آدمکشان جمهورى اسلامى و خطر کمونيسم و سوسياليسم!

خمينى رهبر آدمکشان جمهورى اسلامى بود. اين لشکر آدمکشان که با فرمان او به جان مردم افتادند، زدند، گفتند و کشتند، امروز پايان کار خود را ميبيند.

يکى از اين آدمکشان نماينده قزوين، ناصر قوامى است. او خطر را مثل همه هم پرونده‌اى هايش ميبيند. در ديدن خطر اما جايزه ذکاوتى به او تعلق نميگيرد، چرا که پيش از او اکثرشان به "بحرانى" بودن وضع نظامشان اعتراف کرده بودند بخصوص وقتى که کودن‌ترينشان هم فهميدند که خاتمى و دوم خرداد هم کارى از دستش ساخته نيست.

به ناصر قوامى اما براى راه حلى که براى خارج شدن رژيم اسلامى از بحران ارائه ميدهد، بايد مدال طلا داد. او روز ٥ شهريور ميگويد که براى نجات رژيم بايد به خمينى و تفسير او از اسلام بازگشت! اين درست مثل اينست که فرماندهان شکست خورده هيتلر راه حل نجاتشان را بازگشت به هيتلر بنامند! به چنين ابلهى بايد جدا مدال طلا داد.

اما گذشته از اين ناصر قوامى ميگويد: "اگر حکومت دينى بخواهد غير از ديانت واقعى اسلام و غير از آن چه امام عرضه ميکرد، ارائه کند و با فشار، مردم را در تنگنا قرار دهد و هر روز براى مردم دستورى بچيند و همه چيز را خلاف شرع بداند، احتمال خطر بروز سکولاريسم، ليبراليسم، کمونيسم و سوسياليسم در ميان جوانان و مردم و پناه بردن آنها به اين "ايسم‌ها" به وجود ميايد."

همانطور که گفتم بايد براى تاکيد اين فرد بر اجراى اسلام واقعى و امامى، به او مدال طلا داد! ولى تاکيد بعدى او بر رشد سوسياليسم و کمونيسم را يکبار ديگر بخوانيد. صحبت بر سر اگر مردم در تنگنا قرار بگيرند نيست! اين "اگر" امروز واقعيتى است که همه شان به آن اعتراف ميکنند. همين "اگر" پروژه خاتمى را براى حفظ نظامشان ضرورى کرد و همين "اگر" حکومتشان را از هم پاشانده است.

درست به همان اندازه که "اگر" ناصر قوامى واقعى و امروزى است، روى آورى مردم و بخصوص جوانان به کمونيسم و سوسياليسم هم واقعيتى امروزى است. با دوم خردادى‌ها و ليبرال‌-اسلامى‌ها ميتوانند معامله کنند و زد و بندشان را بکنند. با کمونيستها و حزب کمونيست کارگرى و سازمان جوانان کمونيست اما اين امکان را ندارند!

اين همين کمونيستهاى کارگرى هستند که نابودى قطعى رژيم اسلامى و ايجاد جهانى بدور از نفرت اسلام را ميخواهند و درست به همين جهت در مرکز توجه جوانان و مردم قرار گرفته‌اند.

ما اين "اعلام خطرها" ميفهميم و فراخوانمان رجوع هرچه بيشتر به کمونيسم کارگرى است.

تنها راه سعادت مردم در ايران بقدرت رسيدن حزب کمونيست کارگرى ايران است.

۲۷-۸-۲۰۰۲