درباره قصد پیوستن حزب اتحاد به حزب حکمتیست

 

رفقای عزیز

 

نامه ای به نزدیکترین رفقایم خواستم بنویسم و از نگرانی که از پریشب خواب را از من حرام کرده است، صحبت کنم.

 

پریشب یکی از رفقا خبر مصوبه حزب اتحاد برای قصد "متحد" شدنشان با ما را به من داد. قرار را بالاخره دیشب فرصت کردم بخوانم و پشت بندش مصاحبه آذر ماجدی در این رابطه. از شما چه پنهان که ٢ شب است خوابم نبرده است! میدانم که شاید بعضی از شما بگوﺌید که شاید نگرانی من بی دلیل است اما اجازه بدهید، بدون این که قصد شروع بحث سیاسی عجیبی داشته باشم، بگویم که چرا؟

 

اولا: من نمیفهمم چرا کسی که میخواهد به کس دیگری بپیوندد، میگوید میخواهیم با او "متحد" شویم؟؟؟ ما که قصد اتحاد با این ها را نداشته ایم، این "اتحاد" با ما تلاشی برای حقنه کردن چیزی به ما است که ما قبلا گفته ایم: مرسی قبلا صرف شده است! این اطلاعیه به این شکل انگار در دنیای دیگری سیر میکند!. در بازار استانبول که قدم بزنید، فروشنده هایی را مییبینید که میخواهند به زور به شما جنسی را بیاندازند، هر چه هم که بگید نمیخواهید، باز هم تلاش میکنند تا قبول کنید که خریدار هستید! خریدار زورکی! این در سیاست دیگر خیلی ناراحت کننده است!

 

دوما: ما هزار بار قبلا گفته ایم که عقیده ای به هم جنبش بودن با این ها را نداریم. من علیرغم همه "پیشرفتی" که حزب اتحاد کرده است این را میگویم. تلاش حزب اتحاد برای نگاه کردن به ما از پنجره "اتحاد" کمونیسم کارگری، پا کوبیدن بر "اشتراک" ما با آنها از طرف آنها است که راستش خواب را از من گرفت! فکر نکنم کسی از ما بخواهد با این ها نه تنها "مشترک" که حتی تداعی شود. مگر ما با مرزبندی با سیاست های این ها این حزب به این خوبی خودمان را تشکیل ندادیم؟

 

سوما: آذر ماجدی در مصاحبه اش میگوید که ما خیلی عجیب پراتیک اجتماعی خوبی داشته ایم، این را خوب خودمان بهتر از هر کسی میدانیم. اما این اولین دلیلش است. دومین دلیلش این است که نقد هایی که ظاهرا آنها از ما دارند، در حزب ما هم از طرف رفقای خودمان هم مطرح است و آن ها ، یعنی آذر ماجدی، راهی میبیند که از این طریق این سیاست ها را بشود عوض کرد و بنابراین این حزب اتحاد، خوب است با ما متحد شود! این ها نه بر اساس توافقات احتمالیشان با این حزب خوب ما، که با سرمایه گذاری بر اساس "نقد" شان به ما است که دارند نقشه میکشند با ما "متحد" شوند! متحد شدن با ما برای تغییر سیاستمان! این دیگر خواب را از من گرفت. یکبار دیگر جلسات "زیبا" با این انسان های امتحان پس داده!

تا آنجا که به پراتیک "خوب" ما که نه تنها این حزب بلکه خیلی های دیگر را هم متوجه ما کرده است، برمیگردد، از سر همان سیاست هایی است که دقیقا در تقابل با این ها شکل گرفته است!

 

چهارم: من راستش خواب بدی درباره همه اعضای این حزب ندیدم! اما از شما چه پنهان تعدادی از آن ها خواب را از من "ربودند" هنوز متحد نشده "ربودند"! امیدوارم که این نامه دوستانه به شما وبا ذکر خیر گفته های "نوک زبانم" به شما، بتوانم حداقل امشب خواب راحتی بکنم!

 

پنجم: به نظر من این حزب اگر با ما "متحد" نشود، از هم میپاشد! این فاکت است! اما راه نپاشیدن آنها آیا واقعا این "متحد" شدن با ما است؟ آیا ما مسول "حال و هوای" ان ها هم هستیم؟ آیا ما قبلا در کمال مسولیت هر کاری از دستمان برمیامد انجام ندادیم؟ چه حزب خوبی داریم! سری را که درد نمیکند را باید جدا بست؟

 

بهرام مدرسی

٣ مارچ ٢٠٠٨