درباره افق های آینده حزب حکمتیست

 

٨ ژوﺌن ٢٠٠٨

 

رفقای عزیز

 

واقعیت این است که تمام نکاتی که ما حداقل در چند سال گذشته گفته ایم درستی خود را نشان دادند. ما گفتیم که آن جنبش عمومی و همه با هم برای سرنگونی رژیم اسلامی به پایان رسید. ما گفتیم که احزاب و طبقات ضف بندی های سیاسی جدیدی بخود خواهند داد. ما گفتیم که نفرت عمومی مردم علیه رژیم اسلامی به تنهایی برای به پاﺌین کشیدن این رژیم کافی نیست. ما گفتیم که هر اعتراضی در جامعه به معنی شروع انقلاب نیست. ما گفتیم که اگر کمونیست ها مردم را حول سیاست های خود متشکل نکنند، هیچ آینده ای به نفع طبقه کارگر و مردم آزادیخواه رقم نخواهد خورد. ما گفتیم که رژیم اسلامی بیش از همه حکومت های بورژاویی دیگر تاریخ ایران، طبقه بورژوا را بمثابه طبقه در قدرت شریک کرده است. ما گفتیم که افق سرنگونی بورژاوزی غرب برای سرنگونی رژیم اسلامی شکست خورد و مردم و احزاب سیاسی که به این افق و این راه امید بسته بودند تاوان این باور را با سردرگمی و بی افقی خود میپردازند. گفتیم که رژیم اسلامی پرچم ناسیونالیسم ایرانی را رسما به دست خواهد گرفت. گفتیم که هیچ "همه با همی" برای سرنگونی رژیم اسلامی موجود نیست. ما بر افق ها و اهداف متفاوت طبقاتی تاکید کردیم

 

نگاهی به بیرون سالن بیاندازید تا همه این واقعیات را ببینید.

 

آن زمان که همه نیروهایی مدعی چپ یا کمونیست، افق خود را به افق بورژوازی جهانی گره زدند. آن زمان که آنها مردم را به شرکت در هر تحرک ارتجاعی علیه رژیم اسلامی دعوت کردند، آن زمان که آنها منافعشان را به منفعت این یا آن بخش طبقه بورژوا، پوزسیون یا اپوزسیون، گره زدند. آن زمان که افق رفرم و یا تغییر رژیم اسلامی با کمک آمریکا شکست خورد.

 

حزب ما شاید تنها جریان کمونیستی بود که با چشمان باز به خود و جامعه و طبقه اش نگاه کرد و در تلاش سازمان دادن جنبش خود بود. جنبشی که اسکلت اصلی آن را حزب حکمتیست ها تشکیل میدهد. ثمره این تلاش حزب ما را همه در یکسال و نیم گذشته حداقل دیدند. حزب ما امروز برای دوست و دشمن انسانیت و آزادیخواهی حزبی شناخته شده و معتبر است. هم برای دشمنان و هم دوستان. دلیل حمله متشکل سازمان های امنیتی رژیم اسلامی با همراهی احزاب و گروه های بورژوا- رفرمیستی به ما را باید در همین جا دید. این حمله کماکان در جریان است.

 

اگر احزاب سیاسی دیگر در دنیای سردرگمی که در آن گیر کرده اند امروز بدنبال مدون کردن سیاستشان هستند، اگر احزاب سیاسی دیگر امروز یا در کنار رژیم اسلامی قرار گرفته اند و یا هنوز هر تحرک کوچک یا بزرگ را شیپور آغاز انقلاب مینامند. اگر رفرمیسم خود را پشت تحرکات کارگری و توجه به این تحرکات مخفی میکنند. اگر در پی شکل دادن به بلوک بندی های سیاسی جدید با نزدیکان امروزشان هستند. اگر بخش های وسیعی از اپوزسیون بورژوایی رژیم اسلامی، رسما پیوستن خود به حکومت را اعلام میکنند.

 

حزب ما باید راهی را که تا اینجا طی کرده است ادامه دهد. آلترناتیو دیگری نه برای ما، نه برای طبقه کارگر و نه برای انسانیت در آن جامعه وجود ندارد.

