکا به آن تلاش میکند٬ امکانات اقتصادی معینی در نتیجه این مذاکرات به نفع خود کسب کند. خود این اما بشدت تحت تاثیر اوضاع نابسامان منطقه است. امتیازات اقتصادی که رژیم اسلامی متحاج آن است تا بتواند به خواست های بنیادی اقتصادی یک جامعه هشتاد میلیونی جواب دهد اما بسیار بزرگتر و وسیعتر از آن امتیازاتی است که بتواند از مذاکره با دولت آمریکا بدست آورد. خود تحرکات اقتصادی دولت آمریکا و متحدینش بطور غریبی به اوضاع سیاسی منطقه٬ عراق٬ فلسطین و غیره گره خورده است. بحران سیاسی که کل دولت های دخیل در منطقه خاورمیانه در آن درگیر هستند٬ نمیتواند حامل امتیازات اقتصادی سریع و به اندازه کافی بزرگ و در کوتاه مدت برای رژیم اسلامی باشد.

 

بنابراین این راه حل رژیم برای آرام کردن اوضاع محکوم به شکست است. مسله اما برای ما تنها تحلیل این شکست نیست. سوال بیشتر این است که وظیفه ما چیست؟ چه باید کرد تا مردم٬ جوانان٬ کارگران و زنان در این شرایط با دفاع از خود در مقابل این حمله ارتجاعی رژیم٬ محکمتو٬ متحدتر بیرون بیایند؟ چه باید کرد تا توازن قوای مبارزه مردم علیه رژیم اسلامی به نفع ما تغییر کند؟

 

قدم اول باید ایجاد ظرفی باشد که به مردم امکان مقاومت متحد علیه این حمله رژیم را بدهد. این ظرف طبعا در محیط های مختلف اشکال متفاوتی دارند. مهم این است که این سنگرها را شناخت و امکان استفاده از آن ها را به همه نشان داد.

 

هر فشار و اهانتی به زنان در هر کجا باید با مقاومت مردم محل روبرو شود. نباید به رژیم اسلامی اجازه داد که توحش خود را به ما تحمیل کند. این بخصوص باید مورد توجه جوانان در محلات قرار گیرد.

 

ارگان های فعالیت های اجتماعی که امروز به وفور وجود دارند٬ اگر مطلوبیت خود را از این سر به اعضای خود و مردم نشان ندهند٬ در مقابل این سوال که چرا باید به این کانون ها پیوست٬ دچار مشکل خواهند شد. طبیعی است که نمیتوان از ارگان های علنی انتظار فعالیتی "غیر علنی" را داشت٬ نکته اما این جاست که این ارگان های علنی باید بخصوص امروز نشان بدهند که نه تنها عموما در رابطه با مسایل اجتماعی که برای جواب دادن به آن تشکیل شده اند٬ فعالند٬ بلکه دفاع از حقوق مردم در رابطه با این مسایل اجتماعی را هم وظیفه خود میدانند.

محیط های دانشگاهی امروز بخصوص از سنت مقاوت خوبی علیه این فشار های رژیم برخوردارند. این سنت را باید بکار بست٬ باید سریعا برای مقاومت علیه این سیاست های رژیم متشکل شد.

 

سنگر دیگری که میتوان امروز علیه این حملات رژیم ایجاد کرد٬ گارد آزادی است٬ بحث گارد آزادی طبعا در کردستان یا خارج از کردستان متفاوت است. در کردستان واحدهای این گارد باید به عوامل فشار رژیم "گوش مالی" لازم را بدهند٬ به آنها در حضور مردم اخطار بدهند و سایر اقداماتی که قطعا در دستور کار فرماندهی گارد آزادی قرار دارند. در خارج از کردستان باید سریعا اقدام به تشکیل واحدهای گارد آزادی کرد.

 

آنچه که در هر حال مهم است٬ توافق بر این امر است که سیاست "سکوب" رژیم در کوتاه مدت نمیتواند جواب ضرورت های ادامه حیات رژیم اسلامی باشد٬ همانطور که طی حداقل بیست سال گذشته نبوده است. توافق بر این امر که باید برای رد کردن این سیاست رژیم امروز ظروف مقاومت را به مردم نشان داد و فعالانه برای ایجاد این سنگرها تلاش کرد.