رفراندم نسخه اتوپیک اما طرح خشن و خونین تغییر حکومت

 

 

بهرام مدرسی

ژانویه ۲۰۰۵

 

هر طرح و نسخه ای برای تغییر رژیم که بخشی از حکومت اسلامی را در قدرت نگاه دارد و یا حتی آن را بعنوان اپوزیسیون قانونی در خیابانها رها کند، نسخه عراقیزه کردن و تغییر خشن و خونین حکومت است. طرحی که اسلام سیاسی را به خواهد حتی بدون خاتمی و خامنه ای، نگاه دارد در حکومت و یا بعنوان اپوزیسیون، ایران را عراقیزه میکند. سناریویی که در بالا ملی – مذهبی ها در سالن های انتخابات بر سر تعداد صندلی هایشان در مجالس چانه میزنند و دستجات اسلامی در خیابانها و رستودانها و سینما ها با بمب های انتحاری به جان مردم میاندازند. از این سناریو خشن تر برای تغییر رژیم نمی توان یافت. طرح رفراندم، اجرا بشود یا نه، طرحی از این جنس است. به آن نگاهی بکنیم!

 

قرار است رژیم اسلامی را تحت فشار بگذارند تا قانون اساسیش را "اصلاح " كند. قرار است دور از دخالت مستقیم مردم برای دستیابی به زندگی و آینده ای كه میخواهند، " اصلاحاتی" در رژیم اسلامی صورت بگیرد و مردم را به خانه بفرستند. قرار نیست كه كل دستگاه مذهبی رژیم اسلامی منحل شود، قرار نیست كه كل دارایی های موسسات مذهبی مصادره شوند، قرار نیست كه دستگاه سركوب رژیم از سپاه و ارتش و كل نیروهای امنیتیش منحل شوند، قرار نیست كه دست مذهب از دخالت در سیاست و زندگی خصوصی مردم و كل زندگی اجتماعی كوتاه شود، قرار نیست این مردم باشند كه با ارگانهای حكومتی خود تضمین میكنند كه آینده چگونه باید باشد، قرار است تنها مردم را به بهانه "رفراندم" به خیابان بكشند و دور از امكان دخالت آنها تغییراتی در "قانون" این حكومت مذهبی و ضد بشری بدهند، قرار است بالای دستگاه حكومتی رژیم عوض شود و جشن پیروزی برگزار كنند و از فردای آنروز هر صدایی را كه به آنها اعتراض كند را خفه كنند. مردم تنها تا آنجا مهم هستند كه برای اجرای سناریوی این طرح به خیابان بیانیند، قرار نیست بیشتر از این دخالتی در سرنوشت خود داشته باشند، قرار است بجای یوشچنكو در اكراﺋین، كس دیگری بیاید و به مردم بگوید كه پیروز شدند. و حرب الله هار را در خیابانها به جان مردم معترض بیاندازند. به زنان آزادیخواه و جوانان برابری طلب که برای یک حکومت سکولار بپاخاسته اند، با چوب و چماق و قمه و نارنجک اسلامی، حمله کنند. برای ساکت کردن مردم سرنگونی طلبی که به کمتر از آزادی و برابری رضایت نمی دهند، از بالا با فریب انتخابات، مثل آن نمونه ای که در عراق هست، برگزار کنند و از پائین دستجات اسلامی را به جان مردم بیاندازند. و نام آن را هم بگذارند تغییر "دمکراتیک" حکومت!

 

میگویند فشار های بین المللی قرار است رژیم اسلامی را وادار به كناره گیری كند. در دنیای امروز سیاست جهانی "فشار بین المللی" میلیتاریزه شده است. جهان پس از حمله آمریكا به عراق چیز دیگری از "فشار بین المللی" میفهمد. امید اینها بر "عراقیزه" كردن ایران است. چه كسی امروز آرزو میكند كه زندگی كودكان عراقی برای فرزندانش رقم زده شود؟ چه كسی سناریو عراق مطلوبش است؟ طراحان "رفراندم" به این آینده دخیل بسته اند! این فاکتور را هم باید به صحنه و نمایش نرم و لطیف رفراندم اضافه کرد. این خونین ترین و خشن ترین سناریوی تغییر رژیم است که سرانجام آن تثیبت حکومتی است که تنها با سرکوب مردم سرنگونی طلب نوع دیگری از خفقان را برپاخواهد کرد.