 

ادامه راه اما به چه معنی است؟

به نظر من حزب ما باید یکبار برای همیشه و امروز بخصوص روشها، سنت ها، اشکال مبارزاتی و سبک کاری که متعلق به آن احزاب و جنبش های دیگر است را کنار بگذارد.

ما باید جنبش خود را کماکان سازمان دهیم. این "جنبش دیگر" محتاج حزبی دیگر است. احزاب سیاسی و حزب ما بخصوص، داده جنبش های خود هستند. داده ای که کل شیرازه سیاسی، سازمانی و طبقاتی این جنبش را در خود متبلور میکند. داده ای که حزبیت را به این جنبش اضافه و جنبشش را هدایت میکند. ما طی حداقل دو سال گذشته نشان داده ایم که میتوانیم جنبش خودمان را، جنبش کمونیستی و سوسیالیستی طبقه کارگر را مستقل از همه احزاب سیاسی دیگر سازمان دهیم.

 

ما باید:

- به مردم در جریان تجربه زندگیشان نشان دهیم که حق با ما است. مردم باید در زندگی روزمره شان ببینند که حکمتیست ها درست میگویند. برای این کار باید در لحظه به لحظه زندگی و مبارزه مردم حضور داشته باشیم. باید "درد و مرگ" مردم و بخصوص طبقه کارگر را "درد و مرگ" خودمان بدانیم. باید چه باید کرد ها را در همه لحظات این زندگی به مردم نشان دهیم. تبلیغات به تنهایی و اطلاعیه دادن و اظهار نظر کردن کافی نیست. برای این باید بدوا از "زندگی" که احزاب سیاسی دیگر به ما تحمیل میکنند فاصله بگیریم. دنیای ما متفاوت است. باید لحن صحبت کردنمان با مردم تغییر کند. باید نوع رهنمود دادنمان تغییر کند. ابزارهای اعلام سیاسیت ها و رهنمود هایمان را باید درستتر سازمان دهیم. باید با معضلات مبارزاتی مردم، طبقه کارگر و همه اقشار دیگر بیشتر آشناتر باشیم. مردم باید ما را در زندگی مبارزاتی خود تجربه کنند. برای این باید بدوا آنجا باشیم.

 

حزب مان را باید بر همین اساس بهتر سازمان دهیم. حزب ما امروز بیش از همه احزاب سیاسی اپوزسیون "داخل کشوری" است. سازمان ها و کمیته های حزبی باید انعکاس این باشند. در کل حیات این کمیته ها. رهبری حزب بخصوص باید خود را رهبر جنبش خود بداند. این یعنی وسعت دامنه نگرش و مشغولیات، یعنی وسعت کار افناعی و نشان دادن راه به مردم. هیچ جنبش اجتماعی دیگری به ما کمونیست ها و طبقه کارگر سواری نمیدهد، بعکس این جنبش ما بوده است که تاکنون حداقل به جنبش های دیگر سواری داده است.

 

باید "کفرهای" موجود کل خانواده چپ بورژوایی را زیرپا گذشت. باید بعنوان رهبران مسول جنبش آزادیخواهی مردم و طبقه کارگر، روشن راه را نشان دهیم.

 

باید حزبمان را در ایران سازمان دهیم. بیشتر و روشنتر از گذشته سازمان دهیم. باید حضور و تاثیر "آن بخش دیگر" حزب در رهبری حزب را تضمین کنیم. باید حضور حزب در جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر را تضمین کنیم. باید قدرت عمل سیاسی حزب را گسترش داد. باید ابزارهای این عمل سیاسی را بادقت تعریف و اجرا کرد. باید چهره میلیتانت حزب را حفظ کرد.

 

 

از راه دور باید و نباید ها را گفتن شاید ساده ترین کار باشد، علیرغم این امیدوارم که توانسته باشم توجه تان را به نکات فوق جلب کرده باشم. برایتان آرزوی جلسه ای خوب و موفقی را دارم.

 

رویتان را میبوسم

رفیقتان

بهرام مدرسی

٨ ژوﺌن ٢٠٠٨