اسپانیا : ما انسان را فرای پول و بازار قرار میدهیم

 

بهرام مدرسی

مه ۲۰۱۱

اسپانیا زمانی صف مقدم مبارزه علیه فاشیسم در اروپا بود، امروز این اسپانیا است که مجددا در صف اول می ایستد

 

تحریم اخبار اعتراضات اسپانیا از طرف میدیای جهان غرب باید دلیلی داشته باشد. روژنالیسم وابسته به دولت ها و احزاب بورژوایی بی جهت چیزی را اعلام یا حذف نمیکنند. دلیلی برای تحریم اخبار اسپانیا باید وجود داشته باشد. تحریمی که نه تنها از طرف این ژورنالیسم نوکر صفت، بلکه از طرف اتحادیه های کارگری بزرگ و کوچک اروپایی هم بچشم میخورد. چه منفعت مشترکی این جبهه وسیع را مقابل مردم اسپانیا قرار داده است؟

 

اعتراضات اخیر در اسپانیا از کیفیت دیگری برخوردارند. جواب اینجا است. مقایسه فرانسه و اسپانیا بسیار مفید خواهد بود. در فرانسه ما شاهد اعتراضات میلیتانتی بودیم که اساساً با فراخوان و سازماندهی اتحادیه های کارگری سازمان داده شدند. درفرانسه اتحادیه های کارگری بعنوان سازماندهندگان اصلی و اعلام کنندگان اصلی خواسته‌های تظاهرکنندگان پا را از چهارچوب سیستم پارلمانی موجود فراتر ننهادند. میلیتانت بودن به تنهایی محدودیت دامنه عمل را توجیه نمیکند. در فرانسه خواسته‌های رسمی اتحادیه های کارگری با هر میلیتانسی که در خود داشتند، رادیکال نبودند. رادیکال نبودند چرا که پا از چهارچوب سیستم پارلمانی احزاب موجود که خود اتحادیه های کارگری هم بخش مهمی از آن هستند ، بیرون ننهادند.

 

در اسپانیا اما

اعتراضات با شعار دمکراسی واقعی، در ضرب اول پا را ازچهارچوب رسمی و پذیرفته شده موجود بیرون نهاد. برخلاف تصوری که ژورنالیسم نوکر صفت بورژوایی از خواسته‌های معترضین در اسپانیا میدهد، آن‌ها تنها علیه دو حزب بزرگ پارلمانی نیستند، علیه کل سیستم پارلمانی موجود به خیابان آمده اند. به بیانیه اعلام شده از طرف سازماندهندگان اعتراضات مادرید توجه کنید

( http://democraciarealya.es/)منبع

 

اولویت هر جامعه پیشرفته ای باید برابری ، پیشرفت ، همبستگی ، آزادی دسترسی به فرهنگ ، حفظ امکان زیست وتوسعه و رفاه و سعادت مردم باشد.

 

حقوق اساسی است که باید در این جوامع تضمین شوند عبارتند از حق مسکن ، کار ، فرهنگ ، بهداشت ، آموزش ، مشارکت سیاسی ، آزادی و تضمین امکان بیان و رشد فردی انسان ، حق استفاده از اموال مورد نیاز برای تضمین یک زندگی آزاد، سالم و شاد برای همه

 

عملکرد سیستم سیاسی و اقتصادی فعلی نه تنها متضمن حقوق فوق نیست، بلکه خود مانعی بر سر راه تضمین این حقوق است.

 

دمکراسی مردمی باید متضمن حاکمیت مردم باشد. سیستم حکومتی کشور ما چنین عمل نمیکند. وظیفه سیستم حکومتی این است که خواسته‌های مردم را از طریف ارگان های اجرایی دخالت مستقیم مردم برای احراز این خواسته‌ها تبلو ببخشد، نه اینکه با نمایندگی کردن امیال قدرتهای بزرگ اقتصادی و نیازهایشان به قیمت تحمیل فشار بر دوش مردم، پاید های قدرت دیکتاتوری خود را تضمین کند.

 

ما تمرکز قدرت در دست اقلیت موجود را رد میکنیم. ما چنین تمرکزی که منبع نابرابری، ناعدالتی و قهر است را رد میکنیم. سیستم کهنه شده حاکمیت اقتصادی کنونی بانی گردابی است که در آن ثروت اقلیتی و فقر و نداری اکثریت را تا حد از هم پاشیدن کل زندگی تضمین میکند.

 

هدف و حکمت سیستم موجود انباشت ثروت و پول بجای تضمین سلامت و رضایت جامعه است. نابودی منابع طبیعی و محیط زیست و بیکاری یکی از نتایج این سیستم است.

 

مردم چرخ های کوچک ماشینی هستند که وظیفه‌اش ثروتمندتر کردن اقلیتی است که نمیدانند مایحتاج ما چیست؟ ما اما ناشناختگانی هستیم که بدون ما هیچ چیز ممکن نخواهد بود.

 

جامعه‌ای که اعتماد به آینده و خواسته‌های اکثریت را منعکس نکند، بانی چنین سواستفاده و وضع موجودی خواهد بود

 

خواهان تغییر و انقلاب شوید. ما انسان را فرای پول و بازار قرار میدهیم. ما انسان هستیم، نه محصولات بازار

 

اعتراضات اسپانیا که امروز دیگر تنها به بارسلون و مادرید محدود نیستند، کل سیستم سیاسی و اقتصادی حاکم را مقابل خود قرار داده است. این آن نقطه اختلاف اساسی میان فرانسه و اسپانیا است و همین دلیل ناخشنودی احزاب بورژوایی و اتحادیه های کارگری را توضیح میدهد.

من قبلاً در جایی گفتم که انقلابات جهان عرب آغاز پایان یک دوره هستند. اسپانیا امروز شروع این روند در جهان غرب را اعلام میکند. جهان پس از شکست بلوک شرق نتوانست سیستم سیاسی و اقتصادی غرب پیروز را بعنوان راه حل خود قبول کند. جرقه آن را تونس و مصر زدند، مادرید ادامه آن رادر اروپا نشان میدهد.

 

اعتراضات اسپانیا تا همین جا تابوهایی را که کل سیستم پارلمانی غرب ساخته بود را شکست. سیستم پارلمانی و زیربنای اقتصادی آن حداقل در افکار عمومی مردم مورد سؤال قرار گرفته است. خود طرح سؤال به معنی رد جواب‌های موجود از هر طرف است، چه سوسیال دمکراسی و چه احزاب به اصطلاح راست،

 

اعتراضات اسپانیا راه دیگری را مقابل بحران مالی دولتهای اروپایی قرار میدهد. اسپانیا انتظار دیگری از زندگی و خوشبختی و برابری و آزادی طرح میکند. در غرب آزاد این اسپانیا است که آزادی را مجدداً معنی میکند و همه این‌ها در تفکر انسان قرن ۲۱ جای خود را گرفته است

 

اسپانیا اعلام شروع این تحرک در اروپا است، ادامه آن بدون شک دامن کشورهایی چون پرتقال، ایتالیا، انگلیس و بلژیک و هلند را هم خواهد گرفت.

 

کمونیسم ما باید مدافع اعتراضات اسپانیا باشد. اینکه ادامه این اعتراضات و خواسته هایشان به کجا خواهد کشید را فعلاً نمیتوان قضاوت کرد، این اما کوچکترین تغییری در عمیقترین حمایت ما از اسپانیا را نمیدهد.