 

 

برای اكثریت كسانی كه امروز پلاكاردهای "رفراندم" را بر تابلوهای دانشگاه ها میكوبند،شعار "رفراندم" طرحی برای "تغییر" رژیم اسلامی نیست. این مردم سرنگونی رژیم اسلامی را میخواهند. این را بارها اعلام كرده اند، اگر چیزی غیر از این بود كه حال و روز دوم خرداد و مدافعانش امروز بهتر از اینی بود كه هست. امروز مهم نیست كه در تهران باشید یا شیراز، در لندن یا توكیو در هر كجا كه هستید، اگر پای حرف مردمی كه جانشان از دست رژیم اسلامی به تنگ آمده بنشینید و از حال و احوال جریان دوم خرداد بپرسید، جواب یك چیز خواهد بود: دوم خرداد تمام شد، مدتی برای رژیم اسلامی زمان خرید و عمرش به پایان رسید! رژیم اسلامی را نمیشود اصلاح كرد و اینكه اصلاح رژیم دروغی بیشتر برای خارج كردن آن از زیر ضرب اعتراض مردم نیست. همین جواب را دانشجویان در دانشگاه تهران به خاتمی هم دادند. دوم خرداد شكست خورد نه به دلیل اینكه جناح مقابل نگذاشتند كه "لوتر زمان" كارش را بكند، دوم خرداد به دلیل اعتراض مردم به كل هستی رژیم اسلامی، به بن بست رسید.

مردمی كه با چشمان باز به امروز و دیروز خود نیمنگرند، در پرتو شعار "رفراندم" تنها امكان اعتراض به رژیم اسلامی را میبینند و بس. این اما كافی نیست. اگر برای یكطرف این تنها "امكانی" است، برای طراحان این شعار استفاده از این خلا رهبری جنبش سرنگونی و كشاندن مردم پشت شعارهایشان است. باید هوشیار بود.

میگویند كه رفراندم تنها راه مسالمت آمیز تغییر حكومت است. این ها فراموش میكنند كه قهر و سركوب و زندان و سپاه و ارتش و اعدام و شلاق نه دست مردم كه دست حكومتی است كه میخواهند با آن "معامله" تغییر قانون اساسی را بكنند.

فراموش میكنند كه مسالمت آمیز ترین راه خلع سلاح طرفی است كه همین امروز چاقو به دست مقابل مردم ایستاده است. باید پرسید مسالمت آمیز برای چه كسی؟ برای مردمی كه میخواهند از شر رژیم اسلامی رها شوند؟ یا برای كسانی كه كل دستگاه حكومتی رژیم را میخواهند منهای سران آن؟ قرار است تفنگ و زندان و ارتش و سپاه و زن ستیزی برقرار بماند و مردم در كمال "آرامش" رژیم اسلامی را سرنگون كنند؟ یا اینكه دایر بودن كل این دستگاه های سركوب حكومتی اتفاقا قرار است متضمن "آرامش" یوشچنكوها ویا كرزایی های آینده باشد؟

 

مردم سرنگونی طلبند و اگر امروز كسی به پرچم "رفراندم" باور دارد، دلیلش چیز دیگریست. جنبش سرنگونی رژیم اسلامی، جنبش مردمی كه به چیزی كمتر از انحلال كل دستگاه سیاسی، مذهبی، نظامی و اجتماعی رژیم اسلامی رضایت نمیدهند، بدون رهبر است. لایق ترین نیرویی كه میتواند و باید این خلا رهبری را پر كند، حكمتیستها هستند. حكمتیستها اما خود در تدارك تامین این رهبری هستند. تداركی كه بیلان چند ماهه كارش پس از تشكیل حزبشان را همه به عینه میبینند!

 

حكمتیستها باید سریعا این رهبری را تامین كنند.