عین الله بیچاره فقط یک بار به‌ شهر آمد

 

عین الله فقط یک بار به‌ شهر آمد. دنیایش اما هیچ وقت محض خاطر آن یکدفعه به شهر رفتن هم که شده از ده بالا فراتر نرفت. هر جدلی، جهان کوچک عین الله را به لرزه در میاورد. رابطه و عشق ناموفق دیرینش به لیلا، کسب و کار خالی از هیجانش، موقعیتش در ده بالا و خلاصه همه و همه به لرزه میفتند. نه سرکار استوار، نه کدخدا و نه حتی پدر دل نگرانش کمکی برایش هستند.

 

عین الله برای حفظ تعادل روحی اش تصمیم گرفت در دفتر خاطراتش مقالات بنویسد و به پیشنهاداتی که در شهر به او‌ شده است اشاره کندو لرزش روحی و کینه های دیرینه اش از زمین و زمان، عشق بی پایانش به لیلا، همه و همه را به قلم بیاورد.

 

عین الله هنوز هم بعد از گذشت این همه سال باعث مسرت حال همه‌مان میشود.

مشتاقانه در انتظار نوشته های دیگرش هستیم

 

بهرام مدرسی

جولای ۲۰۱۱