درجستجوی سایه

تاریخ را کسانی به نمایندگی طبقات متخاصم رقم میزنند که به اهداف، منافع و راه پیروزی طبقه خود واقف هستند. تمام قد در مقابل جامعه می ایستند، قانع میکنند و جامعه را حول آن اهداف و منافع متشکل میکنند. کورش مدرسی از جمله این "کسان" است.

فاتح شیخ از ابتدای تاسیس حزب حکمتیست در سایه چنین کسی زیست. در تاریخ این حزب تازمانی که ماندن زیر این سایه برایش مفید بود، شاهد هیچ تحرک سیاسی که دال بر مخالفتش با سایه‌ای که زیر آن زندگی میکند وجود ندارد. نه نوشته ای، نه مصوبه ای و نه هیچ چیز.

داخل کشوری شدن آن واقعیتی که نام حزب حکمتیست را بخود نهاد، زنگ خطری برای فاتح بود. یا ماندن زیر سایه و قبول واقعیت اجتماعی بزرگتری از آن " من" ویا خروج از آن. فاتح شیخ راه دوم را انتخاب کرد. سنگر "دفاع از شخصیت‌های کمیته کردستان" بهانه رسمی خروجش بود. فاتح اما محتاج سایه دیگری برای خزیدن پشت آن است. کدام قامت؟ کدام سایه؟ فاتح هنوز در جستجو است.

فاتح شیخ اما مجبور است توضیح دهد. نه برای "بیرون" بلکه برای خود. "بیرون" برای فاتح به تجربه نقش زیادی بازی نکرده است. همیشه "من" فاتح شیخ مهمتر از بیرون بوده است. فاتح شیخ مجبور است توضیح دهد. توضیح او اما نقبی به متد و روش عرفانی اسلامی و چپ شرق زده نشأت گرفته از آن است. در سنت فرهنگ عرفانی اسلامی "شیطان" بانی همه نابسامانی ها ست. از روزی که در جسم نفوذ میکند، بانی همه "منکرات" می‌شود از عشق‌های شکست‌ خورده گرفته تا ناکامی های اجتماعی و شخصی. "شیطان" در سنت چپ شرق زده نام خود را به "رویزیونیست" و "تجدید نظرطلب" عوض میکند. بانی همه "منکرات" اما باقی میماند. در این سنت شما تا آنجا محتاج "سیاست" هستید که "تجدید نظر طلب" بودن کس دیگری را بعنوان دلیل تصمیم خودتان توضیح دهید. این انسان‌های مستقل، با شعور و فهم مستقل نیستند که تصمیم میگیرند امروز اینجا و فردا آنجا بروند، این آن روح "شیطانی" و "تجدید نظرطلب" است که شما را مجبور میکند به اینجا یا آنجا بروید.

فاتح شیخ برای توضیح خزیدنش از زیر سایه کورش مدرسی به "تجدید نظرهای" او "تزهای جدیدش" میپردازند. او توضیح نمیدهد که چطور با حرکت آن "کس" و تغییر موقعیت سایه اش میتواند کماکان زیر همان سایه قبلی بماند؟

فاتح شیخ اما محتاج سایه است. بحث‌های او تاکنون ردی از سیاست در خود ندارند. توضیحات بعدی فاتح شیخ قطعاً انتخاب او را برای خزیدن زیر سایه دیگری را نشان میدهند. باید در انتظار ماند.

بهرام مدرسی

فوریه ۲۰۱۲