دقت كنید

 

بهرام مدرسی

سپتامبر ۲۰۰۴

 

 

شكی در این نیست كه مردم دیگر تحمل رژیم اسلامی را ندارند. شكی در این نیست كه زنان دیگر نمیخواهند به قوانین و روشهای اسلامی گردن نهند. در اینكه جوانان امروز بخصوص كل رژیم اسلامی را به مصاف طلبیده اند، نباید تردیدی به خود راه داد. نباید شكی داشت كه مردم هر لحظه در كمین رژیم اسلامی نشسته اند و از هر فرصتی برای ضربه زدن به این رژیم و پاﺋین كشیدنش استفاده خواهند كرد. كه مردم، جوانان و زنان كل رژیم اسلامی را با تمام قوانین كثیف اسلامیش، با تمام دم و دستگاه سركوبش و با تمام سپاه و ارتش و نیروهای امنیتیش به مصاف طلبیده اند. در این شكی نیست كه مردم میخواهند رژیم اسلامی گورش را گم كند و آرزوی زندگی آزاد و برابر را برای خود و فرزندانشان دارند. این ها و صدها حقیقت دیگری كه میتوان امروز از هر كسی در هر شهر و در هر كجای آن مملكت پرسید، واقعیت شرایط سیاسی امروز جامعه ماست.

 

همین واقعیت سیاسی است كه نیروها و احزاب مختلف را به دادن راه حلهای خود وا میدارد. هر درجه كه رژیم اسلامی بیشتر تحت فشار اعتراض مردم قرار میگیرد، این احزاب هم روشنتر به مصاف كشاندن اعتراضات مردم زیر پرچم خود میروند. سرنگونی طلب شدن احزاب و نیروهایی كه تا دیروز كمر به خدمت رژیم اسلامی یسته بودند از همین جا میاید. پرچمداران دیروز اصلاحات رژیم و طرفداران امروز "تغییر" رژیم، درست به همین جهت پرچمهایشان را یكی پس از دیگری عوض میكنند. طرفداران دیروز رفراندم و محكوم كنندگان كموینستهای كارگری و جوانان به "خشونت طلبی" و مدافعان امروز "تسخیر پایتخت" و انقلاب از همین سر است كه رنگ عوض كرده اند. آنچه كه اما در فرای این تعویض پرچمها و شعارها تغییری نكرده است، اهداف سیاسی این نیروهاست. نیروهایی كه بیمشان بیش از هر چیز از تصفیه حساب كامل مردم با رژیم اسلامی است. شعار اصلاحات رژیم اسلامی قرار بود كه كل سیستم و نظام حكومتی رژیم اسلامی را از زیر ضرب مبارزات مردم خارج كند. شعار رفراندم قرار بود كه مردم را با طرح معامله "آقایان"، به خانه هایشان بفرستد، طرفداری از حمله آمریكا به ایران و صف كشیدن پشت هر قداره بندی كه قول بخاك و خون كشیدن زندگی و خانه و كاشانه مردم را میداد، قرار بود كه سناریو سیاه عراق و افغانستان را مقابل مردم قرار دهد تا كسی جرات حمله به بنیادهای رژیم سرمایه داری اسلامی را بخود ندهد، كه مردم را از ترس حاكم شدن همان سناریوی سیاهی كه در شرق و غرب ایران در جریان است، در خانه ها یشان ماندگار كنند. امروز همان نیروها با طرح شعار فدارالیسم همان اهداف را دنبال میكنند. مردمی را كه سالیان سال در كنار هم و بدون اینكه محل تولد همسایه و آشنایانشان برایشان مهم باشد را به اساس همین محلهای توله تقسیم بندی میكنند تا بعدا بتوانند به همین اعتبار بساط كشتار و آوارگی مردم را فراهم كنند. همان سناریویی كه در یوگوسلاوی به اجرا درآوردند.

 

تا دیروز قرار بود كه ارتش و نیروهای نظامی و كل دستگاه های حكومتی رژیم اسلامی را از زیر ضرب مردم خارج كنند و فلانی را تاج سرش بگذارند و دور شهر بگردانند و این را پیروزی مردم اعلام كنند و امروز نقدا مامور درجه سوم و چهارمشان را جلو انداخته اند كه همین شو را اجرا كند.

دقت كنید! هدف همان است كه بود! رژیم اسلامی قرار نیست كه با تمام دستگاه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامیش كنار زده شود. نمایندگان اسلامی آن قرار است جای خود را به نمایندگان دیگری بدهند، همانطور كه ٢٥ سال قبل نمایندگان شاهنشاهی جایشان را با اسلامیون عوض كردند.

 

مردم خواهان كنار زدن كل دم و دستگاه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رژیم اسلامی هستند. این را با كنار زدن شعار اصلاحات اعلام كردند. این را با سكه پول كردن دوم خرداد نشان دادند، اینرا با افشا كردن شعار رفراندم و بلند كردن شعار آزادی و برابری اعلام كردند. اینرا با افشا كردن خواست ویران كردن خانه و كاشانه مردم و هلهله برای موشكهای غرب اعلام كردند. مردم همیشه حكمتیستها را در تمام این مراحل كنار خود داشته اند. كسانی كه چیزی جز واقعیت را نگفتند.

 

باید رژیم اسلامی را سرنگون كرد!

 

باید كاری كرد كه دیگر خبری از حكومت قوانین اسلام و مذهبی نباشد! باید كاری كرد كه دیگر خبری از استثمار و بیكاری نباشد! باید كاری كرد كه انسان انسان باشد و به اعتبار جنسیتش، رنگ پوستش، محل تولدش، اخلاقیاتش و اعتقاداتش تحقیر و شكنجه نشود. باید رژیم اسلامی را سرنگون كرد و جهانی آزاد و برابر را ساخت. برای ساختن چنین جهانی تنها باید بدور پرچم حكمتیستها گرد آمد.

دقت كنید! راه دیگری وجود ندارد!